close
تبلیغات در اینترنت
logo-samandehi RZHGBFT - 229

RZHGBFT

به بزرگترین پورتال ایرانیان پیداک خوش آمدید

banner
جستجوگر پیشرفته



ضوابط شهرداری قرارگیری یک پارکینگ حداقل دهانه 2.5 متر قرارگیری دو پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 4.5 متر قرارگیری سه پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 7 متر طول مورد نیاز جهت پارکینگ 5 متر حداقل فضای یک پارکینگ 2.5*5 متر شعاع گردش یا طول مورد نظر جهت مانور 5 متر حداقل عرض در ورودی پارکینگ 3 متر عرض رمپ یکطرفه 3 متر و دوطرفه 6 متر عرض رمپ قوسی یکطرفه 3.65 متر و دوطرفه 7 متر شعاع داخلی مسیر گردش در کلیه پارکینگ ها 4.57 متر است. شیب رمپ پارکینگ 15 درصد هر واحد بالای 100 متر در طبقه اول و دوم به یک پارکینگ نیاز دارد. واحد مسکونی کوچکتر از 150 متر یک پارکینگ -150 تا 200 متر 1.5 پارکینگ - بیش از 200 متر دو پارکینگ همچنین درصورتی که تعداد واحد فرد باشد یک واحد از پارکینگ معاف است. حداکثر ارتفاع مفید واحد مسکونی 2.90 متر حداکثر ارتفاع پارکینگ 2.20 متر حداکثر ارتفاع مفید پیلوت 2.40 متر حداکثر ارتفاع زیرزمین 2.20 متر حداکثر ارتفاع مفید واحد تجاری 4.50 متر حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 1.80 متر ارتفاع مفید خرپشته 2.20 متر ارتفاع نورگیری در زیرزمین حداکثر 90 سانتی متر حداقل سطح پنجره نباید از یک پنجم سطح فضا کمتر باشد. حداقل عرض حیات خلوت اگر سرتاسری باشد 2 متر و اگر سرتاسری نباشد 3 متر احداث پیش آمدگی یا بالکن در گذر 12 تا 20 متر 80 سانتی متر و در گذر بالای 20 متر 120 سانتی متر مجاز است.ارتفای این پیش آمدگی از زیر آن تا روی خیابان 3.50 متر حداقل عرض آشپزخانه و اتاق خواب 2.50 متر - نشیمن 3.00 متر - پاگرد 1.20 متر نورگیری آشپزخانه و پذیرایی از یک پنجره به شرطی مجاز می باشد که طول نورگیری کمتر از 8 متر باشد. ابعاد نورگیر برای اتاق خواب و پذیرایی 3*4 متر و برای آشپزخانه 2*3 متر می باشد. ابعاد مفید آسانسور 2*1.60 متر حداقل ارتفاع چاله آسانسور 1.50 متر

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 100
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:18]
تاریخ
کلیاتی درباره معماری و معماران معماری هنر و علم طراحی و ساخت ساختمان‎ها با استفاده از مصالح پایدار و بر اساس قانون‎مندی‎های معین می‎باشد. هدف معماری تولید ساختمان‎هایی است که از نظر عملکرد متناسب با اهدافشان هستند و از نظر بصری برانگیزاننده حواس آدمی و از نظر زیبایی‎شناسی خوشایند می‎باشند. زیبایی یک شهر عمدتاً به کیفیت معماری آن وابسته است. معماران انواع زیادی از ساختمان‎ها از قبیل خانه‎ها، مدرسه‎ها، هتل‎ها، بیمارستان‎ها، استادیوم‎ها، کارخانجات، ساختمان‎های اداری، تئاترها و عبادتگاه‎ها را طراحی و خلق می‎کنند. همچنین معماران یادمان‎هایی طراحی می‎کنند که مختص یادبود رویدادها و اشخاص مهم هستند. معماری یکی از قدیمی‎ترین شکل‎های هنر است و پیشینه آن به دوران قبل از تاریخ بر می‎گردد و تقریباً در تمامی جوامع آثاری از معماری تاریخی یافت می‎شود. از نظر تاریخی، معماری مجموعه‎ای از سبک‎های قابل شناسایی را دنبال کرده است که ممکن است به عنوان گوتیک، باروک یا نئوکلاسیک مشخص شوند یا سبکی از نوع مرتبط با یک فرهنگ خاص از قبیل یونانی، رومی یا مصری باشند. سبک معماری در یک خانه ییلاقی، کارخانه، هتل، فرودگاه و یا ساختمان مذهبی منعکس کننده ارزش‎ها و نیز نیازهای جامعه‎ای است که آن را تولید کرده است. معماری یک جامعه بازتابی از ارزش‎ها و ایده‎آل‎های مردمان آن است، به عنوان مثال یونانیان باستان بر نظم و توازن در زندگی تأکید داشتند و از این رو آنها سبک معماری را خلق کردند که متوازن و منظم بود. معبد یونانی دارای تناسبات زیبا نشان‎دهنده این تأکید بر توازن است. به عنوان نمونه دیگر قرون وسطی دوره ایمان مذهبی عمیق در اروپا بود و در نتیجه معماران کلیساهای باشکوه با طاق‎ها و برج‎هایی طراحی می‎کردند که گویی به سمت عرش صعود می‎نمودند. همچون معبد یونانی، کلیسای قرون وسطی بر آن بود تا حالتی از احترام و عظمت را در میان عبادت‎کنندگان القاء کند. اگرچه معماری دارای ویژگی‎های هنری است، اما معماری تنها تابع سلیقه و عرف زیبایی‎شناسی نیست، بلکه تابع محدودیت ناشی از ملاحظات اجرایی وابسته به هم نیز است. این پارامترهای اجرایی در اصل تکنولوژی و مصالح در دسترس هستند. همچنین معماری می‎بایست تعداد زیادی از نیازهای کارکردی مهم و متناسب با اهدافش را نیز برطرف کند، مثلاً یک معمار ممکن است ساختمان اداری طراحی کند که از نظر ظاهری زیبا باشد، اما اگر مردم نتوانند به راحتی و بطور مؤثر در آن کار کنند، آن ساختمان از نظر معماری شکست خورده است. معماری دارای خصوصیات منحصربفردی است که آن را از سایر هنرها جدا می‎کند. در بیشتر موارد نقاشان، نویسندگان، آهنگ‎سازان و سایر هنرمندان آثارشان را خلق می‎کنند و سپس تلاش می‎کنند تا آنها را بفروشند. اما هزینه‎های ساخت یک ساختمان ممکن است هزاران یا میلیون‎ها دلار باشد. بندرت یک معمار می‎تواند مثلاً یک ساختمان اداری طراحی کند و استطاعت مالی ساخت آن را داشته باشد و سپس اقدام به فروش آن نماید. برخلاف سایر هنرمندان، معماران بایستی با افراد دیگری همکاری کنند تا طرح‎هایشان را به ثمر برسانند. مثلاً رمان‎نویس‎ها می‎توانند داستان‎هایشان را تنها و با استفاده از قوه دریافت خود خلق کنند، اما غالباً تمام معماران ساختمان را برای یک کارفرما طراحی می‎کنند و بایستی خواسته‎ها و نیازهای کارفرما را در نظر بگیرند. از این رو معماران از نزدیک با کارفرما در طول پیشرفت یک ساختمان کار می‎کنند و تصمیم می‎گیرند چگونه به بهترین وجهی نیازهای کارفرما را برآورده سازند. در نتیجه معماران در چارچوب محدودیت‎های حاصل از خواسته‎ها و نیازهای کارفرما، می‎توانند ایده‎های هنرمندانه شخصی‎شان را در طرح لحاظ کنند. با توجه به کلیات یاد شده، این پرسش مطرح می‎شود که بین جنبه‎های هنری و علمی معماری چگونه می‎توان یک رابطه منطقی برقرار نمود و در طراحی معماری آیا باید برای یکی از این جنبه‎ها اولویت قائل شد یا اینکه هر دو را در کنار هم باید دید؟ تاریخ معماری معماری به عنوان یکی از قدیمی‎ترین اشکال هنر، از پیشینه‎ای کهن برخوردار است. از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد، معماری نیز حیات خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده‎های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی‎های بسیاری را به خود دیده است. معماری پدیده‎ای است که طی هزاران سال وجود داشته است و نمونه‎های آن به شکل بناها و ساختمان‎های متعدد در سراسر جهان پراکنده می‎باشند. وجود چنین سابقه دیرینه‎ای یک مزیت در پژوهش معماری محسوب می‎شود، چرا که در زمینه تحقیق، کمتر رشته‎ای است که مانند معماری از چنین گنجینه‎ای از مدارک و شواهد برخوردار باشد. حقایق مربوط به معماری طی دوران‎های طولانی و از طریق تجربه و آزمون‎های مستمر توسط بشر بدست آمده‎اند. از این رو می‎توان گفت تاریخ معماری مجموعه مدون آزمون‎های تجربی ثبت شده بشر در امر معماری است. اگر از تاریخ دل خوشی نداریم، می‎توانیم نام شواهد تجربی را به آن اطلاق کنیم. بررسی این شواهد برخی از واقعیت‎های معماری را نشان می‎دهد. شناخت و مطالعه تاریخ معماری بنا به دلایل مختلف که در زیر به برخی از آنها اشاره می‎شود، از اهمیت فراوانی برخوردار است: 1. شناخت هر پدیده مستلزم شناخت تاریخ شکل‎گیری آن است و هیچ پدیده‎ای را نمی‎توان بصورت مجرد و فارغ از زمینه تاریخی‎اش مورد بررسی قرار داد. پژوهش در عرصه معماری نیز بدون تعمق در تاریخ و سیر تحول آن کاری ناقص و یک جانبه خواهد بود. 2. معماری به عنوان پدیده‎ای که جوانب فنی و هنری را یکجا در خود جمع دارد، حرفه‎ای دشوار است. با قبول دشوار بودن معماری، دور از عقل است که نقش انبوه تجارب انسان را در آفرینش معماری‎های جدید نادیده بگیریم. 3. یک کار مهم تاریخ معماری این است که شواهد و مدارک تاریخی موجود در زمینه معماری را بررسی نماید و آنها را در بافت اجتماع واقعی‎اش تحلیل کند، بطوری که ایجاد رابطه بین شواهد معماری و مردمی که آن را بوجود آورده و از آن استفاده کرده‎اند، امکان‎پذیر شود. در این صورت تاریخ معماری رابطه مردم و معماری را در طی دوره‎ای طولانی مطرح می‎نماید و خود تبدیل به شالوده‎ای برای اندیشیدن به مسائل معماری نوین می‎گردد. 4. تاریخ معماری به ما کمک می‎کند تا با انطباق مفاهیم و مسائل هر زمان با اثر ساخته شده در آن عصر، بتوانیم عوامل ثابت و عوامل متغیر را در طراحی معماری پیدا نماییم و سعی کنیم که حقایق مربوط به معماری را از آنها استنتاج کنیم. در بررسی تاریخ هنر و نیز تاریخ معماری دو رویکرد عمده یا دو روش متفاوت وجود دارد: 1. رویکرد توصیفی به تاریخ معماری: در این رویکرد به شکل توصیفی با تاریخ برخورد می‎شود و تاریخ معماری به ترتیب دوره‎های آن تنها روایت می‎شود و اطلاعات متعددی بدون تحلیل چرایی آنها ارائه می‎گردد. در این روش معمولاً مطالعه ارزش‎های فرمال در درجه اول اهمیت قرار می‎گیرد و تنها به کیفیات و روابط فرم‎های خارجی توجه می‎شود. 2. رویکرد تحلیلی به تاریخ معماری: در این رویکرد معماری بصورت علمی و تحلیلی و در ارتباط با سایر پدیده‎های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بررسی می‎شود. تاریخ تحلیلی معماری حیطه مطالعات را وسیع‎تر کرده و تمام مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، فلسفی و ... را که منجر به ایجاد معماری‎های مختلف شده است، مورد مطالعه قرار می‎دهد، هرچند که در نگاه اول رابطه آنها با معماری چندان مشهود به نظر نرسد. به عبارت دیگر چرایی ایجاد سبک‎های مختلف را با کمک گرفتن از پدیده‎های مرتبط با معماری بیان می‎کند، مثلاً چرا معماری مصر کاملاً مونومانتال و خارج از ابعاد انسانی است و برعکس در جزء جزء معماری یونان حضور مردم احساس می‎شود. برای مورخی که اینگونه تاریخ را می‎نویسد، یک بنا تنها مجموعه‎ای از طبقات و یا مصالح ساختمانی نیست، در نظر وی معماری پدیده‎ای است که تمام اعمال زندگی بشر را در بر می‎گیرد.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 115
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:17]
تاریخ
معماری باغ های ایرانی ساخت باغ در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است . باغها در کل عملکردهای مختلفی داشته اند و در بعضی دورانهای باغهای عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می شوند . در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درخت زارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهنسال بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و با شکوه بیرون شهرها ، چندین سده پدیده باغسازی در درون و پیرامون شهرها ، خاص این سرزمین بوده است . در دین اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بیمورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایت فراوانی در دست است . از طرفی به دلیل اختلاف آب و هوایی مناطق مختلف ایران ، بخصوص در مناطق گرمسیری باغ اهمیت ویژه ای پیدا می کند . این دو موضوع و مسایل دیگر باعث شدند که در این سرزمین درخت به عنوان عامل گیاهی و حیاتی مورد احترام اهالی قرار گیرد باغهای ایرانی : باغ ایرانی از قدیمی ترین و مهمترین باغ های جهان به شمار می روند . باغ ایرانی بیشتر حاکی از نیازهای روحی و کمتر متناسب با نیازهای آب قابل سنجش است . از زمان های قدیم بخش اساسی از زندگی ایران و معماری آن بوده در موجودیت آتشکده های بزرگ و تقویت نمادین آنها ، سهم داشته است از زمان سومریان باغ ، معبد و قصر سلطنتی را احاطه می کرد. زندگی در ایران به آب وابسته و در واقع آب عامل اصلی زندگی است . ایرانیان درخت را همراه با آب روان ترسمی کرده اند که مطلوبترین منظره در یک سرزمین خشک است . پس از آب درختان مهمترین نقش را در شکل گیری باغ ایرانی دارند . ایرانیان قدیم معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام ( اوروزا ) که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می شد . ایرانیان بسیار پیشتر از سایر اقوام و ملل پی بردند که باغ سازی اساس کشاورزی است و نیکوترین شیوه های باغ سازی را هم از زمانهایی د یرین به دست آورده بودند . در دوران اسلامی ، باغ های انبوهی کاخ را احاطه می کردند و از لحاظ معماری به صورت بخشی از آن در نظر گرفته می شد. به صورتی که باغ تمامی جوانب اصلی بنا را به صور قرینه فرا می گرفت . سراسر محوطه به قطعات مستطیلی تقسیم می شد که از میان آنها جوی های کوچکی می گذشت . این باغ ها به پیروی از پیشینیان ایرانی ساخته می شوند از همان سده های نخستین هجری ، باغ سازی به شیوه ایرانی به فراسوی مرزهای می رود و به مرور زمان گستره خود را وسیع تر می کند . شیوه باغ سازی در کشورهای شرقی از باغ سازی ایران الهام گرفته است ، در این اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بی مورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایات فراوانی در دست است . مقدمه ای بر پیشینه تاریخی باغ ایرانی : شعر و ادب هنرهایی تزئینی ایرانی خواه از زمان هخامنشیان و خواه از زمان سامانیان و دوره اسلامی ، همیشه سرشار از احترام و علاقه به طبیعت است . در باغ – این طبیعت از پیش اندیشیده – راه به انسان و طبیعت در نهایت هماهنگی است . باغ به کمک اشکال منظم هندسی رابطه میان طبیعت و دنیای درونی تصور می شود . باغ مفهوم عرفانی و مذهبی طبیعت و نظم جهان را منعکس و مفاهیم فضاها را مطرح می کند . قرآن کریم در آیه های متعددی ، خوشی های بهشت را توصیف می کند و شادی و لذت عمیق کسانی را که به خدای خویش ایمان آوردند و سرانجام آرامش ، برکت و آسایش یافتند و برای همیشه در باغهایی جای گرفتند که آب از زیرآنها جاری است . در سایه های خنک و برای همیشه ، اراسته به چشمه های سرشار، باغ ایرانی نه تنها جای امن و آرام که در عین حال جایی است برای تفکر آرام یا مذاکرات فلسفی . جایی است برای تأمل و تحقیق ، جایی که روح خسته آدمی می تواند تازه شود و آرامش یابد و منظره هایی تازه بر او مشکوف گردد . نیلوفر آبی در سراسر اعصار و در تمامی آسیا یک نماد مقدس آسمانی بود . آرایش معماری در سراسر اعصار ، منحصر به گل و گیاه بوده و می باشد . تعریف و واژه شناسی : باغ ایرانی آن گونه که از ایده و تعریف آن بر می آید گذشته از فضایی عملکردی که مردمان در آن دمی بیاسایند و تفرج کنند ، خود مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . باغهایمان در گذشته از اندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند ، چه به آنگاه که با حفظ تقدیس آب را چنان در باغ میگرداندند تا باغشان نیز نماد تفکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند. واژه باغ معادل پردیس است که از کلمه « پایری د آزا » ( به معنی محوطه محصور و مدور باغ ) از بوستان ریشه گرفته است که معرب آن« فردوس است . باغ ایرانی به عنوان گونه ای از معماری برون گرای ایرانی در منطق و اصول شکل گیری فضا ارتباطی نزدیک با معناری درون گرا ( حیاط دار ) دارد . اصول باغ ایرانی از عقاید اسلامی نیز متأثر است . واژه پردیس به همان باغهای پیرامون خانه ها گفته می شده است . علامه دهخدا درباره معنی واژه پردیس می نویسد : پردیس لغتی است ماخوذ از زبان مادی به معنی باغ و بوسان که این واژه در پهلوی ، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است . باغ هم واژه ای فارسی که در پهلوی هم به همین شکل به کار رفته است . در وصف بهشت ، آیات و احادیث زیادی وجود دارد به طوری که در آن تصویر باغهایی زیبا و بس بزرگ با درختان تنومند و آبشارهایی دلپذیر و کاخهای شکوهمند با ستونها و سقف هایی بلند به دست می دهد و این بهشت دارای حوض بزرگی است و نهرهای زیادی در آن جاری است . آیات دیگری نیز در وصف بهشت آمده که گاهی آن را فردوس یا جنت نامیده اند در یک مورد نیز بهشت ، ارم نامیده شده و آن بهشتی است که روی زمین ایجاد شده بود . به همین جهت همواره باغهای زیادی در ایران با نامهای باغ ارم – باغ رضوان – باغ فردوس – باغ مینو و باغ جنت وجود دارد که مفاهیم همگی آنها کنایه از بهشت است . مرحوم دکتر محمد کریم پرنیا ، باغ ایرانی را به پیوند فرخنده زیبائی و سودمندی می نامد . عناصر باغ ایرانی : عناصر اصلی که شامل چهار عنصر ( زمین ، آب ، گیاه و فضا ) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می گیرند ( باغ ) را شکل می بخشند . در رابطه با زمین که یکی از عناصر اصلی باغ است به جزء شکل موقعیت های کلی ، عوامل ویژگی های دیگری همچون جنس خاک شیب و اختلاق سطح ، قابلیت آبیاری و حاصلخیزی نیز اهمیت دارد . باغ ایرانی ممکن است در یک سطح با شیب ملایم و یا زیاد ساخته شود و در صورت قرارگیری در زمینی با شیب زیاد ، معمولاً شکل باغ تحت تأثیر شکل زمین قرار گرفته و در چند سطح ساخته می شود . در این حالت امکان ایجاد آبشر ه آبشار میسر خواهد بود . آب نیز که از عناصر اصلی باغ ایرانی است دست کم از سه جنبه مفهومی ، کارکردی و زیباشناختی در باغ حضور دارد. در بیشتر موارد قناتها و یا چشمه ها منبع اصلی تأمین آب باغ بوده اند و در بسیاری از موارد میزان آب و نحوه مدیریت و تقسیم آن در گذشته که معمولاً نیز بسیار دقیق صورت می پذیرفته تعیین کننده مساحت باغ بوده است . علاقه وافر ایرانیان در به کارگیری آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شیوه های گوناگون در باغ به حرکت در آورده و بر زیبایی و لطافت آن بیفزایند . گیاهان در باغ ایرانی گذشته از جنس و گونه از نظر محل قرارگیری ، طرح کاشت زیبایی و سودمندی بسیار قابل ملاحظه است . گیاهان در باغ ایرانی با اهداف متفاوتی از جمله سایه اندازی ، محصول دهی و تزئین باغ و ... به کار می روند و از آنجا که سودمندی یکی از اصلی ترین ویژگی های باغ سازی ایرانی است با بیشترین حجم گیاهان باغ ، درختان میوه و پس از آن درختان سایه افکن تشکیل می دادند . به همین نسبت گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ به چشم می آیند و آخرین حلقه از عناصر چهار گانه باغ ایرانی فضا یا فضای معمارانه است .در باغ ایرانی بناها ( فضای بسته ) و فضای باز با هم تلفیق گردیده و جدای از یکدیگر نیستند و حتی شاهد آنیم که آب نیز حضور و جریان خود را در میانه بناها اعلام می نماید . در میان عناصر چهارگانه ای که باغ را شکل می بخشد ( فضا) عنصری معمارانه است که وظیفه دراد تا محیطی انسانی را ایجاد کند . در تقسیم بندی و بر اساس مقیاس می توان فضاهای باغ را به گروه هایی همچون فضاهایی اصلی مانند سر درخانه ، کوشک ، شاه نشین و یا بالاخانه و فضاهای فرعی که مجموعه فضاهایی کم اهمیت تر باغ همچون حمام ، فضاهای جنبی ، خلوتها و ... را شامل می گردند تقسیم کرد. فضاهای اصلی در هماهنگی با ساختار هندسی همواره در نقاط مهمی که هندسه باغ مشخص می نماید قرار می گیرند . از نظر ویژگی های کالبدی نیز می توان فضاهای باغ را تقسیم بندی کرد . این تقسیم بندی مبتنی بر فضاهای باز ، نیمه باز و بسته بوده و بر اساس آن می توان ساختار فضایی و کالبدی باغ را باز شناخت و در عین حال به این دلیل که بسیاری از تغییرات که در طول زمان در فضا باغ حادث می گردد حاصل تغییرات جانبی و جداره های باغ است ، روند توسعه و سیر تکامل فضایی – کالبدی آن را مورد بررسی دقیق تر قرار داد . هندسه ، ساختار و نظام : مهمترین ویژگی و شاخصه باغ ایرانی فضای به غایت هندسی ، منظم وار و از پیش طراحی آنهاست . این شالوده هندسی در انتزاع مفاهیم ، مبانی و عناصر شکل دهنده باغ و نحوه ترکیب این عناصر و اجزاء که در نهایت به ارائه شکل کلی آن می انجامد نقش دارد . از سوی دیگر مجموعه ای از نظامها را نیز می توان بازشناخت که در شکل گیری باغ مؤثرند . این نظامها اساس فکری ، آداب طراحی و نحوه زندگی و حیات مردمان تا رویش های نظم بخشی به فضاها را شامل می گردند . هندسه و ساختار : طرح باغ ایرانی براساس توجه و کاربرد خاص مربع ترکیب کلی و اجزا آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشکیل می دهد . تأثیرگذاری هندسه در باغ ایرانی که در پیوند فضاهای بسته و باز شکل می گیرد در تمامی عرصه ها به چشم می خورد . ساختارهای هندسی در باغ و تناسبات کلی ، حصارها ، محورهای اصلی و فرعی ، ردیف درختکاری ، جویهای آب و نحوه حضور و عبور آب و به طور کلی به هندسه مسلط در باغ می پردازد . ساختار کالبدی باغ ایرانی : محیط بیرونی باغ عمدتاً به شکل مربع کامل یا مستطیل است و با دیوار نسبتاً مرتفعی محصور است . ارتفاع دیوراها با توجه به جنبه های ایمنی و عوامل اقلیمی در هر محل متفاوت است . دیوار فضای باغ را به طور کامل مشخص از محیط پیرامون جدا می کند . دیوار بر جدایی دو عرصه فضای بیرون فضای درون باغ تأکید میکند . درختانی که در حاشیه دیوار باغ به تبع هندسه آن کاشته می شود نیز همگی همسو با هندسه دیوار باغ بوده و بر نقش آن به عنوان یک چارچوب می افزاید . فضای کلی درونی به ما تبعیت از ساختار هندسی و با خطوط عمود بر هم به فضاهای جزئی تر تقسیم می شود که این دو محور فضای باغ را به 4 قسمت تقسیم می کند . یکی از دلایلی که از مربع یا مسطیل در طرح باغ استفاده میی شود بحث جاری شدن آب در جاهای باغ و حرکت در چهارجهت است هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم می شود . در هر راس این شبکه مربعی یک درخت که عمر طولانی تری دارد کاشته می شود و در این شبکه هر مربع به مربعهای کوچکتر تقسیم و در هر راستا درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رأس مربعهای میان آن ها کاشته می شود . این نظم هندسی به قدری دقیق است که با نگاه کردن به هر طرف ردیفهای منظم درختان دیده می شود و امکان نورگیری منظم همه درختان فراهم می شود ، تا ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نشود . جلوه باغ در فرهنگ ایران : باغ مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که باغهایمان نیز گذشته ازاندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند . چنانچه با حفظ تقدیس ، آب را چنان در باغ می گرداندند تا باغشان نماد فکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه به زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند . باغ در حوزه فرهنگی بیش از هر چیز در ادبیات و شعر پارسی ، معماری و هنرهای ایرانی به چشم می خورد . از این روست که باغ در شعر فارسی از دیرباز اهمیت و جایگاه خاص خود را داشته است . نقش باغ در هنرهای وابسته به معماری همچون کاشیکاری و تزئینات دیگر به عیان می توان دید . چنانچه در صنایع و هنرهای دستی نیز این حضور همیشگی و جاودانه بوده است و تأثیر عمیق باغ بر مهمترین هنرها همچون مینیاتور باغ در فضاسازی این از نقاشی ها تأثیر عمیق خود را بر جای گذاشته است . در مبحث جلوه باغ در هنر و فرهنگ ایرانی نباید از اندیشه ها و منظومه های فکری ایرانیان و نیز شناخت جامعه ، مردمان، اقوام و عام و خاص ایرانی غافل شد و شایسته است تا آن جلوه و آن حضور را بیش از هر کجا در ساختارهای فکری ، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان جستجو کرد . کیفیت فضایی باغ ایرانی : ساختار هندسی دقیق کالبد باغ ایرانی را تعریف می کند و این ساختار هندسی موجب پیدایش کیفیتهای فضایی خاص در باغ می شود از سویی وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقش اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد . از سوی دیگر شیب طبیعی که در اکثر باغهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرارگیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است . از نظر بینایی انسان وقتی در نقطه کم ارتفاع قرار گیرد فاصله خود را تا نقطه مرتفع کمتر و احساس می کند تا زمانی که همان فاصله از نقطه بلند می نگرد همین تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و یا پیین تر از خط افق باعث می شود که کوشک از سوی سر در ورودی باغ نزدیک به نظر آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب کندو هنگامی که ازکوشک به باغ می نگرد این فاصله طولانی تر به نظر آمده و وسعت بیشتری به باغ می بخشد مانند باغ شاهزاده در ماهان کرمان . یکی از ویژگی های معماری در باغ ایرانی تلفیق بنا و باغ است و آن گاه آنچنان به هم آمیخته اند که نمی توان احساس کرد که کجا باغ سازی خاتمه یافته و کجا آغاز شده است. عنصر مهمی مانند آب که در جویها جریان دارد مسیر خود وارد کوشک شده و به طور نمایانی در معرض مشاهده قرار می گیرد و سپس از آن خارج می شود عبور مسیر جریان آب از داخل بنای کوشک و امتداد یافتن آن در فضای باغ چنان هنرمندانه فضای بیرون و درون را به هم وصل میکند که هیچ انفصالی میان این دو حس نمی شود و انتقال صدا از فضای خارج به داخل نیز این حس را تشدید می کند . در احداث باغهای ایرانی که غالباً در دامنه تپه ها قرار دارند اصول مستقیم هندسی و ردیفها و زاویه های منظم رعایت می شود. در محوطه سازی آنها تقسیمات متقاطع و صلیب وار انجام گرفته و جویها و حوضها در وسط آنها ساخته می شود . وجود جویهایی متقاطعی که باغ را به چهار قسمت تقسیم می کند به صورت یک کیفیت عرفانی در آمده بر اساس افکار بسیار قدیمی آسیا در تصور عالم موجود و تقسیم آن بر چهار منطقه که معمولاً چهار رودخانه بزرگ آنها را از هم جدا می کند . اصلی ترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات بخشیده آب جاری بوده که در چهار باغ ها و جوبیارها و جویهای کم شیب و مارپیچ به حرکت در آمده و منظره و هوای باغ را دلپذیر می کرده اند است براساس ویژ گی های اکولوژیکی در کشور ما که بیشتر مناطق آن خشک و کم آب است برای ایجاد محیطی آرام و خنک چاره ای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نمی باشد که معمولاً در تقاطعها این جویها به حوضچه ها تبدیل می گردند . این جویها غالباً از حوض خانه عمارت باغ آغاز و در فاصله های منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچه ها روان می گردد . آبنماها بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث می گردد و معمولاً بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکل های مستطیل و مربع – چند ضلعی و بیضی است . گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی هم آبنما ساخته می شود .که اصطلاحاً به آن حوض خانه می گویند .باغهای ایرانی را می توان در یک تقسیم بندی کلی از لحاظ طرح به 2 دسته تقسیم کرد : باغهایی که دو محور موازی اصلی دارند و کوچه باغهای فرعی این دو محور با زاویه 90 درجه قطع می کنند مانند باغ دلگشا در شیراز . باغهایی که دو ، سه ، یا چهار محور مضاعف و موازی دارند و در مرکز باغ از یکدیگر می گذرند مانند باغ جهان نما و باغ سلطان آباد در شیراز . جایگاه باغ در شهر ایرانی : شهرهای ایرانی همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده اند و در هر کجا بسته به محیط اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است . شکل گیری شهرهای تاریخی ایران و رشد و توسعه آنها با توجه به ژرف به بحث باغ و باغ سازی چه در رابطه ساختاری میان باغ و شهر و چه در استفاده از باغ و عناصر مهم باغ سازی در پیکره شهر صورت پذیرفته است . باغهای ایرانی اکثراً در مناطق گرم و خشک و کم آب ساخته شده و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی وجود چشمه های طبیعی و یا کاریز است . برای ایجاد باغ در صورت وجود آب که اصل اساسی می باشد دو اصل دیگر هم در همه نواحی ایران مورد توجه بوده است: زمین شیب دار برای تسهیل آبیاری باغ 2. خاک حاصلخیز و بارور شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با چگونگی طبیعت و هوا و میزان آب تناسب کامل داشته است .گاه برای احداث باغی در زمین مناسب از نقاط دور دست آبی را که با ایجاد کاریزی به دست می آورده اند در جدولها و جویهای منظم به آن باغها می رسانده اند . در نتیجه همواره کوشش می شود که از آب بیشترین بهره به دست آید و در واقع اهمیت آب در باغهای ایرانی بیش از هر عامل دیگری است و طرح باغها به صورت تقریباً یکنواخت و همانند در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که تابع و متناسب با همین نیاز است جدول بندی و جوی سازی منظم باغهای ما خود دلیل جلوگیری از هدر رفتن آب است و می توان گفت چگونگی آبیاری و لزوم جلوگیری از هدر رفتن آب طرح باغها را تعیین می کند و این طرحها اکثراً به شکل مستطیل و دارای دو خیابان اصلی به صورت صلیب و برای آبیاری سایر قسمتهای جوی های آب در وسط و یا طرفین این خیابانها ساخته می شود . یکی از شیوه های باغی ، باغ در زمینهای مسطح و بیشتر در پیرامون مظهر قنات احداث می شود و انگیزه آن کار این است که جریان دائمی کاریز در مسیر خود برای رسیدن به زمینهای زراعتی درختان را نیز سیراب سازند و نوع دیگر باغی که در دامنه کوه احداث می گردد و ساختمان آن در بالاترین نقطه باغ و زمین آن به صورت همه پلکانی است و آبشارهای از هر طبقه دیگر سرازیر است . باغ ایرانی همواره با دیواری محصور است که هم خلوت گاهی برای آرامش و گوشه نشینی و هم حفاظتی برای تأمین امنیت باشد . در باغهای ایرانی ، فاصله میان محورها موازی معمولاً تخته زمینی است که در بعضی جاها برای کاشت گیاهان چهار فصل استفاده می شود و به آن کرت می گویند و در بعضی دیگر در صورتی که زمین شیب دار باشد مانند باغ شاهزاده در ماهان به ایجاد آب نما و آبشار اختصاص می یابد . در میان کرت ، بوته های بلند که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند کاشته نمی شده است . کرتهای دو سوی خیابانهای باغ را که بیشتر به صورت چهارتخته آرایش می شود ، با نهال های میوه پر می کردند و در چند باغچه آن ، سبزیکاری و گاهی سیفی کاری می کردند ... آب در باغ های ایرانی نقش آب در معماری نقش آب در شکل گیری نخستین زیستگاه های انسانی پاسخی است به یک نیاز زیستی. اما وقتی فراتر از یک نیاز، خانه سازی و بنای مجموعه های مسکونی بار فرهنگی می گیرد، معماری پدید می آید و آب در زندگی انسان جایگاه هنری پیدا می کند و از خلاقیت هنرمندان و معماران مایه می گیرد. درک مفهوم آب در معماری همان درک معماری آب است. درک قوانین فیزیکی رفتار آب، احساسات ما در مقابل کنش و واکنش آب و مهمتر از همه نقش و تمثیل و ارتباط آن با زندگی انسان ها است. آب استعاره ای متناقض است و به همراه خاک، آتش و هوا، عناصر چهارگانه تشکیل دهنده جهان هستی به شمار رفته است. آب یکی از عناصر طبیعی به شمار می رود که ماهیتی تغییر ناپذیر دارد. هرجاکه ظاهر می شود، کاربرد آن باید منعکس کننده برداشت طراحان و سازندگان از طبیعت باشد. دسترسی به منابع آب از دیرباز به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در مکان یابی شهری مورد توجه بوده است. بررسی کلی جغرافیایی شهرهای ایران به خوبی وابستگی میان زندگی شهری و دسترسی به منابع آب را نشان می دهد. فلات ایران به دلیل تنوع اقلیمی و چشم انداز محیط طبیعی درهمه جا از منابع آب سطحی مطمئن برخوردار نیست، زیرا همان طور که آب های سطحی زمین، چون دریا و رودخانه و دریاچه در معماری و به وجود آمدن آن نقش دارد، دربسیاری از مناطق که از این منابع سطحی به دورهستند، نیاز مردم از راه منابع زیرزمینی، چون قنات و چاه ها حاصل می شود. . ساحل رودخانه ها بستر پیدایش و رشد بیشتر فرهنگ های کهن جهان است. در ایران نیز هرجا رودخانه ای جاری بوده، به سرعت و شتاب فرهنگی افزوده است وخود نیز در درون فرهنگ جا باز کرده است. و باید گفت آب در گذشته های بسیار دور باعث به وجود آمدن مراکز حیاتی و روش اقتصادی وشهرنشینی بوده است.... پیش از ظهور اسلام، در ایران، معماری در کنار آب و دردامن طبیعت بدون آنکه آن را مخدوش سازد، حضور خودرا اعلام می کند ونقش آب بیشتر نقش تجردی است. نیایش گاه ها و معابد وآتشکده ها درکنار آب و درنهایت احترام به وجود آب شکل گرفت. گویی آب گذزگاه انسان برای ورود به دنیای دیگر بود. آب نقش معنوی خود را در معماری ایران نشان داد، به گونه ای که گردش آب نمایش تجردی آب درطبیعت است وتمام جوهر وخواص آب به صورت مجرد که ظاهرا جنبه نمایشی پیداکرده و در نیایش آب منظور بوده است. پس رودخانه ها وچشمه ها و دریاچه ها دارای جایگاه آیینی و اعتقادی بودند. این جایگاه به خودی خود شکل نمی گرفت. ساخت و وجود بنای مکان ها بود که باورها و افسانه ها و آداب و رسومات را متجلی می ساخت. آب هایی که از دهانه سراب های بزرگ از دل کوه و درون غار و ازمیان سنگ وخاک بیرون می زند و روی زمین جاری می شوند، چشمه های کوچک و بزرگی هستند که ازمیان سنگ وصخره می جوشند و درساخت بناهایی که در اطراف آنها ساخته می شود نقش مهمی دارند. و در اینجا می بینیم که دو عامل آب وصخره در امر احداث بناهای بوجود آمده نیز مدخلیت دارند. پس همانطور که آب در ساخت باغ نقش دارد، باغ نیز در به وجود آمدن شهر نقش خود را ایفا می کند. تحولات مربوط به شهرها و رابطه ساختار میان باغ وشهر آن چنان است که می توان از سویی باغ را شهر و شهر را باغ نامید و از سوی دیگر باغ را به مثابه کارگاه طرح اندازی شهز تلقی کرد که نمونه این مطلب را می توان درگفتار <کلاریخد>، سیاح دوره تیموری بیان کرد که رابطه ساختاری میان باغ شهر در آن شهر موقت که درازای سراپرده ها وخرگاه ها وخیمه هارا به روشنی بازسازی کرده است. نمونه دیگر این باغ شهر را در اصفهان می توان دید و چهارباغ و کو چه هایی که در جهات مختلف آن امتداد داشت و این یکی از اصول طرح اندازی شهری بود. در ایران باستان، معماری به سوی آب حرکت می کند و درکنار آن آرام می گیرد. ولی در دوره اسلامی آب در معماری حالت کاربردی پیدا می کند و معماران آگاهانه سعی می کنند تا به طبیعت تسلط یافته و آن را به نظم بکشانند و باشناخت قوانین فیزیکی و رفتار آب و درک نقش و تمثیل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماری بکشانند. آب در شکل های هندسی در اکثر بناها متجلی می شود و به نوعی مرکزیت وحدت معماری در آب شکل می گیرد. حرکت پرموج آن در مفاهیم مذهبی و ادبی هنری در فرهنگ ما جاری می شود. به این ترتیب آن چنان در ساخت و ترکیب بناهای ما وارد می شود که عملانمی توان آن را ازشکل ساخته شده جدا دانست. آب در مرکز کوشک ها وباغها و غیره ظاهر می شود. در مناطق کویری، آب کمیاب و زندگی بخش سبب شکل گیری معماری آب انبار ها و پایاب ها و رباط ها و یخچال ها می شود. و به گونه ای دیگر خودرا نشان می دهد. آب در باغ و کوشک، نهر ها و آب نماها و جویبار و حوض و استخر و فواره ها را به وجود می آورد و هرکلام از اینها نمایانگر تسلط انسان به طبیعت است. تا تمام اینها را درکنار خود به نمایش بگذارد. آب در معماری حوض ها به عنوان سمبل آب راکد استفاده می شود و به اشکال هندسی منظم، عامل تکمیل کننده بنا می شود. حوض های جلو بناها مکمل معماری شده و مانند آیینه آنها را در خود منعکس می کند. حوض هایی که در معماری مساجد شاهد هستیم نیز غیر از نقش تطهیر، جنبه نمادین پیدا کرده و آب هم نماد زندگی و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمی پاک می کند و هم از نظر روحی و به طور کلی اینجاست که درک مفهوم آب در معماری همان درک معماری آب است. نقش آب در معماری ایران باستان در ایران باستان آب پیامآور روشنایی و پاکی به شمار میرفت و از ارزش زیادی برخوردار بود. شاید به علت اینکه ایران کشوری کمآب بوده، این مایع حیاتی بین ایشان قدر و منزلتی والا داشته است. آب در نزد ایرانیان نه تنها برای رفع نیازها مورد استفاده قرار میگرفته، بلکه از لحاظ معنوی و روحی نیز تاثیر بسیاری داشته است. آب با قابلیتهای مختلف خود مانند حیات، تازگی، درخشندگی، پاکیزگی، رونق و رواج روشنایی، سکون و آرامش و تحرک، احساسهای متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همین دلیل همواره در مکانهایی که ساخته دست بشر هستند، به صورتهای مختلف برای خود جا باز کرده است. این مساله در رابطه با مکانهایی مانند پارک یا باغ بیشتر چشمگیر است. زیرا عنصر آب به عنوان یکی از زیباترین زمینههای دید و یکی از موارد تکمیلی فضای سبز مورد استفاده قرار میگیرد. البته در این مکانها وجود آب برای پاکیزگی محل و آبیاری درختان و گلها یا استفاده برای سرویسهای بهداشتی، ضروری و پراهمیت است. در سدههای گذشته ایرانیان باغها را بیشتر در زمینهای شیبدار احداث میکردند و با ایجاد پلکان در مسیر آب، جریان ملایم آب، تند و پر سر و صدا میشد.اصلیترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات میبخشید، آب جاری بود که در چهارباغها، جویبارها و جویهای کمشیب و مارپیچی به حرکت در میآمد و هوای باغ را مطبوع و دلپذیر میساخت. در باغهای تزیینی که به حوضها میپیوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته میشد. در کف آبنماها و بیشتر جاهایی که آب در جریان بود، اغلب تخته سنگی با تراش سفیدرنگ یا با طرحهای مختلف کار میگذاشتند که به موج آب، جلوه زیبایی دهد.باغهای قدیمی ایران اغلب در مناطق گرم و خشک و کمآب ساخته شدهاند و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی، وجود چشمههای طبیعی و یا کاریز است. وسعت هر باغ بستگی به حجم و مقدار آب موجود برای آبیاری آن دارد. باغهای شهرهای خشک و کویری به علت گرمی هوا در تابستان، همواره اهمیت خاصی داشتهاند که از آن جمله باغهای کاشان را میتوان نام برد. باغ فین کاشان که از باغهای معروف دوره صفویه، زندیه، قاجاریه و همچنین زمان ما است به علت وفور آب چشمه سلیمانی و حوض و استخر و فوارههای فراوان و درختان کهنسال و عمارتهای تاریخی، همواره جزو معرف ترین و پرجاذبه ترین باغهای کشور ما بوده است. در باغهای ایرانی، برای ایجاد محیطی آرام، خنک و پرسایه، چارهای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا این جویها در تقاطعها به حوضچه تبدیل میشدند. آب از جویها که اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصلههای منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچهها روان میشد. آبنما که از ضروریترین عناصر ایجاد باغ محسوب میشد، بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث میشد و بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکلهای مستطیل، مربع، چند ضلعی و دایره بود. گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی نیز آبنما ساخته میشد که در اصطلاح به آن محل، حوضخانه میگفتند. ساکنان باغ در روزهای گرم تابستان، به ویژه هنگام نیمروز، در کنار آبنما به آسایش میپرداختند. آب و روانشناسی انسان مجموعهای است پیچیده از روح و ذهن و جسم. همانگونه که جسم آدمی به غذا نیازمند است، ذهن و روح او نیز طالب عناصری است که به او آرامش ببخشد. در جامعه شهری که ساختمانهای بلند و خیابانها و زندگی ماشینی همه جا را احاطه کرده است، جلوههای زیبایی و هنر، بهترین پناه برای روح خسته و آرامشطلب آدمی است.امروزه در شهرها شاهد عناصری با بافت سخت مثل بتن و ... به جای عناصر طبیعی (پوشش گیاهی) هستیم. لذا باید با بهکارگیری عناصری که بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زیبایی فراهم کرد تا به روان انسان آرامش بخشید. این مکانها میتوانند پارکها و باغهای شهری باشند. آب یکی از این عناصر به شمار میرود و چه در حالت سکون و چه در حالت حرکت نوازشدهنده روح انسان است. حرکت و موسیقی آب، در جلوهگری بیشتر فضای سبز نقشی در خور توجه دارد. میتوان آب را به صورت جویبار و چشمه برای نقاط آرام و بی سر و صدا و به صورت آبشار و فوارههای بزرگ برای نقاط پرازدحام و شلوغ طراحی کرد. آب و انعکاس سطح آب ساکن با انعکاس نور مانند آینه عمل میکند و پدیده های اطراف خود را با چرخش 180 درجه نمایش میدهد، همچنین انعکاس پوشش گیاهی در آب و تابش نور خورشید روی گیاهان آبزی موجود روی آب، تصویر زیبایی برای بیننده به وجود میآورد. آب در حال حرکت نیز منعکسکننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوری که از یک جویبار روان روی برگ درختان منعکس میشود. آب و تاثیر آن در کاهش درجه حرارت و افزایش رطوبت:آب در پارکها و باغها به هر یک از صور مختلف، خود به نحوی در متعادل کردن درجه حرارت هوا، تامین رطوبت نسبی برای گیاهان و ایجاد طراوت، موثر است. مجموعه این عوامل از یکنواختی و خشکی محیط میکاهد. طراحی آب در سبکهای مختلف: جذابیت آب از دیگر عناصر موجود در پارک بیشتر است. آبنما عنصری است که اگر در پارکها خوب و کامل طراحی شود. ترکیب مناسبی ایجاد مینماید و اگر به طور صحیح مورد استفاده قرار نگیرد. باعث ضایع شدن شیوه طراحی خواهد شد. برای احتراز از بروز چنین مشکلاتی باید با احتیاط عمل کرد.آبنماها را میتوان به دو صورت منظم یا غیرمنظم طراحی کرد. منظم (Formal) _ منظور از طراحی منظم، دادن شکل کاملا هندسی به آبنماها و آبراهههاست. این نوع آبنماها وقتی در یک چشمانداز که به شیوه منظم طراحی شده است، قرار گیرند، بهترین نمای خود را نشان میدهند. اشکال به حالت قرینه و کلاسیک به کار میروند. چشمهها و مجسمهها شکل مشخصی دارند و مواد به کار رفته، سنگ و بتنهای صاف و منظم است. البته از فایبرگلاس هم در اندازههای دلخواه و به فرم منظم میتوان استفاده کرد. آبنماهای منظم وقتی که دارای لبه برجسته باشند، جذابیت بیشتری دارند. چرا که نشستن روی لبه برجسته استخر جالب است و از طرفی برای کودکان امنیت دارد. در باغها و پارکهای کوچک شهری، بهتر است که آبنما به شیوه منظم طراحی شود .غیرمنظم (Informal) - آبنماهای غیرمنظم میتواند از اجسام قالبریزی شده و ظروف با اشکال غیرهندسی و خیالی و یا سنتی ساخته یا به فرم آزاد با پیروی از آبگیرهای طبیعی طراحی شود. در این صورت آبنماها دارای گوشههای راست و دیوارهای عمودی و حاشیههای منظم و دستساز نیستند. یا دست کم در ظاهر این طور به نظر میآیند. برای ساخت آنها، بیشتر از سنگ و خاک و گیاهان بومی استفاده میشود. برای ایجاد آبنماهای طبیعی باید فضای کافی وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبک طراحی پارک، مساحت و فرم استفاده از آب (جاری - ساکن) تعیین میشود. وسعت کل آب بستگی به مساحت پارک و شرایط اقلیمی منطقه دارد.در مناطقی که آب و هوای خشک دارند، باید پرش آب (فواره، آبشار) بیشتر باشد. در صورتی که برای آب و هوای مرطوب، ریزش و پرش آب حتیالامکان باید کمتر شود. در مناطقی مثل تهران بهتر است حدود 25درصد از مساحت کل پارک به آب و آبنماها اختصاص داده شود.برحسب شرایط، توپوگرافی زمین و هدفهایی که از ایجاد آبنما وجود دارد، اشکال مختلفی از آن ساخته میشود. شکل و تعیین محل آبنما خود بستگی به موقعیت زمین و هماهنگی با دیگر عوامل باغ، همچنین سلیقه و ابتکار طراح دارد. استخر استخر شنا در باغهای خصوصی احداث میشود و در پارکهای عمومی، استخرها نقش آبنما را دارند و در بعضی موارد، برای بازی از آنها استفاده میشود. مانند استفاده از قایقهای موتوری و پایی. اینگونه استخرها در اوایل قرن بیستم به شکل مستطیل، بیضی یا به اشکال هندسی منظم ساخته میشدند. در قرن حاضر، در طرح اینگونه استخرها تجدیدنظرهایی شده و اشکال هندسی نامنظم با خصوصیات بهاشتی بیشتر، تزیینات نوری و تولید امواج در آب، تفنن خاصی را به همراه آورده است. به طورکلی عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفادهکنندگان، متغیر است. برای احداث استخر ابتدا مکان مناسبی در نظر گرفته میشود. این مکان باید از هر نظر برای بازدیدکنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگیر و حتیالمقدور کمشیب باشد. آبنما حوضچهها یا حوضهای کمعمق که اغلب در آنها فوارههای متعدد و چراغهای رنگین تعبیه میشود به آبنما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتیمتر است و برحسب شکل و فرم طراحی شده، با مصالح ساختمانی مختلف ساخته میشوند. گاهی در کناره آنها از لکههای گلکاری یا جعبههای گل استفاده میکنند. میتوان در داخل یا کنار آلاچیقها آب نماهای کوچکی احداث کرد. چشمه با استفاده از خصوصیات طبیعی، چشمههایی را در پارکها و باغهایی که به شیوه طبیعی و کلاسیک احداث شدهاند، طراحی میکنند. ایجاد چشمههای کوچک به طور مصنوعی به نحوی به لطافت و زیبایی فضای پارک میافزاید. در صورت امکان مسیر و حرکت آب را به صورت کانالهای زیرزمینی درمیآورند تا از یک نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه کوچکی نیز در کنار مظهر ایجاد میکنند تا حالت طبیعی به چشمه بدهند. چشمهها را باید با توجه به انواع طبیعی آن، با جریان تند یا ملایم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافی زمین با سرعت کم یا زیاد آب طراحی کرد. برکه برکهها یا باغچههای آبی احداث برکه بر تلطیف هوای پارک و زیبایی آن بسیار موثر است.به اشکال منظم و غیرمنظم با اعماق مختلف در نزدیکی منطقه جنگلکاری، در وسط پارک یا در کنار سطوح گلکاری وسیع ساخته میشود. برای این منظور در قطعه موردنظر خاکبرداریهایی با اعماق مختلف و اشکال نزدیک به حالت طبیعی انجام میدهند. برای تامین آب برکه از کانالهایی آب را به آن وارد میکنند که این کانالها میتوانند جنبه تزیینی داشته باشند و به صورت آبشار و جویبار طراحی شوند. در برکهها ضمن اینکه آب راکد است متحرک هم هست تا گیاهان از موهبت طبیعی ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گیاهانی که در داخل یا نزدیک برکه کاشته میشوند باید با خطوط و گلهای تزیینی منطقه هماهنگی داشته باشند.گیاهان آبزی، با اشکال متنوع و رنگ سبز برگهای خود، مناظر زندهای به باغچههای آبی داده و به آن حالت طبیعی میدهند. مهمترین خاصیتی که گیاهان آبزی در باغچههای آبی دارند، تولید اکسیژن و افزایش رطوبت هواست که در خنک کردن هوای منطقه نقش مهمی دارد. گیاهانی نظیر آلاله آبی و نیلوفر آبی با برگهای خود سطح آب را میپوشانند و ایجاد سایه میکنند که به خودی خود باعث میشود آب در فصل تابستان زود گرم نشود. آبشار و جویبار آبشارها و جویبارهای طبیعی همیشه برای مردم جذابیت خاصی داشتهاند. امروز طراحان توانستهاند با الهام از زیباییهای طبیعی و از جمله آبشارها و جویبارها، در پارکها و باغها گوشههایی از طبیعت را تا حد امکان بیافرینند. ارزش وجودی آنها به جنبههای زیباییشناسی آنها محدود نمیشود، بلکه در تلطیف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جویبار را میتوان طوری طراحی کرد که دو عمل آبیاری و حرکت آب همزمان انجام شود. فوارهها فواره تنها نمایشی از زیبایی آب نیست، بلکه در روزهای خشک و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزایش میدهد و فضای دلپذیری فراهم میسازد. خلاف تصور همگان، فوارهها الزاما مصرفکننده آب نیستند. میتوان به وسیله یک پمپ شناور، آب استخر یا حوضچه را به گردش درآورد. فوارهها به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: 1-فوارههای پرتابی (Spray) 2-فوارههای ریزشی (Spill) 3- فوارههای جهنده (Splash). در مناطقی که در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فوارههای کوتاه و نیرومند مناسبتر است. ارتفاع فوارهها نباید بیش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پایه یک قانون تجربی، قطر استخر یا حوضچه آب، باید دست کم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فوارهها پایینتر از سطح آب تعبیه شود، زیبایی بیشتری دارد. مگر اینکه از اشکال و مجسمههای خاصی برای ایجاد فواره استفاده شود.برای نمایش فوارهها در شب از چراغهایی در زیر محل ریزش آب استفاده میکنند که بایستی با اصول نورپردازی در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پایین به بالا و تنظیم میزان آن، باعث انعکاس حرکات آب در محوطه اطراف و روی شاخ و برگ گیاهان میشود و زیبایی خاصی به محیط میبخشد. در صورت وجود گیاهان آبزی یا ماهی در استخر، باید در نصب فوارهها دقت شود. برای نیلوفرهای آبی تلاطم سنگین آب مضر خواهد بود. اما اکسیژن فراوان حاصل از آب فوارههای بلند برای ماهیها مفید و مطلوب است. استفاده از آب در طراحی معماری امروز ایران باغ موزه آب تهیه شده توسط: وحید محمدی

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 161
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:16]
تاریخ
بناهای تاریخی تهران خانه مستوفی الممالک: پدر نیمه دوم قرن سیزدهم‌، ناصرالدین شاه قاجار مهم‌ترین حامی و بانی ساخت بناهای مختلف در تهران بود، به طوری‌كه در خلال سلطنت طولانی و نسبتاً آرام او، باروی هشت ضلعی جدیدی با 12 دروازه و یك میدان مركزی با شكوه به نام میدان توپ‌خانه برای شهر گسترش یافته تهران ساخته شد. یكی از بناهای این دوره (ناصری‌)، خانه مستوفی‌الممالك‌، واقع در داخل حصار غربی است كه از جهات مختلف جای تأمل دارد. عمارت مستوفی‌الممالك متعلق به اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، یعنی حدود 110 سال پیش‌، با سبك و سیاق خاص معماری آن دوره‌، كه ویژگی آن استفاده از عناصر و بن‌مایه‌های اروپایی است‌، ساخته شده‌است‌. این بنا خانه یكی از اصیل ترین رجال دوران قاجار و پهلوی‌، یعنی میرزا حسن خان مستوفی‌الممالك‌، فرزند میرزا یوسف‌خان مستوفی‌الممالك‌، است كه در قسمت‌هایی تحت عناوین شجره‌نامه‌، زندگی‌نامه و مشاغل و مناصب حكومتی‌، به آن‌ها اشاره شده‌است‌. خانه مستوفی در 1311 ق‌، یعنی هنگامی كه میرزا حسن خان مستوفی‌الممالك 19 سال بیش‌تر نداشت‌، ساخته شده است‌. با توجه به این‌كه محمدتقی‌خان ریاست بنّا خانه و منصب معمار باشی‌گری را در طول مدت سلطنت ناصرالدین شاه عهده‌دار بود تا بر احداث بناهای ساخته شده توسط درباریان نظارت كند، و با توجه به این‌كه ساختن اغلب بناهای درباریان را در محله سنگلج به وی نسبت داده‌اند، به احتمال زیاد، وی را می‌توان معمار یا ناظر ساخت بناهای مستوفی‌الممالك دانست‌. این خانه دارای مشخصات خاص بناهای مسكونی دوره قاجار است و ورودی آن در بخش شرقی بنا است كه با چند پله به حیاط متصل می‌شود. دور تا دور بنا را حیاط احاطه كرده است‌. این عمارت از جهت این‌كه خانه مسكونی یكی از سران مشروطه و رجال نامی تاریخ معاصر ایران است و با توجهبه این كه نمونه‌ای كم نظیر و كامل از بناهای مسكونی دوره قاجاریه بوده و نیز به جهت موقعیت محلی آن‌، یعنی واقع شدن در محله سنگلج‌، از دیدگاه سیاسی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، تاریخی‌، هنری‌، معماری و ... قابل بحث و بررسی است‌. بنای مستوفی از شمال با كوچه مستوفی‌، از شرق با كوچه چال حصار و از غرب و جنوب با اماكن مسكونی هم‌جوار است‌. زمین ملك به طول 57 متر و دو عرض 29 متر و 33 متر است و انتهای كوچه چال حصار قرار گرفته است‌. ابعاد بنا نیز در حدود 24/5 در 19/5 متر و ورودی بنا هم در حدود دو متر از سطح كوچه پائین‌تر است‌. نمای شرقی دارای دو پنجره بزرگ در طبقه اول‌، در چوبی دو لنگه (ورودی اصلی بنا) و سه پنجره مربع شكل كوچك جهت نورگیر زیرزمین است‌. نمای شمالی دارای چهار ستون مدوّر در طبقه اول‌، شش پنجره بزرگ و دری در قسمت وسط و چهار پنجره كوچك مربع شكل جهت نورگیر و زیرزمین و یك در فلزی در وسط‌، برای ورود به زیرزمین و حوض خانه آن است‌. نمای جنوبی حدود یك متر پایین‌تر از سطح نمای شرقی‌، یعنی در حدود سه متر پایین‌تر از سطح كوچه است‌. در قسمت بالا یا طبقه اول‌، نما دارای ده ستون كامل مدور و دو نیم ستون چسبیده به بدنه بنا در دو گوشه و در قسمت پایین یا نمای زیر زمین 12 ستون سنگی است كه هشت تای آن به صورت جفت‌جفت (چهار جفت‌) است‌. هفت پنجره بزرگ در بالا و هفت پنجره مربع شكل كوچك جهت نورگیر زیرزمین در پایین نما قرار گرفته است‌. سقف بنا شیروانی و دارای یك خر پشته و دودكش آجری است‌. قسمت‌های مختلف بنا شامل در ورودی چوبی دولنگه‌، آستانه كتیبه‌دار با هفت پله مرمرین و دو ستون در بالای آن است كه به سالن مركزی مرتبط می‌شود و در سمت چپ و راست آستانه ورودی دو اتاق و در دو طرف سالن مركزی دو اتاق دیگر و بالای هر دوی آن‌ها دو اتاق دیگر قرار گرفته است‌. در واقع سالن مركزی شش اتاق در اطراف دارد. تزیینات بنا بیش‌تر به صورت گچ‌بری و دارای نقوش حیوانات افسانه‌ای با سر انسان و بدن شیر، انسان بال‌دار یا فرشته‌، گل و گیاه به شكل پیچك یا طرح اسلیمی دسته گل‌، گل و گلدان‌، سبد پر میوه‌، پرندگان شكار شده و آویخته مثل قرقاول و اردك و ... است‌. میرزا حسن خان مستوفی الممالك‌، فرزند میرزا یوسف مستوفی‌الممالك و شكر خانم‌، دختر رئیس یكی از قبایل كرد، یكی از اصیل‌ترین شخصیت‌های تاریخ سیاسی معاصر ایران است و مقام و لقب مستوفی الممالك بیش از یك قرن در خاندان او بوده است‌. مستوفی در لغت به معنای حساب‌دار و دفتردار خزانه و در عرف حكومتی وزیر دارایی است‌. او در پنجم رمضان 1291 ق‌، در تهران متولد شد. از پنج سالگی زیرنظر معلم سرخانه و زیرنظر محمودخان ملك‌الشعرا تحصیل كرد. مستوفی در سن 60 سالگی درگذشت و جنازه وی در آرامگاه پدرش‌، خانقاه قلندرشاه‌، در ونك به خاك سپرده شد. خانه امام خمینی: آدرس : خیابان جماران‌، خیابان سوده‌، جنب حسینیه جماران خانه امام‌خمینی‌(ره‌) به مساحت 300 مترمربع (150 متر خانه و 150 متر حیاط‌) در یك طبقه پشت حسینیه جماران واقع است‌. این خانه توسط حجت‌الاسلام امامی جمارانی به امام داده شد و ایشان ماهانه مبلغی (حدود 80000 ریال‌) به ایشان اجاره می‌دادند. پس از استقرار امام در این خانه‌، به دلیل سهولت رفت و آمد ایشان به حسینیه‌، راهروی موقتی میان خانه و بالكن حسینیه ساخته شد. هم اكنون این خانه با نگه داشتن وسایل شخصی امام‌خمینی‌(ره‌) تبدیل به موزه شده و مورد بازدید علاقه‌مندان است‌. خانه میرزا محمد قوام الدوله(سرای وثوق الدوله): آدرس : خیابان امیركبیر، حد فاصل چهارراه سرچشمه و سه راه امین حضور، كوچه میرزا محمد وزیر ‌‌‌این بنا در 1253 ق یا 1211 ش‌، در زمان محمدشاه قاجار برای یكی از صاحب منصبان دوره قاجاریه به نام میرزا محمد قوام‌الدوله آشتیانی ساخته شد. وی در دیوان محاسبات مالیات سمتی داشت‌. پسر قوام‌الدوله‌، حسن وثوق نام داشت كه در 1268 ش‌، جای پدر را گرفت و در دوره‌هایی وزیر فرهنگ‌، دارایی‌، خارجه و نخست‌وزیر بود. قسمتی از بنا در تعریض كوچه میرزا محمود وزیر از بین‌رفته كه به احتمال زیاد متصل‌كننده اندرونی و بیرونی به یك‌دیگر بوده است‌. هم‌چنین‌، تبدیل ایوان تابستانی به تالار آینه كاری از دیگر تغییرات بنا است كه پس از توسعه ارتباط ایرانیان با كشورهای اروپایی صورت گرفته است‌. در تزیینات داخلی بنا نیز نقوشی افزوده شده كه علاوه بر قلم هنرمند، از لحاظ رنگ نیز پختگی قبلی خود را ندارد و از نگاره‌های قبلی به طور كلی متمایز است‌. احتمال داده می‌شود كه دورتادور حیاط بیرونی‌، اتاق‌هایی وجود داشته‌، كه در حال حاضر اثری از آن‌ها نیست‌. وقتی این ساختمان تحت نظر سازمان حفاظت آثار باستانی درآمد، چند اتاق‌، آشپزخانه و سرویس‌های بهداشتی در ضلع شرقی حیاط بیرونی به آن‌ها افزوده شد كه البته قسمت نوساز با بافت قدیمی خانه‌، از قبیل در و پنجره‌، تزیینات شومینه و گچ‌بری و نمای خارجی به طوركلی مطابقت می‌كند، به طوری‌كه تشخیص آن دشوار است‌. معماری دوران قاجاریه و دوران سنتی پیشین كه بعدها تأثیرات فرنگی بر روی تزیینات آن مشهود است‌، بیش‌تر یادآور معماری زندیه در شیراز است‌. از خصوصیات این بنا باید به نظم و تقارنی اشاره كرد كه با آجر و چوب در نمای ساختمان به وجود آمده است‌. وجود هفت دری در این بنا از جمله مهم‌ترین عوامل زیبایی آن محسوب می‌شود. هفت دری جزو عنصرهای معماری ایرانی‌اسلامی است‌. در حیاط بیرونی یك حوض و چند باغچه تعبیه شده است‌. قرینه این حیاط نیز حیاط دیگری است كه حیاط اندرونی محسوب می‌شود و دارای باغچه و حوض است‌. این دو حیاط با چند راهرو به هم‌دیگر مرتبط می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر وجود دو بادگیر و یك شیروانی در بام بنا است كه انسان را برای رفتن به طبقات بالا بر می‌انگیزد. این دو بادگیر قرینه هم هستند. در معماری ایرانی از زمانی دور دست ، بادگیر با نام‌های گوناگونی چون <بادهنج‌>، <باتخال‌>، <خیشود> و <خیشان‌> به كار می‌رفته است‌. كار بادگیر خنك كردن هوای جایگاه سكونت مردم بوده و تهویه داخل ساختمان را انجام می‌داده است‌. بادگیرها علاوه بر خنك كردن و تهویه هوا، جنبه تزیینی نیز داشته و از مشخصات بارز خانه‌های قدیمی اشرافی بوده است‌. یك بادگیر به طوركلی برجی چهارگوشه است كه تا بلندای بام خانه‌ها ساخته می‌شود. اندازه چهارگوش بادگیر 2 * 2 متر است‌. در اطراف برج بادگیر، شكاف‌های عمودی جاسازی می‌شد كه دارای چندپره بوده و باد پس از برخورد با این پره‌ها از كانال بادگیر به میان برج و ساختمان راه می‌یافت‌. در این بنا نمای بادگیر از آجر تهیه شده است و تزیینات قسمت فوقانی هر شیار دارای ارسی و آینه است كه این عامل هماهنگی كامل بین تزیینات نقاط مختلف بنا را نشان می‌دهد. این هماهنگی در كار معماری و هنر ایران از بزرگ‌ترین تا ظریف‌ترین عناصر را شامل می‌شود. ورود به قسمت داخل بنا از حیاط بیرونی و درونی و از طریق دو راه پله انجام می‌شود. طبقه‌اول متشكل از دو تالار بزرگ به نام‌های آینه و تبنی یا سفره‌خانه و دو راهرو و سه اتاق كوچك است‌. طبقه دوم نیز متشكل از دو راهرو و شش اتاق است كه یك راهرو و سه اتاق در ضلع غربی و یك راهرو و سه اتاق دیگر در ضلع شرقی بنا شده است‌. زیر زمین ساختمان در قسمت زیرین تالار آینه و تبنی قرار گرفته كه تنها از حیاط اندرونی می‌توان به آن وارد شد. آرایش درها از نوع گره‌سازی با چوب است‌. نور طبیعی زیرزمین در دو ضلع شمالی و جنوبی از طریق آجرهای لعاب‌ دار آبی رنگ موسوم به <پاچنگ‌> تأمین می‌شود. دیوارها از خشت و سقف از تیرچه ساخته شده است‌. تزیینات بنا آینه كاری و نقاشی گل و مرغ روی گچ و مقرنس كاری و گچ‌بری است‌، و كف اتاق‌ها با كاشی‌های ابرو باد پوشانده شده است‌. بیش‌ترین تزیینات بنا را مقرنس كاری‌های زیبا تشكیل می‌دهد. در ابتدا نقاشی‌ها به طور كامل ایرانی بوده‌است‌، ولی با بازسازی مجدد، تزیینات و نقاشی‌ها فرنگی شده كه بیش‌تر آن‌ها اثر لطف‌علی شیرازی است‌. اتاق یا تالار آینه این مجموعه كه در طبقه هم‌كف و در قسمت شمالی خانه قرار دارد و از دیگر اتاق‌های جانبی بزرگ‌تر است‌، مخصوص پذیرایی از میهمانان و سیاست‌مداران وقت بوده است‌، و از بخش اندرونی خانه مجزا است‌. تزیینات این تالار به دلیل رفت و آمد رجال كشورهای غربی‌، از الگوهای غربی پیروی كرده‌است‌. تصاویر زنان فرنگی به‌صورت كارت پستال در میان آینه‌كاری‌ها و موتیف‌های گچ‌بری نشان‌دهنده این مطلب است‌. در این اتاق سه ارسی‌، هفت پنجره ارسی‌، سه در چوبی و چهار طاقچه وجود دارد. ارسی‌های اتاق دارایگره‌های كنده كاری شده و تزیینات چوبی ظریف و شیشه‌های رنگی است كه روی آن‌ها توسط هنرمندان نقاشی شده‌است‌. این نقش‌ها كه به مرور زمان از بین‌رفته بود، بازسازی شده است‌. بیش‌تر كارهای تزیینات‌ی و به خصوص آینه كاری‌های این اتاق و آوردن تصاویر زنان دركار، از زمان ناصرالدین شاه رایج شده است‌. با وجود این‌، هنرمندان ایرانی نقوش فرنگی را چنان با نقوش ایرانی آمیختند كه تشخیص آن‌ها در ابتدا مشكل بوده و نیاز به آشنایی بیش‌تری با تصویر سازی این دوره دارد. تالار دیگر بنا تالار تبنی یا سفره‌خانه است كه در ضلع جنوبی واقع است و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و آفتاب‌گیر بودن آن‌، به زمستان‌نشین موسوم است‌. در قسمت شمالی تالار تبنی یك فرو رفتگی وجود دارد كه شاه‌نشین اتاق محسوب می‌شود. در تالار آینه و تالار سفره‌خانه‌، هفت ارسی جنوبی و هفت ارسی شمالی به صورت پنجره هستند و سه ارسی میان تالار به صورت در كاربرد دارند. ارسی‌ها را معمولاً با شیشه‌های كوچك رنگین آرایش می‌دادند كه علاوه بر زیبایی‌، عاملی برای شكست و تجزیه نور بودند و نور را به صورت رنگ‌های زیبا به داخل اتاق می‌تاباندند. رنگ این شیشه‌ها عبارتند از زرد آبی و قرمز و سبز كه بیش‌ترین رنگ به كار رفته در زمینه این شیشه‌ها زرد است‌. اتاق‌های جانبی به گوشواره‌های جانبی نیز معروف است‌. در طبقه اول و دوم‌، در دو طرف تالار آینه و سفره‌خانه در طرف شمال دو اتاق و یك دهلیز قرار دارد. اتاق‌های جانبی واقع در طبقه هم‌كف‌، در ضلع شمالی كوچك‌تر از اتاق‌های مشابه در طبقه فوقانی است و علت آن این است كه در جلوی اتاق جانبی طبقه هم‌كف سكویی قرار دارد كه درب و دو پنجره را به طور كامل قرینه می‌كند. این سكو به اتاق جانبی ضلع شمالی هم‌جوار سكو متصل است‌. اندازه اتاق شمالی حدود 12 مترمربع است‌. ابعاد این اتاق نسبت به اتاق‌های جنوبی كوچك‌تر است‌. اتاق‌ها دارای درهایی به عرض 60 سانتی‌متر است كه یكی از این درها به راهرو و دیگری به دهلیز میان دو اتاق باز می‌شود. این دهلیز تنها وسیله ارتباطی بین دو اتاق شمالی و جنوبی محسوب می‌شود. مجموع اتاق‌ها در كل ساختمان هشت عدد و چهار دهلیز است كه همگی تنها به راهروهای كنار خود راه دارند. تزیینات این اتاق‌ها به طور كامل مشابه یك‌دیگر و همه اتاق‌ها دارای پنجره‌های ارسی هستند. دیوارها دارای گچ‌بری و نقاشی از گیاهان تزیینی و اسلیمی است‌. بیش‌تر قسمت‌های این اتاق را فرورفتگی‌هایی در دیوار تشكیل داده است كه به مانند طاقچه عمل می‌كنند. شایان ذكر است كه بیش‌تر طاقچه‌ها بازسازی شده است‌. احتمال داده می‌شود كه روی نقاشی‌ها را با لایه‌ای از گچ پوشانده باشند، كه پس از انجام عملیات مرمتی از زیر لایه گچ بیرون كشیده شده‌است‌. هم‌چنین‌، در حاشیه سقف‌، تزیینات مقرنس كاری وجود دارد. این تزیینات جز و ارزنده‌ترین تزیینات اسلامی است كه از فرورفتگی‌ها و برجستگی‌هایی تشكیل می‌شود كه هرچه به طرف سقف نزدیك شود، بر تقسیمات آن افزوده و در نتیجه بر زیبایی آن اضافه می‌شود. در مجاورات این خانه‌، حمام قوام‌الدوله قرار داشته كه درگذشته از این خانه دری به حمام باز می‌شده است‌. شایان ذكر است كه مرمت اساسی بنا در فاصله سال‌های 1345 و 1350 به دست استاد محمد كریم پیرنیا انجام گرفت و مرمت كاشی‌های قاجاری نیز تحت نظر استاد حبیبیان انجام شده است. ساختمان زور خانه بانک ملی: آدرس : خیابان فردوسی ساختمان زورخانه بانك ملی در 1325 ساخته شده است‌. معماری ساختمان هر چند ساده و سنتی است‌، سردر سنگی بنا كه توسط استاد ابوالحسن خان صدیقی ساخته شده است‌، ویژگی خاصی دارد. این سردر نقش برجسته سه خان شاهنامه را به نمایش گذاشته است‌: 1. به كمر كشیدن زن جادوگر; 2. كشته شدن دیو سفید; 3. كشته شدن اژدها به دست رستم‌. ارتفاع این سنگ 430 * 85 سانتی‌متر است‌‌. ساختمان صندوق پس انداز بانک ملی: آدرس : خیابان فردوسی ساختمان بانك ملی به وسیله هنریش‌، معمار آلمانی‌، بین سال‌های 1300 و 1310، در زمان رضاخان پهلوی ساخته شد. برای نخستین بار در آن زمان‌، در معماری بناهای دولتی از تلفیق معماری باستانی ایران و معماری اروپا استفاده‌شد. به استناد تصویری در كتاب معماری ایران در عصر پهلوی ، نگارش پرویز رجبی در 1355، ساختمان اولیه در یك نگاه كلی دارای تركیب یك شكل بوده است‌. در سال‌های بعد كه اطلاع دقیقی از تاریخ آن در دست نیست‌، بخش مختصری باظاهری كاملاً هماهنگ به یال شمالی ساختمان متصل شد و تركیب پیشین بنا را به هم زد. نمای اصلی ساختمان دارای خصوصیات بارز معماری هخامنشی است‌. ورودی اصلی نسبت به كل نما حجمی بیرون زده و كمی مرتفع‌تر دارد. این ورودی شامل دو بازشو است‌. یك پیشین با سقف تزیین شده و كمی مقعر، مقدمه ورود به یك هال بیضی شكل است‌. ارتفاع این هال حدوداً چهار و نیم متر است‌. دو یال متقارن‌، شامل هفت اتاق در یك سمت و پنج اتاق در سمت دیگر، در دو طرف این هال دو بازوی اصلی ساختمان را تشكیل می‌دهند كه در انتهای هر كدام پلكانی عریض تعبیه شده‌است‌. سه مدخل طاقی كم عرض‌، هم محور با ورودی‌، هال بیضی شكل را به سالن اصلی متصل می‌سازد. این سالن با ارتفاعی حدود 12 متر دارای شش ردیف ستون به قرینه و با ابعاد متفاوت است‌. قطورترین آن‌ها یك متر عرض و دو متر طول و باریك ترینشان 50 سانتی متر قطر دارد. در هر طرف این سالن كه بخش مربوط به كاركنان است‌، نور از طریق پنجره‌های شمالی و جنوبی تأمین می‌شود. نوعی سیستم تهویه‌ای در زیر پنجره‌ها تعبیه شده كه با شبكه‌های فلزی زیبایی آراسته شده‌است‌. انتهای سالن اصلی نیز با سه مدخل طاقی دیگر به تعدادی اتاق باز می‌شود. در سمت شمالی هال بیضی شكل‌، هم‌چنین پلكانی عریض ارتباط مستقیم این هال را با طبقه بالا برقرار می‌سازد. از هال مركزی طبقه بالا از طریق سه بازشو كه قسمت فوقانی آن‌ها مانند مدخل‌های پایینی هلالی شكل است و به تراس كم عرضی باز می‌شود، دید مستقیم به سالن اصلی امكان پذیر شده است‌. به استثنای تالار اصلی‌، نقشه فضاهای این دو طبقه تا حد زیادی مشابه‌اند. این بنا در مجموع شامل دو طبقه و یك زیر زمین است‌. از لحاظ سبك و گونه‌های شاخص معماری دنیا، این بنا را به روشنی می‌توان تلفیقی از معماری باستانی ایران در دوران هخامنشی و معماری باروك اروپا دانست كه كلیساها از بارزترین نمونه‌های آن هستند. درب‌های اصلی و چهار ستون عظیم سنگی با سر ستون‌های گاو شاخ‌دار مربوط به دوره باستان از سایر اجزا چشم‌گیرتر است و داخل بنا نیز انواع تزیینات خاص معماری هخامنشی در گوشه و كنار به چشم می‌خورد; در حالی كه سالن اصلی خصوصاً به واسطه سقف بلند و تزیین شده آن و هم‌چنین نورگیرهای عمومی دیواره‌ها، بلافاصله فضای كلیساهای باروك اروپا را تداعی می‌كند. نمای اصلی سنگی است‌. این نماها دارای ازاره‌های سنگ تیشه‌ای ناهم رنگ با سنگ نما و هم‌چنین ازاره‌های مرمری در بخش ورودی‌، به ارتفاع حدوداً دو متر است‌. سایر نماها آجری با تزیین گل دوازده پر هخامنشی است‌. این ساختمان از ابتدا با عنوان بانك ملی ایران بنا شد و از آن زمان تا كنون كاربری آن حفظ شده است‌. پس از انقلاب اسلامی نیز به عنوان صندوق پس انداز بانك ملی ایران از آن بهره برداری شده است‌. جدا از دو شیر سنگی كه در دو طرف ورودی به چشم می‌خورد و در سال‌های اخیر با رنگ طلایی مرمت شده‌است‌، تزیینات بنا عمدتاً مربوط به دوره باستان هستند. ستون‌ها و سربازهای هخامنشی‌، هم‌چنین گل‌های هشت و دوازده پر هخامنشی‌، كه در داخل و خارج بنا بسیار تكرار شده‌اند، از این جمله‌اند. از تزیینات دیگر به كار رفته در بنا، گچ بری‌های ظریف و هنرمندانه را می‌توان ذكر كرد. كنگره‌ها و تیركش‌های بلند بام كه از معماری هخامنشی بهره برده‌، در نما تأثیر زیادی گذاشته است‌. دو بازشوی چوبی سیاه رنگ‌، در عین سادگی‌، كاملاً با شخصیت وزین و پر جلال معماری نما هماهنگ است‌. از جزئیات جالب و دیدنی در بخش هال ورودی‌، چراغ بیضی شكل نسبتاً بزرگی است كه در طبقه بالا نیز از نور آن در كف استفاده می‌شود.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 115
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:14]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
خبر فوری تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
پست ویژه تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394
دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ PDF دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ – کتاب نویفرت (Neufert) یکی از مراجع تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
پست فوری تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
چگونه از هک شدن سیستم جلوگیری کنیم؟ تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1395
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 930
کل نظرات کل نظرات : 6
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 46

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 70
باردید دیروز باردید دیروز : 189
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
بازدید هفته بازدید هفته : 1,221
بازدید ماه بازدید ماه : 3,595
بازدید سال بازدید سال : 78,622
بازدید کلی بازدید کلی : 153,971

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 18.212.93.234
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir