logo-samandehi معماری و شهر سازی - 2

معماری و شهر سازی

به بزرگترین پورتال ایرانیان پیداک خوش آمدید

banner
جستجوگر پیشرفته



تاریخ معماری در ایران، به بیش از ۲۵۰۰ سال قبل باز‌می‌گردد. اکنون در اقصی نقاط کشورمان، بناهای تاریخی فراوانی که مربوط به دوره‌های تاریخی مختلف بوده‌اند وجود دارد. قصد نداریم در مورد این بناها صحبت کنیم، بلکه می‌خواهیم توجه شما را به نکته‌ای در این آثار جلب کنیم که کمتر به آن دقت شده‌است؛ سقف بناهای ایرانی.

سقف، در بناهای ایرانی، به خصوص در بناهایی که کارکرد مذهبی دارند نقش بسیار مهمی دارد. در مساجد، از آنجا که سقف، دالانی برای نزدیکی به آسمان محسوب می‌شد، همیشه مورد توجه معماران قرار می‌گرفت. با این حال چیزی که بیشتر باید به آن فکر کنیم، اهمیت سقف در گذشته و بی اهمیت بودن آن در معماری امروز است. امروز دیگر کسی به آسمان خانه‌اش نگاه نمی‌کند.

بدون توضیحات بیشتر، توجه شما را به دیدن تصاویری از زیباترین سقف‌های بناهای تاریخی ایران در فارنت جلب می‌کنیم.

Farnet-Alighapu-01عمارت عالی قاپو، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Alighapu-02عمارت عالی قاپو، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Alighapu-03عمارت عالی قاپو، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Dolat-abad-Yazdعمارت باغ دولت آباد، یزد – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Fatima-Masumeh-Shrineحرم حضرت معصومه (س)، قم

Farnet-Grand-Mosque-of-Isfahanمسجد جامع اصفهان – عکس از علی کردزاده

Farnet-Imam-Mosque-01مسجد امام، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Imam-Mosque-02مسجد امام، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Jameh-mosqueمسجد جامع یزد – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Nasir-ol-Mulk-Mosqueمسجد نصیرالملک، شیراز – عکس از مارتین ییله

Farnet-Nasir-ol-Mulk-Mosque-02مسجد نصیرالملک، شیراز – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Seyyed-mosqueمسجد سید، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Sheikh-Lutf-Allah-Mosque-01مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان – عکس از علی کردزاده

Farnet-Sheikh-Lutf-Allah-Mosque-03مسجد شیخ‌ لطف‌الله، اصفهان – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Vakil-Mosque-01مسجد وکیل، شیراز – عکس از محمدرضا دمیری گنجی

Farnet-Vakil-Mosque-02مسجد وکیل، شیراز – عکس از آندرو اشنایدر


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 488
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [دوشنبه 15 آذر 1395 ] [ 23:20]
تاریخ
فهرست موضوعات - علم و فن آوری - معماری و عمران























:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 634
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 31 ارديبهشت 1395 ] [ 10:29]
تاریخ

مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از طریق بافت و رنگ آنها بدست می آید، زبانی حاصل می شود که می تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.

"ماریو بوتا"



:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 445
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 31 ارديبهشت 1395 ] [ 10:28]
تاریخ

محاسبه شیب زمین و شیب رمپ

در این آموزش تصمیم دارم که نحوه محاسبه شیب زمین یا شیب رمپ را براتون توضیح بدم.
دوستان زیادی شیب را با درجه اشتباه میگیرند، باید این نکته را خدمتتان بگم که شیب ۱۰۰ درصد برابر با زاویه ۴۵ درجه است.
این یک محاسبات ساده ریاضی است که با tan به راحتی به نتیجه میرسید.
من زیاد بحث را پیچیده نکنم، همانطور که در تصویر زیر مشاهده میکنید یک طول با ۲ شیب مختلف محاسبه شده است.
در مثال نخست طول زمین ۱۵۰ متر در نظر گرفته شده است که برای محاسبه ارتفاع کافی است عدد طول را در شیب مورد نظر ضرب کنید. (h=s*a)
۱۵۰ ضربدر ۰/۱۰ = ۱۵ متر —> این عدد ارتفاعی است که با طول ۱۵۰ متر و شیب ۱۰ درصد بدست میآید.

مثال دوم طول زمین ۱۰۰ متر و شیب ۱۰درصد در نظر گرفته شده است برای محاسبه این مورد نیز ۱۰۰ ضربدر ۰/۱۵ = ۱۵ متر
در صورتی که طول زمین و میزان شیب مورد نظر  را داشته باشیم به راحتی میتوانیم ارتفاع را مشخص کنیم.

این روش را میتوانید برای حالات مختلف نیز استفاده کنید.
حالتی که ارتفاع و طول را دارید و میخواهید شیب را محاسبه کنید.
حالتی که ارتفاع و شیب را دارید و میخواهید طول را محاسبه کنید و …
امیدوارم که این آموزش مفید واقع بشه.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 543
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 10 ارديبهشت 1395 ] [ 16:43]
تاریخ

https://reg.pnu.ac.ir/Forms/AuthenticateUser/main.htm

برای دانشجویان عزیز دسترسی آسان لینک بالابای بای


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 3138
:: ارسال شده در: آرشیو کل ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ 10:16]
تاریخ

عکس های باور نکردنی از قبل و بعد ارایش


عکس های باور نکردنی از قبل و بعد ارایش

عکس حیرت انگیز از قبل و بعد ارایش

 
 
 
 
 
 
 



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 651
:: ارسال شده در: آرشیو کل , جالب انگیز ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [سه شنبه 15 دي 1394 ] [ 11:19]
تاریخ

چگونه یک مرد ایرانی از هیچی به یک میلیاردر تبدیل شد

چگونه یک مرد ایرانی از هیچی به یک میلیاردر تبدیل شد

من احد عظیم زاده هستم. در ۱۰ آذر ۱۳۳۶ در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالیمان اجازه نمیداد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا ۱۳ سالگی روزها قالی میبافتم و شبها درس میخواندم. چارهای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمیداد.

خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲بار بیشتر نمیتوانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالیهای کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا ۲هزار تومان) سود میکردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختیها را آسان میکرد. در ۱۸ سالگی توانستم ۲۰ هزار تومان پسانداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اینکه مجبور به ترک تحصیل شدم.
 

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض میکند) یتیم هیچکس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانهاش میرود دستی به سر و روی بچهاش میکشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شبها، شبهای جمعه پاهایش را در بغل میگیرد و به انتظار مینشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد…در این فکر بودم که سرمایهام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. میخواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او ۲۰ هزار تومان قرض کردم و ۶۰ هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایهام شد ۱۰۰ هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی. وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم.

چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماهها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا ۲ سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمیدادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس میروند. ویزای ۱۵ روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.
 
 
زبان هم نمیدانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمیشد و کیفیت تولید فرش و رنگ بندیها هم مناسب نبود. چای و قهوهام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم.به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با ۱۰ درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسکپذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ. شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور میکنید یا نه؟ در اولین معامله ۶. ۵ میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه ۱۰۰ هزار تومانی من که ۸۰ هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم…

کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایدههای جدید دادم. از موزههای فرش کشورها بازدید میکردم و از طرحها اقتباس یا از آنها عکس میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرحها، ایدههای نو بیرون میدادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچگاه نداشته ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک میگذاشت.


اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار میایستد، با احترام میایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسکپذیری خودم است. بسیار ریسک میکنم، بسیار. کمی بعد در بازدید از هتلهای معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون ۱۸۰ میلیارد تومان در این پروژه سرمایهگذاری کرده ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.
 

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 491
:: ارسال شده در: آرشیو کل , جالب انگیز ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [سه شنبه 15 دي 1394 ] [ 11:17]
تاریخ

تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری

عکس های قدیمی و یادگاری از هیئت‌ های قدیمی عزاداری در محرم
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری
 
تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 495
:: ارسال شده در: آرشیو کل , جالب انگیز ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [سه شنبه 15 دي 1394 ] [ 11:15]
تاریخ


بیشترین دروغی که دراین دنیا گفتم,,,

این کلمه است : خوبم


http://upload.tehran98.com/img1/dl6pu3dcayi5hh3lxunk.jpg


 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰ 
 
 مخاطب خاص باشی
یا عام

فرقی نمی کند

من اول شخص مفردی هستم

که عاشقت شده است.    

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

               
 

 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰ 

هنوزمـ...

امــروز یاבمــ افتــاב ..دفتــر خاطراتـــے ڪـﮧ

خیلـــے وقتــ استــ

چیزــےבر آטּ ننوشتـﮧ امــ

بــا خوבمــ میگویمــ :

" فڪرشــ را بڪـטּ یڪــ روزمیمیرــے او میمانـــב و ایـטּ בفتَــر "

בلَمــ میســوزב براے تو


ڪــﮧ میشڪنــے روزــےڪـﮧ مـטּ نیستمــ

تــو ایـטּ دفتــر را میخوانــے

خــرב میشوے وقتــے میفهمــے


چقــבر בوستتــ داشتمــ ... !.


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 

 

 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

  
+لُـغـت نـآمـہ هـآے בنیـآ رآ بـآیـב آتـش زב ...


جـلوے وآژه ے نبـودט نوشـتـہ انـב :

"عـבمـ حـضور شخصے یـآ چیـزے "

هـمـیــט !

چــقـבر  نَبـوבט تــو رآ

سـآבه فَرض مـے ڪنـنـב ...


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 
 


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

لــعــنتی

چه دودی مــیکند ...

ســـیگاری که با یـــاد تـــو کشیـــده میشود...!


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 
 
 

 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

دلتنگی از نیمه های شب

وقتی که تیک تاک عقربه ها عمقِ تنهـاییت

را به رخ میکشند آغاز میشود

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 
 

 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 این‌طور که تـــــــــو را زیبا می‌نویسند، یعنی:

عاشق‌اَت شده‌اند کلمات!

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 

 
 
 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

نانِ متبرّک استْ لب‌هایت.


کُفر نیست اگر بگویم:


خدا را هم ببوسی، تقدیس می‌شود!

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 

  
 

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 
آرزو كن كه آن اتفاق قشنگ بيفتد


رويا ببارد


دختران برقصند


قند باشد


بوسه باشد


خدابخندد به خاطر ما


ما كه كارى نكرده ايم!


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

 

 

  

✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰ 

 
بــارانــي مــوَرب

در نيــمروزي آفتــابــي

هيــچ اتفــاقي نيــافتــاده اســت

تنــها تــو رفتــه اي

امــا مــن

قســم مــي خــورم کــ ه ايــن بــاران

بــارانــي معــمولي نيســت

حتمــا جــايــي دور

دريــايــي را بــه بــاد داده انــد...


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

  

 


✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰

 

بهانـه هـم اگـر میـگیری

بهـانـه ی مرا بگـیر ...

تمـام خواسـتـن را وجـب کردم

تمام خواـستـن را ...

هیچـکس

و هیـچ کس

بـه انداره مـن عاشــق تـو

و بهانـه های تـو نیـسـت...


مُــچـالـه کــُن ... بشکـَن ... بـَنـدبـزن

خَــط بــزن ، خُـلـاصـه راحـَتــــ  بـاش ...

ارثــــِ پــدرتـــ کــه نـیـسـتـــ ...

دل تـَنهـای مَـن استـــ ...




✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰


آבمهآ چـــ ﮧ موجُوבاتَ בلگیرے هَستنـב..
وَقتــے سوزنَـشانَ را نـخَ مــے کُنــے
 
برایتَ בروغ مــے بافنـב....!!!



✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰




✰(¯`*•.¸,¤° ̲[̲̲̲̲̲̲̲̅B̲̲̲̲̲̲̲̅]̲ °¤,¸.•*´¯)✰




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 502
:: ارسال شده در: آرشیو کل , شعر عاشقانه تک بیتی های ناب اشعار و تک بیت های زیبا تک بیــــــــــــــت های ناب و زیبـــــا ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [سه شنبه 15 دي 1394 ] [ 11:11]
تاریخ
گلایـه کارو از خـدا و جـواب سهراب سپـهری ...!!! ( تیکه از کتاب کفر نامه کارو)
********
ابتدا گلایه : خدایا کفر نمیگویم،



پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.

خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
*********
این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا: 


 
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 418
:: ارسال شده در: آرشیو کل , شعر عاشقانه تک بیتی های ناب اشعار و تک بیت های زیبا تک بیــــــــــــــت های ناب و زیبـــــا ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [دوشنبه 07 دي 1394 ] [ 22:32]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 928
کل نظرات کل نظرات : 6
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا تعداد اعضا : 47

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 252
باردید دیروز باردید دیروز : 509
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 10
بازدید هفته بازدید هفته : 1,110
بازدید ماه بازدید ماه : 761
بازدید سال بازدید سال : 140,680
بازدید کلی بازدید کلی : 531,693

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 3.219.31.204
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir