logo-samandehi معماری و شهر سازی - 92

معماری و شهر سازی

به بزرگترین پورتال ایرانیان پیداک خوش آمدید

banner
جستجوگر پیشرفته



ضوابط شهرداری قرارگیری یک پارکینگ حداقل دهانه 2.5 متر قرارگیری دو پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 4.5 متر قرارگیری سه پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 7 متر طول مورد نیاز جهت پارکینگ 5 متر حداقل فضای یک پارکینگ 2.5*5 متر شعاع گردش یا طول مورد نظر جهت مانور 5 متر حداقل عرض در ورودی پارکینگ 3 متر عرض رمپ یکطرفه 3 متر و دوطرفه 6 متر عرض رمپ قوسی یکطرفه 3.65 متر و دوطرفه 7 متر شعاع داخلی مسیر گردش در کلیه پارکینگ ها 4.57 متر است. شیب رمپ پارکینگ 15 درصد هر واحد بالای 100 متر در طبقه اول و دوم به یک پارکینگ نیاز دارد. واحد مسکونی کوچکتر از 150 متر یک پارکینگ -150 تا 200 متر 1.5 پارکینگ - بیش از 200 متر دو پارکینگ همچنین درصورتی که تعداد واحد فرد باشد یک واحد از پارکینگ معاف است. حداکثر ارتفاع مفید واحد مسکونی 2.90 متر حداکثر ارتفاع پارکینگ 2.20 متر حداکثر ارتفاع مفید پیلوت 2.40 متر حداکثر ارتفاع زیرزمین 2.20 متر حداکثر ارتفاع مفید واحد تجاری 4.50 متر حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 1.80 متر ارتفاع مفید خرپشته 2.20 متر ارتفاع نورگیری در زیرزمین حداکثر 90 سانتی متر حداقل سطح پنجره نباید از یک پنجم سطح فضا کمتر باشد. حداقل عرض حیات خلوت اگر سرتاسری باشد 2 متر و اگر سرتاسری نباشد 3 متر احداث پیش آمدگی یا بالکن در گذر 12 تا 20 متر 80 سانتی متر و در گذر بالای 20 متر 120 سانتی متر مجاز است.ارتفای این پیش آمدگی از زیر آن تا روی خیابان 3.50 متر حداقل عرض آشپزخانه و اتاق خواب 2.50 متر - نشیمن 3.00 متر - پاگرد 1.20 متر نورگیری آشپزخانه و پذیرایی از یک پنجره به شرطی مجاز می باشد که طول نورگیری کمتر از 8 متر باشد. ابعاد نورگیر برای اتاق خواب و پذیرایی 3*4 متر و برای آشپزخانه 2*3 متر می باشد. ابعاد مفید آسانسور 2*1.60 متر حداقل ارتفاع چاله آسانسور 1.50 متر

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 410
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:18]
تاریخ
کلیاتی درباره معماری و معماران معماری هنر و علم طراحی و ساخت ساختمان‎ها با استفاده از مصالح پایدار و بر اساس قانون‎مندی‎های معین می‎باشد. هدف معماری تولید ساختمان‎هایی است که از نظر عملکرد متناسب با اهدافشان هستند و از نظر بصری برانگیزاننده حواس آدمی و از نظر زیبایی‎شناسی خوشایند می‎باشند. زیبایی یک شهر عمدتاً به کیفیت معماری آن وابسته است. معماران انواع زیادی از ساختمان‎ها از قبیل خانه‎ها، مدرسه‎ها، هتل‎ها، بیمارستان‎ها، استادیوم‎ها، کارخانجات، ساختمان‎های اداری، تئاترها و عبادتگاه‎ها را طراحی و خلق می‎کنند. همچنین معماران یادمان‎هایی طراحی می‎کنند که مختص یادبود رویدادها و اشخاص مهم هستند. معماری یکی از قدیمی‎ترین شکل‎های هنر است و پیشینه آن به دوران قبل از تاریخ بر می‎گردد و تقریباً در تمامی جوامع آثاری از معماری تاریخی یافت می‎شود. از نظر تاریخی، معماری مجموعه‎ای از سبک‎های قابل شناسایی را دنبال کرده است که ممکن است به عنوان گوتیک، باروک یا نئوکلاسیک مشخص شوند یا سبکی از نوع مرتبط با یک فرهنگ خاص از قبیل یونانی، رومی یا مصری باشند. سبک معماری در یک خانه ییلاقی، کارخانه، هتل، فرودگاه و یا ساختمان مذهبی منعکس کننده ارزش‎ها و نیز نیازهای جامعه‎ای است که آن را تولید کرده است. معماری یک جامعه بازتابی از ارزش‎ها و ایده‎آل‎های مردمان آن است، به عنوان مثال یونانیان باستان بر نظم و توازن در زندگی تأکید داشتند و از این رو آنها سبک معماری را خلق کردند که متوازن و منظم بود. معبد یونانی دارای تناسبات زیبا نشان‎دهنده این تأکید بر توازن است. به عنوان نمونه دیگر قرون وسطی دوره ایمان مذهبی عمیق در اروپا بود و در نتیجه معماران کلیساهای باشکوه با طاق‎ها و برج‎هایی طراحی می‎کردند که گویی به سمت عرش صعود می‎نمودند. همچون معبد یونانی، کلیسای قرون وسطی بر آن بود تا حالتی از احترام و عظمت را در میان عبادت‎کنندگان القاء کند. اگرچه معماری دارای ویژگی‎های هنری است، اما معماری تنها تابع سلیقه و عرف زیبایی‎شناسی نیست، بلکه تابع محدودیت ناشی از ملاحظات اجرایی وابسته به هم نیز است. این پارامترهای اجرایی در اصل تکنولوژی و مصالح در دسترس هستند. همچنین معماری می‎بایست تعداد زیادی از نیازهای کارکردی مهم و متناسب با اهدافش را نیز برطرف کند، مثلاً یک معمار ممکن است ساختمان اداری طراحی کند که از نظر ظاهری زیبا باشد، اما اگر مردم نتوانند به راحتی و بطور مؤثر در آن کار کنند، آن ساختمان از نظر معماری شکست خورده است. معماری دارای خصوصیات منحصربفردی است که آن را از سایر هنرها جدا می‎کند. در بیشتر موارد نقاشان، نویسندگان، آهنگ‎سازان و سایر هنرمندان آثارشان را خلق می‎کنند و سپس تلاش می‎کنند تا آنها را بفروشند. اما هزینه‎های ساخت یک ساختمان ممکن است هزاران یا میلیون‎ها دلار باشد. بندرت یک معمار می‎تواند مثلاً یک ساختمان اداری طراحی کند و استطاعت مالی ساخت آن را داشته باشد و سپس اقدام به فروش آن نماید. برخلاف سایر هنرمندان، معماران بایستی با افراد دیگری همکاری کنند تا طرح‎هایشان را به ثمر برسانند. مثلاً رمان‎نویس‎ها می‎توانند داستان‎هایشان را تنها و با استفاده از قوه دریافت خود خلق کنند، اما غالباً تمام معماران ساختمان را برای یک کارفرما طراحی می‎کنند و بایستی خواسته‎ها و نیازهای کارفرما را در نظر بگیرند. از این رو معماران از نزدیک با کارفرما در طول پیشرفت یک ساختمان کار می‎کنند و تصمیم می‎گیرند چگونه به بهترین وجهی نیازهای کارفرما را برآورده سازند. در نتیجه معماران در چارچوب محدودیت‎های حاصل از خواسته‎ها و نیازهای کارفرما، می‎توانند ایده‎های هنرمندانه شخصی‎شان را در طرح لحاظ کنند. با توجه به کلیات یاد شده، این پرسش مطرح می‎شود که بین جنبه‎های هنری و علمی معماری چگونه می‎توان یک رابطه منطقی برقرار نمود و در طراحی معماری آیا باید برای یکی از این جنبه‎ها اولویت قائل شد یا اینکه هر دو را در کنار هم باید دید؟ تاریخ معماری معماری به عنوان یکی از قدیمی‎ترین اشکال هنر، از پیشینه‎ای کهن برخوردار است. از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد، معماری نیز حیات خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده‎های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی‎های بسیاری را به خود دیده است. معماری پدیده‎ای است که طی هزاران سال وجود داشته است و نمونه‎های آن به شکل بناها و ساختمان‎های متعدد در سراسر جهان پراکنده می‎باشند. وجود چنین سابقه دیرینه‎ای یک مزیت در پژوهش معماری محسوب می‎شود، چرا که در زمینه تحقیق، کمتر رشته‎ای است که مانند معماری از چنین گنجینه‎ای از مدارک و شواهد برخوردار باشد. حقایق مربوط به معماری طی دوران‎های طولانی و از طریق تجربه و آزمون‎های مستمر توسط بشر بدست آمده‎اند. از این رو می‎توان گفت تاریخ معماری مجموعه مدون آزمون‎های تجربی ثبت شده بشر در امر معماری است. اگر از تاریخ دل خوشی نداریم، می‎توانیم نام شواهد تجربی را به آن اطلاق کنیم. بررسی این شواهد برخی از واقعیت‎های معماری را نشان می‎دهد. شناخت و مطالعه تاریخ معماری بنا به دلایل مختلف که در زیر به برخی از آنها اشاره می‎شود، از اهمیت فراوانی برخوردار است: 1. شناخت هر پدیده مستلزم شناخت تاریخ شکل‎گیری آن است و هیچ پدیده‎ای را نمی‎توان بصورت مجرد و فارغ از زمینه تاریخی‎اش مورد بررسی قرار داد. پژوهش در عرصه معماری نیز بدون تعمق در تاریخ و سیر تحول آن کاری ناقص و یک جانبه خواهد بود. 2. معماری به عنوان پدیده‎ای که جوانب فنی و هنری را یکجا در خود جمع دارد، حرفه‎ای دشوار است. با قبول دشوار بودن معماری، دور از عقل است که نقش انبوه تجارب انسان را در آفرینش معماری‎های جدید نادیده بگیریم. 3. یک کار مهم تاریخ معماری این است که شواهد و مدارک تاریخی موجود در زمینه معماری را بررسی نماید و آنها را در بافت اجتماع واقعی‎اش تحلیل کند، بطوری که ایجاد رابطه بین شواهد معماری و مردمی که آن را بوجود آورده و از آن استفاده کرده‎اند، امکان‎پذیر شود. در این صورت تاریخ معماری رابطه مردم و معماری را در طی دوره‎ای طولانی مطرح می‎نماید و خود تبدیل به شالوده‎ای برای اندیشیدن به مسائل معماری نوین می‎گردد. 4. تاریخ معماری به ما کمک می‎کند تا با انطباق مفاهیم و مسائل هر زمان با اثر ساخته شده در آن عصر، بتوانیم عوامل ثابت و عوامل متغیر را در طراحی معماری پیدا نماییم و سعی کنیم که حقایق مربوط به معماری را از آنها استنتاج کنیم. در بررسی تاریخ هنر و نیز تاریخ معماری دو رویکرد عمده یا دو روش متفاوت وجود دارد: 1. رویکرد توصیفی به تاریخ معماری: در این رویکرد به شکل توصیفی با تاریخ برخورد می‎شود و تاریخ معماری به ترتیب دوره‎های آن تنها روایت می‎شود و اطلاعات متعددی بدون تحلیل چرایی آنها ارائه می‎گردد. در این روش معمولاً مطالعه ارزش‎های فرمال در درجه اول اهمیت قرار می‎گیرد و تنها به کیفیات و روابط فرم‎های خارجی توجه می‎شود. 2. رویکرد تحلیلی به تاریخ معماری: در این رویکرد معماری بصورت علمی و تحلیلی و در ارتباط با سایر پدیده‎های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بررسی می‎شود. تاریخ تحلیلی معماری حیطه مطالعات را وسیع‎تر کرده و تمام مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، فلسفی و ... را که منجر به ایجاد معماری‎های مختلف شده است، مورد مطالعه قرار می‎دهد، هرچند که در نگاه اول رابطه آنها با معماری چندان مشهود به نظر نرسد. به عبارت دیگر چرایی ایجاد سبک‎های مختلف را با کمک گرفتن از پدیده‎های مرتبط با معماری بیان می‎کند، مثلاً چرا معماری مصر کاملاً مونومانتال و خارج از ابعاد انسانی است و برعکس در جزء جزء معماری یونان حضور مردم احساس می‎شود. برای مورخی که اینگونه تاریخ را می‎نویسد، یک بنا تنها مجموعه‎ای از طبقات و یا مصالح ساختمانی نیست، در نظر وی معماری پدیده‎ای است که تمام اعمال زندگی بشر را در بر می‎گیرد.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 525
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:17]
تاریخ
معماری باغ های ایرانی ساخت باغ در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است . باغها در کل عملکردهای مختلفی داشته اند و در بعضی دورانهای باغهای عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می شوند . در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درخت زارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهنسال بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و با شکوه بیرون شهرها ، چندین سده پدیده باغسازی در درون و پیرامون شهرها ، خاص این سرزمین بوده است . در دین اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بیمورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایت فراوانی در دست است . از طرفی به دلیل اختلاف آب و هوایی مناطق مختلف ایران ، بخصوص در مناطق گرمسیری باغ اهمیت ویژه ای پیدا می کند . این دو موضوع و مسایل دیگر باعث شدند که در این سرزمین درخت به عنوان عامل گیاهی و حیاتی مورد احترام اهالی قرار گیرد باغهای ایرانی : باغ ایرانی از قدیمی ترین و مهمترین باغ های جهان به شمار می روند . باغ ایرانی بیشتر حاکی از نیازهای روحی و کمتر متناسب با نیازهای آب قابل سنجش است . از زمان های قدیم بخش اساسی از زندگی ایران و معماری آن بوده در موجودیت آتشکده های بزرگ و تقویت نمادین آنها ، سهم داشته است از زمان سومریان باغ ، معبد و قصر سلطنتی را احاطه می کرد. زندگی در ایران به آب وابسته و در واقع آب عامل اصلی زندگی است . ایرانیان درخت را همراه با آب روان ترسمی کرده اند که مطلوبترین منظره در یک سرزمین خشک است . پس از آب درختان مهمترین نقش را در شکل گیری باغ ایرانی دارند . ایرانیان قدیم معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام ( اوروزا ) که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می شد . ایرانیان بسیار پیشتر از سایر اقوام و ملل پی بردند که باغ سازی اساس کشاورزی است و نیکوترین شیوه های باغ سازی را هم از زمانهایی د یرین به دست آورده بودند . در دوران اسلامی ، باغ های انبوهی کاخ را احاطه می کردند و از لحاظ معماری به صورت بخشی از آن در نظر گرفته می شد. به صورتی که باغ تمامی جوانب اصلی بنا را به صور قرینه فرا می گرفت . سراسر محوطه به قطعات مستطیلی تقسیم می شد که از میان آنها جوی های کوچکی می گذشت . این باغ ها به پیروی از پیشینیان ایرانی ساخته می شوند از همان سده های نخستین هجری ، باغ سازی به شیوه ایرانی به فراسوی مرزهای می رود و به مرور زمان گستره خود را وسیع تر می کند . شیوه باغ سازی در کشورهای شرقی از باغ سازی ایران الهام گرفته است ، در این اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بی مورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایات فراوانی در دست است . مقدمه ای بر پیشینه تاریخی باغ ایرانی : شعر و ادب هنرهایی تزئینی ایرانی خواه از زمان هخامنشیان و خواه از زمان سامانیان و دوره اسلامی ، همیشه سرشار از احترام و علاقه به طبیعت است . در باغ – این طبیعت از پیش اندیشیده – راه به انسان و طبیعت در نهایت هماهنگی است . باغ به کمک اشکال منظم هندسی رابطه میان طبیعت و دنیای درونی تصور می شود . باغ مفهوم عرفانی و مذهبی طبیعت و نظم جهان را منعکس و مفاهیم فضاها را مطرح می کند . قرآن کریم در آیه های متعددی ، خوشی های بهشت را توصیف می کند و شادی و لذت عمیق کسانی را که به خدای خویش ایمان آوردند و سرانجام آرامش ، برکت و آسایش یافتند و برای همیشه در باغهایی جای گرفتند که آب از زیرآنها جاری است . در سایه های خنک و برای همیشه ، اراسته به چشمه های سرشار، باغ ایرانی نه تنها جای امن و آرام که در عین حال جایی است برای تفکر آرام یا مذاکرات فلسفی . جایی است برای تأمل و تحقیق ، جایی که روح خسته آدمی می تواند تازه شود و آرامش یابد و منظره هایی تازه بر او مشکوف گردد . نیلوفر آبی در سراسر اعصار و در تمامی آسیا یک نماد مقدس آسمانی بود . آرایش معماری در سراسر اعصار ، منحصر به گل و گیاه بوده و می باشد . تعریف و واژه شناسی : باغ ایرانی آن گونه که از ایده و تعریف آن بر می آید گذشته از فضایی عملکردی که مردمان در آن دمی بیاسایند و تفرج کنند ، خود مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . باغهایمان در گذشته از اندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند ، چه به آنگاه که با حفظ تقدیس آب را چنان در باغ میگرداندند تا باغشان نیز نماد تفکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند. واژه باغ معادل پردیس است که از کلمه « پایری د آزا » ( به معنی محوطه محصور و مدور باغ ) از بوستان ریشه گرفته است که معرب آن« فردوس است . باغ ایرانی به عنوان گونه ای از معماری برون گرای ایرانی در منطق و اصول شکل گیری فضا ارتباطی نزدیک با معناری درون گرا ( حیاط دار ) دارد . اصول باغ ایرانی از عقاید اسلامی نیز متأثر است . واژه پردیس به همان باغهای پیرامون خانه ها گفته می شده است . علامه دهخدا درباره معنی واژه پردیس می نویسد : پردیس لغتی است ماخوذ از زبان مادی به معنی باغ و بوسان که این واژه در پهلوی ، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است . باغ هم واژه ای فارسی که در پهلوی هم به همین شکل به کار رفته است . در وصف بهشت ، آیات و احادیث زیادی وجود دارد به طوری که در آن تصویر باغهایی زیبا و بس بزرگ با درختان تنومند و آبشارهایی دلپذیر و کاخهای شکوهمند با ستونها و سقف هایی بلند به دست می دهد و این بهشت دارای حوض بزرگی است و نهرهای زیادی در آن جاری است . آیات دیگری نیز در وصف بهشت آمده که گاهی آن را فردوس یا جنت نامیده اند در یک مورد نیز بهشت ، ارم نامیده شده و آن بهشتی است که روی زمین ایجاد شده بود . به همین جهت همواره باغهای زیادی در ایران با نامهای باغ ارم – باغ رضوان – باغ فردوس – باغ مینو و باغ جنت وجود دارد که مفاهیم همگی آنها کنایه از بهشت است . مرحوم دکتر محمد کریم پرنیا ، باغ ایرانی را به پیوند فرخنده زیبائی و سودمندی می نامد . عناصر باغ ایرانی : عناصر اصلی که شامل چهار عنصر ( زمین ، آب ، گیاه و فضا ) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می گیرند ( باغ ) را شکل می بخشند . در رابطه با زمین که یکی از عناصر اصلی باغ است به جزء شکل موقعیت های کلی ، عوامل ویژگی های دیگری همچون جنس خاک شیب و اختلاق سطح ، قابلیت آبیاری و حاصلخیزی نیز اهمیت دارد . باغ ایرانی ممکن است در یک سطح با شیب ملایم و یا زیاد ساخته شود و در صورت قرارگیری در زمینی با شیب زیاد ، معمولاً شکل باغ تحت تأثیر شکل زمین قرار گرفته و در چند سطح ساخته می شود . در این حالت امکان ایجاد آبشر ه آبشار میسر خواهد بود . آب نیز که از عناصر اصلی باغ ایرانی است دست کم از سه جنبه مفهومی ، کارکردی و زیباشناختی در باغ حضور دارد. در بیشتر موارد قناتها و یا چشمه ها منبع اصلی تأمین آب باغ بوده اند و در بسیاری از موارد میزان آب و نحوه مدیریت و تقسیم آن در گذشته که معمولاً نیز بسیار دقیق صورت می پذیرفته تعیین کننده مساحت باغ بوده است . علاقه وافر ایرانیان در به کارگیری آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شیوه های گوناگون در باغ به حرکت در آورده و بر زیبایی و لطافت آن بیفزایند . گیاهان در باغ ایرانی گذشته از جنس و گونه از نظر محل قرارگیری ، طرح کاشت زیبایی و سودمندی بسیار قابل ملاحظه است . گیاهان در باغ ایرانی با اهداف متفاوتی از جمله سایه اندازی ، محصول دهی و تزئین باغ و ... به کار می روند و از آنجا که سودمندی یکی از اصلی ترین ویژگی های باغ سازی ایرانی است با بیشترین حجم گیاهان باغ ، درختان میوه و پس از آن درختان سایه افکن تشکیل می دادند . به همین نسبت گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ به چشم می آیند و آخرین حلقه از عناصر چهار گانه باغ ایرانی فضا یا فضای معمارانه است .در باغ ایرانی بناها ( فضای بسته ) و فضای باز با هم تلفیق گردیده و جدای از یکدیگر نیستند و حتی شاهد آنیم که آب نیز حضور و جریان خود را در میانه بناها اعلام می نماید . در میان عناصر چهارگانه ای که باغ را شکل می بخشد ( فضا) عنصری معمارانه است که وظیفه دراد تا محیطی انسانی را ایجاد کند . در تقسیم بندی و بر اساس مقیاس می توان فضاهای باغ را به گروه هایی همچون فضاهایی اصلی مانند سر درخانه ، کوشک ، شاه نشین و یا بالاخانه و فضاهای فرعی که مجموعه فضاهایی کم اهمیت تر باغ همچون حمام ، فضاهای جنبی ، خلوتها و ... را شامل می گردند تقسیم کرد. فضاهای اصلی در هماهنگی با ساختار هندسی همواره در نقاط مهمی که هندسه باغ مشخص می نماید قرار می گیرند . از نظر ویژگی های کالبدی نیز می توان فضاهای باغ را تقسیم بندی کرد . این تقسیم بندی مبتنی بر فضاهای باز ، نیمه باز و بسته بوده و بر اساس آن می توان ساختار فضایی و کالبدی باغ را باز شناخت و در عین حال به این دلیل که بسیاری از تغییرات که در طول زمان در فضا باغ حادث می گردد حاصل تغییرات جانبی و جداره های باغ است ، روند توسعه و سیر تکامل فضایی – کالبدی آن را مورد بررسی دقیق تر قرار داد . هندسه ، ساختار و نظام : مهمترین ویژگی و شاخصه باغ ایرانی فضای به غایت هندسی ، منظم وار و از پیش طراحی آنهاست . این شالوده هندسی در انتزاع مفاهیم ، مبانی و عناصر شکل دهنده باغ و نحوه ترکیب این عناصر و اجزاء که در نهایت به ارائه شکل کلی آن می انجامد نقش دارد . از سوی دیگر مجموعه ای از نظامها را نیز می توان بازشناخت که در شکل گیری باغ مؤثرند . این نظامها اساس فکری ، آداب طراحی و نحوه زندگی و حیات مردمان تا رویش های نظم بخشی به فضاها را شامل می گردند . هندسه و ساختار : طرح باغ ایرانی براساس توجه و کاربرد خاص مربع ترکیب کلی و اجزا آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشکیل می دهد . تأثیرگذاری هندسه در باغ ایرانی که در پیوند فضاهای بسته و باز شکل می گیرد در تمامی عرصه ها به چشم می خورد . ساختارهای هندسی در باغ و تناسبات کلی ، حصارها ، محورهای اصلی و فرعی ، ردیف درختکاری ، جویهای آب و نحوه حضور و عبور آب و به طور کلی به هندسه مسلط در باغ می پردازد . ساختار کالبدی باغ ایرانی : محیط بیرونی باغ عمدتاً به شکل مربع کامل یا مستطیل است و با دیوار نسبتاً مرتفعی محصور است . ارتفاع دیوراها با توجه به جنبه های ایمنی و عوامل اقلیمی در هر محل متفاوت است . دیوار فضای باغ را به طور کامل مشخص از محیط پیرامون جدا می کند . دیوار بر جدایی دو عرصه فضای بیرون فضای درون باغ تأکید میکند . درختانی که در حاشیه دیوار باغ به تبع هندسه آن کاشته می شود نیز همگی همسو با هندسه دیوار باغ بوده و بر نقش آن به عنوان یک چارچوب می افزاید . فضای کلی درونی به ما تبعیت از ساختار هندسی و با خطوط عمود بر هم به فضاهای جزئی تر تقسیم می شود که این دو محور فضای باغ را به 4 قسمت تقسیم می کند . یکی از دلایلی که از مربع یا مسطیل در طرح باغ استفاده میی شود بحث جاری شدن آب در جاهای باغ و حرکت در چهارجهت است هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم می شود . در هر راس این شبکه مربعی یک درخت که عمر طولانی تری دارد کاشته می شود و در این شبکه هر مربع به مربعهای کوچکتر تقسیم و در هر راستا درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رأس مربعهای میان آن ها کاشته می شود . این نظم هندسی به قدری دقیق است که با نگاه کردن به هر طرف ردیفهای منظم درختان دیده می شود و امکان نورگیری منظم همه درختان فراهم می شود ، تا ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نشود . جلوه باغ در فرهنگ ایران : باغ مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که باغهایمان نیز گذشته ازاندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند . چنانچه با حفظ تقدیس ، آب را چنان در باغ می گرداندند تا باغشان نماد فکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه به زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند . باغ در حوزه فرهنگی بیش از هر چیز در ادبیات و شعر پارسی ، معماری و هنرهای ایرانی به چشم می خورد . از این روست که باغ در شعر فارسی از دیرباز اهمیت و جایگاه خاص خود را داشته است . نقش باغ در هنرهای وابسته به معماری همچون کاشیکاری و تزئینات دیگر به عیان می توان دید . چنانچه در صنایع و هنرهای دستی نیز این حضور همیشگی و جاودانه بوده است و تأثیر عمیق باغ بر مهمترین هنرها همچون مینیاتور باغ در فضاسازی این از نقاشی ها تأثیر عمیق خود را بر جای گذاشته است . در مبحث جلوه باغ در هنر و فرهنگ ایرانی نباید از اندیشه ها و منظومه های فکری ایرانیان و نیز شناخت جامعه ، مردمان، اقوام و عام و خاص ایرانی غافل شد و شایسته است تا آن جلوه و آن حضور را بیش از هر کجا در ساختارهای فکری ، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان جستجو کرد . کیفیت فضایی باغ ایرانی : ساختار هندسی دقیق کالبد باغ ایرانی را تعریف می کند و این ساختار هندسی موجب پیدایش کیفیتهای فضایی خاص در باغ می شود از سویی وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقش اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد . از سوی دیگر شیب طبیعی که در اکثر باغهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرارگیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است . از نظر بینایی انسان وقتی در نقطه کم ارتفاع قرار گیرد فاصله خود را تا نقطه مرتفع کمتر و احساس می کند تا زمانی که همان فاصله از نقطه بلند می نگرد همین تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و یا پیین تر از خط افق باعث می شود که کوشک از سوی سر در ورودی باغ نزدیک به نظر آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب کندو هنگامی که ازکوشک به باغ می نگرد این فاصله طولانی تر به نظر آمده و وسعت بیشتری به باغ می بخشد مانند باغ شاهزاده در ماهان کرمان . یکی از ویژگی های معماری در باغ ایرانی تلفیق بنا و باغ است و آن گاه آنچنان به هم آمیخته اند که نمی توان احساس کرد که کجا باغ سازی خاتمه یافته و کجا آغاز شده است. عنصر مهمی مانند آب که در جویها جریان دارد مسیر خود وارد کوشک شده و به طور نمایانی در معرض مشاهده قرار می گیرد و سپس از آن خارج می شود عبور مسیر جریان آب از داخل بنای کوشک و امتداد یافتن آن در فضای باغ چنان هنرمندانه فضای بیرون و درون را به هم وصل میکند که هیچ انفصالی میان این دو حس نمی شود و انتقال صدا از فضای خارج به داخل نیز این حس را تشدید می کند . در احداث باغهای ایرانی که غالباً در دامنه تپه ها قرار دارند اصول مستقیم هندسی و ردیفها و زاویه های منظم رعایت می شود. در محوطه سازی آنها تقسیمات متقاطع و صلیب وار انجام گرفته و جویها و حوضها در وسط آنها ساخته می شود . وجود جویهایی متقاطعی که باغ را به چهار قسمت تقسیم می کند به صورت یک کیفیت عرفانی در آمده بر اساس افکار بسیار قدیمی آسیا در تصور عالم موجود و تقسیم آن بر چهار منطقه که معمولاً چهار رودخانه بزرگ آنها را از هم جدا می کند . اصلی ترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات بخشیده آب جاری بوده که در چهار باغ ها و جوبیارها و جویهای کم شیب و مارپیچ به حرکت در آمده و منظره و هوای باغ را دلپذیر می کرده اند است براساس ویژ گی های اکولوژیکی در کشور ما که بیشتر مناطق آن خشک و کم آب است برای ایجاد محیطی آرام و خنک چاره ای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نمی باشد که معمولاً در تقاطعها این جویها به حوضچه ها تبدیل می گردند . این جویها غالباً از حوض خانه عمارت باغ آغاز و در فاصله های منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچه ها روان می گردد . آبنماها بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث می گردد و معمولاً بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکل های مستطیل و مربع – چند ضلعی و بیضی است . گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی هم آبنما ساخته می شود .که اصطلاحاً به آن حوض خانه می گویند .باغهای ایرانی را می توان در یک تقسیم بندی کلی از لحاظ طرح به 2 دسته تقسیم کرد : باغهایی که دو محور موازی اصلی دارند و کوچه باغهای فرعی این دو محور با زاویه 90 درجه قطع می کنند مانند باغ دلگشا در شیراز . باغهایی که دو ، سه ، یا چهار محور مضاعف و موازی دارند و در مرکز باغ از یکدیگر می گذرند مانند باغ جهان نما و باغ سلطان آباد در شیراز . جایگاه باغ در شهر ایرانی : شهرهای ایرانی همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده اند و در هر کجا بسته به محیط اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است . شکل گیری شهرهای تاریخی ایران و رشد و توسعه آنها با توجه به ژرف به بحث باغ و باغ سازی چه در رابطه ساختاری میان باغ و شهر و چه در استفاده از باغ و عناصر مهم باغ سازی در پیکره شهر صورت پذیرفته است . باغهای ایرانی اکثراً در مناطق گرم و خشک و کم آب ساخته شده و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی وجود چشمه های طبیعی و یا کاریز است . برای ایجاد باغ در صورت وجود آب که اصل اساسی می باشد دو اصل دیگر هم در همه نواحی ایران مورد توجه بوده است: زمین شیب دار برای تسهیل آبیاری باغ 2. خاک حاصلخیز و بارور شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با چگونگی طبیعت و هوا و میزان آب تناسب کامل داشته است .گاه برای احداث باغی در زمین مناسب از نقاط دور دست آبی را که با ایجاد کاریزی به دست می آورده اند در جدولها و جویهای منظم به آن باغها می رسانده اند . در نتیجه همواره کوشش می شود که از آب بیشترین بهره به دست آید و در واقع اهمیت آب در باغهای ایرانی بیش از هر عامل دیگری است و طرح باغها به صورت تقریباً یکنواخت و همانند در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که تابع و متناسب با همین نیاز است جدول بندی و جوی سازی منظم باغهای ما خود دلیل جلوگیری از هدر رفتن آب است و می توان گفت چگونگی آبیاری و لزوم جلوگیری از هدر رفتن آب طرح باغها را تعیین می کند و این طرحها اکثراً به شکل مستطیل و دارای دو خیابان اصلی به صورت صلیب و برای آبیاری سایر قسمتهای جوی های آب در وسط و یا طرفین این خیابانها ساخته می شود . یکی از شیوه های باغی ، باغ در زمینهای مسطح و بیشتر در پیرامون مظهر قنات احداث می شود و انگیزه آن کار این است که جریان دائمی کاریز در مسیر خود برای رسیدن به زمینهای زراعتی درختان را نیز سیراب سازند و نوع دیگر باغی که در دامنه کوه احداث می گردد و ساختمان آن در بالاترین نقطه باغ و زمین آن به صورت همه پلکانی است و آبشارهای از هر طبقه دیگر سرازیر است . باغ ایرانی همواره با دیواری محصور است که هم خلوت گاهی برای آرامش و گوشه نشینی و هم حفاظتی برای تأمین امنیت باشد . در باغهای ایرانی ، فاصله میان محورها موازی معمولاً تخته زمینی است که در بعضی جاها برای کاشت گیاهان چهار فصل استفاده می شود و به آن کرت می گویند و در بعضی دیگر در صورتی که زمین شیب دار باشد مانند باغ شاهزاده در ماهان به ایجاد آب نما و آبشار اختصاص می یابد . در میان کرت ، بوته های بلند که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند کاشته نمی شده است . کرتهای دو سوی خیابانهای باغ را که بیشتر به صورت چهارتخته آرایش می شود ، با نهال های میوه پر می کردند و در چند باغچه آن ، سبزیکاری و گاهی سیفی کاری می کردند ... آب در باغ های ایرانی نقش آب در معماری نقش آب در شکل گیری نخستین زیستگاه های انسانی پاسخی است به یک نیاز زیستی. اما وقتی فراتر از یک نیاز، خانه سازی و بنای مجموعه های مسکونی بار فرهنگی می گیرد، معماری پدید می آید و آب در زندگی انسان جایگاه هنری پیدا می کند و از خلاقیت هنرمندان و معماران مایه می گیرد. درک مفهوم آب در معماری همان درک معماری آب است. درک قوانین فیزیکی رفتار آب، احساسات ما در مقابل کنش و واکنش آب و مهمتر از همه نقش و تمثیل و ارتباط آن با زندگی انسان ها است. آب استعاره ای متناقض است و به همراه خاک، آتش و هوا، عناصر چهارگانه تشکیل دهنده جهان هستی به شمار رفته است. آب یکی از عناصر طبیعی به شمار می رود که ماهیتی تغییر ناپذیر دارد. هرجاکه ظاهر می شود، کاربرد آن باید منعکس کننده برداشت طراحان و سازندگان از طبیعت باشد. دسترسی به منابع آب از دیرباز به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در مکان یابی شهری مورد توجه بوده است. بررسی کلی جغرافیایی شهرهای ایران به خوبی وابستگی میان زندگی شهری و دسترسی به منابع آب را نشان می دهد. فلات ایران به دلیل تنوع اقلیمی و چشم انداز محیط طبیعی درهمه جا از منابع آب سطحی مطمئن برخوردار نیست، زیرا همان طور که آب های سطحی زمین، چون دریا و رودخانه و دریاچه در معماری و به وجود آمدن آن نقش دارد، دربسیاری از مناطق که از این منابع سطحی به دورهستند، نیاز مردم از راه منابع زیرزمینی، چون قنات و چاه ها حاصل می شود. . ساحل رودخانه ها بستر پیدایش و رشد بیشتر فرهنگ های کهن جهان است. در ایران نیز هرجا رودخانه ای جاری بوده، به سرعت و شتاب فرهنگی افزوده است وخود نیز در درون فرهنگ جا باز کرده است. و باید گفت آب در گذشته های بسیار دور باعث به وجود آمدن مراکز حیاتی و روش اقتصادی وشهرنشینی بوده است.... پیش از ظهور اسلام، در ایران، معماری در کنار آب و دردامن طبیعت بدون آنکه آن را مخدوش سازد، حضور خودرا اعلام می کند ونقش آب بیشتر نقش تجردی است. نیایش گاه ها و معابد وآتشکده ها درکنار آب و درنهایت احترام به وجود آب شکل گرفت. گویی آب گذزگاه انسان برای ورود به دنیای دیگر بود. آب نقش معنوی خود را در معماری ایران نشان داد، به گونه ای که گردش آب نمایش تجردی آب درطبیعت است وتمام جوهر وخواص آب به صورت مجرد که ظاهرا جنبه نمایشی پیداکرده و در نیایش آب منظور بوده است. پس رودخانه ها وچشمه ها و دریاچه ها دارای جایگاه آیینی و اعتقادی بودند. این جایگاه به خودی خود شکل نمی گرفت. ساخت و وجود بنای مکان ها بود که باورها و افسانه ها و آداب و رسومات را متجلی می ساخت. آب هایی که از دهانه سراب های بزرگ از دل کوه و درون غار و ازمیان سنگ وخاک بیرون می زند و روی زمین جاری می شوند، چشمه های کوچک و بزرگی هستند که ازمیان سنگ وصخره می جوشند و درساخت بناهایی که در اطراف آنها ساخته می شود نقش مهمی دارند. و در اینجا می بینیم که دو عامل آب وصخره در امر احداث بناهای بوجود آمده نیز مدخلیت دارند. پس همانطور که آب در ساخت باغ نقش دارد، باغ نیز در به وجود آمدن شهر نقش خود را ایفا می کند. تحولات مربوط به شهرها و رابطه ساختار میان باغ وشهر آن چنان است که می توان از سویی باغ را شهر و شهر را باغ نامید و از سوی دیگر باغ را به مثابه کارگاه طرح اندازی شهز تلقی کرد که نمونه این مطلب را می توان درگفتار <کلاریخد>، سیاح دوره تیموری بیان کرد که رابطه ساختاری میان باغ شهر در آن شهر موقت که درازای سراپرده ها وخرگاه ها وخیمه هارا به روشنی بازسازی کرده است. نمونه دیگر این باغ شهر را در اصفهان می توان دید و چهارباغ و کو چه هایی که در جهات مختلف آن امتداد داشت و این یکی از اصول طرح اندازی شهری بود. در ایران باستان، معماری به سوی آب حرکت می کند و درکنار آن آرام می گیرد. ولی در دوره اسلامی آب در معماری حالت کاربردی پیدا می کند و معماران آگاهانه سعی می کنند تا به طبیعت تسلط یافته و آن را به نظم بکشانند و باشناخت قوانین فیزیکی و رفتار آب و درک نقش و تمثیل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماری بکشانند. آب در شکل های هندسی در اکثر بناها متجلی می شود و به نوعی مرکزیت وحدت معماری در آب شکل می گیرد. حرکت پرموج آن در مفاهیم مذهبی و ادبی هنری در فرهنگ ما جاری می شود. به این ترتیب آن چنان در ساخت و ترکیب بناهای ما وارد می شود که عملانمی توان آن را ازشکل ساخته شده جدا دانست. آب در مرکز کوشک ها وباغها و غیره ظاهر می شود. در مناطق کویری، آب کمیاب و زندگی بخش سبب شکل گیری معماری آب انبار ها و پایاب ها و رباط ها و یخچال ها می شود. و به گونه ای دیگر خودرا نشان می دهد. آب در باغ و کوشک، نهر ها و آب نماها و جویبار و حوض و استخر و فواره ها را به وجود می آورد و هرکلام از اینها نمایانگر تسلط انسان به طبیعت است. تا تمام اینها را درکنار خود به نمایش بگذارد. آب در معماری حوض ها به عنوان سمبل آب راکد استفاده می شود و به اشکال هندسی منظم، عامل تکمیل کننده بنا می شود. حوض های جلو بناها مکمل معماری شده و مانند آیینه آنها را در خود منعکس می کند. حوض هایی که در معماری مساجد شاهد هستیم نیز غیر از نقش تطهیر، جنبه نمادین پیدا کرده و آب هم نماد زندگی و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمی پاک می کند و هم از نظر روحی و به طور کلی اینجاست که درک مفهوم آب در معماری همان درک معماری آب است. نقش آب در معماری ایران باستان در ایران باستان آب پیامآور روشنایی و پاکی به شمار میرفت و از ارزش زیادی برخوردار بود. شاید به علت اینکه ایران کشوری کمآب بوده، این مایع حیاتی بین ایشان قدر و منزلتی والا داشته است. آب در نزد ایرانیان نه تنها برای رفع نیازها مورد استفاده قرار میگرفته، بلکه از لحاظ معنوی و روحی نیز تاثیر بسیاری داشته است. آب با قابلیتهای مختلف خود مانند حیات، تازگی، درخشندگی، پاکیزگی، رونق و رواج روشنایی، سکون و آرامش و تحرک، احساسهای متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همین دلیل همواره در مکانهایی که ساخته دست بشر هستند، به صورتهای مختلف برای خود جا باز کرده است. این مساله در رابطه با مکانهایی مانند پارک یا باغ بیشتر چشمگیر است. زیرا عنصر آب به عنوان یکی از زیباترین زمینههای دید و یکی از موارد تکمیلی فضای سبز مورد استفاده قرار میگیرد. البته در این مکانها وجود آب برای پاکیزگی محل و آبیاری درختان و گلها یا استفاده برای سرویسهای بهداشتی، ضروری و پراهمیت است. در سدههای گذشته ایرانیان باغها را بیشتر در زمینهای شیبدار احداث میکردند و با ایجاد پلکان در مسیر آب، جریان ملایم آب، تند و پر سر و صدا میشد.اصلیترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات میبخشید، آب جاری بود که در چهارباغها، جویبارها و جویهای کمشیب و مارپیچی به حرکت در میآمد و هوای باغ را مطبوع و دلپذیر میساخت. در باغهای تزیینی که به حوضها میپیوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته میشد. در کف آبنماها و بیشتر جاهایی که آب در جریان بود، اغلب تخته سنگی با تراش سفیدرنگ یا با طرحهای مختلف کار میگذاشتند که به موج آب، جلوه زیبایی دهد.باغهای قدیمی ایران اغلب در مناطق گرم و خشک و کمآب ساخته شدهاند و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی، وجود چشمههای طبیعی و یا کاریز است. وسعت هر باغ بستگی به حجم و مقدار آب موجود برای آبیاری آن دارد. باغهای شهرهای خشک و کویری به علت گرمی هوا در تابستان، همواره اهمیت خاصی داشتهاند که از آن جمله باغهای کاشان را میتوان نام برد. باغ فین کاشان که از باغهای معروف دوره صفویه، زندیه، قاجاریه و همچنین زمان ما است به علت وفور آب چشمه سلیمانی و حوض و استخر و فوارههای فراوان و درختان کهنسال و عمارتهای تاریخی، همواره جزو معرف ترین و پرجاذبه ترین باغهای کشور ما بوده است. در باغهای ایرانی، برای ایجاد محیطی آرام، خنک و پرسایه، چارهای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا این جویها در تقاطعها به حوضچه تبدیل میشدند. آب از جویها که اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصلههای منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچهها روان میشد. آبنما که از ضروریترین عناصر ایجاد باغ محسوب میشد، بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث میشد و بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکلهای مستطیل، مربع، چند ضلعی و دایره بود. گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی نیز آبنما ساخته میشد که در اصطلاح به آن محل، حوضخانه میگفتند. ساکنان باغ در روزهای گرم تابستان، به ویژه هنگام نیمروز، در کنار آبنما به آسایش میپرداختند. آب و روانشناسی انسان مجموعهای است پیچیده از روح و ذهن و جسم. همانگونه که جسم آدمی به غذا نیازمند است، ذهن و روح او نیز طالب عناصری است که به او آرامش ببخشد. در جامعه شهری که ساختمانهای بلند و خیابانها و زندگی ماشینی همه جا را احاطه کرده است، جلوههای زیبایی و هنر، بهترین پناه برای روح خسته و آرامشطلب آدمی است.امروزه در شهرها شاهد عناصری با بافت سخت مثل بتن و ... به جای عناصر طبیعی (پوشش گیاهی) هستیم. لذا باید با بهکارگیری عناصری که بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زیبایی فراهم کرد تا به روان انسان آرامش بخشید. این مکانها میتوانند پارکها و باغهای شهری باشند. آب یکی از این عناصر به شمار میرود و چه در حالت سکون و چه در حالت حرکت نوازشدهنده روح انسان است. حرکت و موسیقی آب، در جلوهگری بیشتر فضای سبز نقشی در خور توجه دارد. میتوان آب را به صورت جویبار و چشمه برای نقاط آرام و بی سر و صدا و به صورت آبشار و فوارههای بزرگ برای نقاط پرازدحام و شلوغ طراحی کرد. آب و انعکاس سطح آب ساکن با انعکاس نور مانند آینه عمل میکند و پدیده های اطراف خود را با چرخش 180 درجه نمایش میدهد، همچنین انعکاس پوشش گیاهی در آب و تابش نور خورشید روی گیاهان آبزی موجود روی آب، تصویر زیبایی برای بیننده به وجود میآورد. آب در حال حرکت نیز منعکسکننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوری که از یک جویبار روان روی برگ درختان منعکس میشود. آب و تاثیر آن در کاهش درجه حرارت و افزایش رطوبت:آب در پارکها و باغها به هر یک از صور مختلف، خود به نحوی در متعادل کردن درجه حرارت هوا، تامین رطوبت نسبی برای گیاهان و ایجاد طراوت، موثر است. مجموعه این عوامل از یکنواختی و خشکی محیط میکاهد. طراحی آب در سبکهای مختلف: جذابیت آب از دیگر عناصر موجود در پارک بیشتر است. آبنما عنصری است که اگر در پارکها خوب و کامل طراحی شود. ترکیب مناسبی ایجاد مینماید و اگر به طور صحیح مورد استفاده قرار نگیرد. باعث ضایع شدن شیوه طراحی خواهد شد. برای احتراز از بروز چنین مشکلاتی باید با احتیاط عمل کرد.آبنماها را میتوان به دو صورت منظم یا غیرمنظم طراحی کرد. منظم (Formal) _ منظور از طراحی منظم، دادن شکل کاملا هندسی به آبنماها و آبراهههاست. این نوع آبنماها وقتی در یک چشمانداز که به شیوه منظم طراحی شده است، قرار گیرند، بهترین نمای خود را نشان میدهند. اشکال به حالت قرینه و کلاسیک به کار میروند. چشمهها و مجسمهها شکل مشخصی دارند و مواد به کار رفته، سنگ و بتنهای صاف و منظم است. البته از فایبرگلاس هم در اندازههای دلخواه و به فرم منظم میتوان استفاده کرد. آبنماهای منظم وقتی که دارای لبه برجسته باشند، جذابیت بیشتری دارند. چرا که نشستن روی لبه برجسته استخر جالب است و از طرفی برای کودکان امنیت دارد. در باغها و پارکهای کوچک شهری، بهتر است که آبنما به شیوه منظم طراحی شود .غیرمنظم (Informal) - آبنماهای غیرمنظم میتواند از اجسام قالبریزی شده و ظروف با اشکال غیرهندسی و خیالی و یا سنتی ساخته یا به فرم آزاد با پیروی از آبگیرهای طبیعی طراحی شود. در این صورت آبنماها دارای گوشههای راست و دیوارهای عمودی و حاشیههای منظم و دستساز نیستند. یا دست کم در ظاهر این طور به نظر میآیند. برای ساخت آنها، بیشتر از سنگ و خاک و گیاهان بومی استفاده میشود. برای ایجاد آبنماهای طبیعی باید فضای کافی وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبک طراحی پارک، مساحت و فرم استفاده از آب (جاری - ساکن) تعیین میشود. وسعت کل آب بستگی به مساحت پارک و شرایط اقلیمی منطقه دارد.در مناطقی که آب و هوای خشک دارند، باید پرش آب (فواره، آبشار) بیشتر باشد. در صورتی که برای آب و هوای مرطوب، ریزش و پرش آب حتیالامکان باید کمتر شود. در مناطقی مثل تهران بهتر است حدود 25درصد از مساحت کل پارک به آب و آبنماها اختصاص داده شود.برحسب شرایط، توپوگرافی زمین و هدفهایی که از ایجاد آبنما وجود دارد، اشکال مختلفی از آن ساخته میشود. شکل و تعیین محل آبنما خود بستگی به موقعیت زمین و هماهنگی با دیگر عوامل باغ، همچنین سلیقه و ابتکار طراح دارد. استخر استخر شنا در باغهای خصوصی احداث میشود و در پارکهای عمومی، استخرها نقش آبنما را دارند و در بعضی موارد، برای بازی از آنها استفاده میشود. مانند استفاده از قایقهای موتوری و پایی. اینگونه استخرها در اوایل قرن بیستم به شکل مستطیل، بیضی یا به اشکال هندسی منظم ساخته میشدند. در قرن حاضر، در طرح اینگونه استخرها تجدیدنظرهایی شده و اشکال هندسی نامنظم با خصوصیات بهاشتی بیشتر، تزیینات نوری و تولید امواج در آب، تفنن خاصی را به همراه آورده است. به طورکلی عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفادهکنندگان، متغیر است. برای احداث استخر ابتدا مکان مناسبی در نظر گرفته میشود. این مکان باید از هر نظر برای بازدیدکنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگیر و حتیالمقدور کمشیب باشد. آبنما حوضچهها یا حوضهای کمعمق که اغلب در آنها فوارههای متعدد و چراغهای رنگین تعبیه میشود به آبنما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتیمتر است و برحسب شکل و فرم طراحی شده، با مصالح ساختمانی مختلف ساخته میشوند. گاهی در کناره آنها از لکههای گلکاری یا جعبههای گل استفاده میکنند. میتوان در داخل یا کنار آلاچیقها آب نماهای کوچکی احداث کرد. چشمه با استفاده از خصوصیات طبیعی، چشمههایی را در پارکها و باغهایی که به شیوه طبیعی و کلاسیک احداث شدهاند، طراحی میکنند. ایجاد چشمههای کوچک به طور مصنوعی به نحوی به لطافت و زیبایی فضای پارک میافزاید. در صورت امکان مسیر و حرکت آب را به صورت کانالهای زیرزمینی درمیآورند تا از یک نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه کوچکی نیز در کنار مظهر ایجاد میکنند تا حالت طبیعی به چشمه بدهند. چشمهها را باید با توجه به انواع طبیعی آن، با جریان تند یا ملایم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافی زمین با سرعت کم یا زیاد آب طراحی کرد. برکه برکهها یا باغچههای آبی احداث برکه بر تلطیف هوای پارک و زیبایی آن بسیار موثر است.به اشکال منظم و غیرمنظم با اعماق مختلف در نزدیکی منطقه جنگلکاری، در وسط پارک یا در کنار سطوح گلکاری وسیع ساخته میشود. برای این منظور در قطعه موردنظر خاکبرداریهایی با اعماق مختلف و اشکال نزدیک به حالت طبیعی انجام میدهند. برای تامین آب برکه از کانالهایی آب را به آن وارد میکنند که این کانالها میتوانند جنبه تزیینی داشته باشند و به صورت آبشار و جویبار طراحی شوند. در برکهها ضمن اینکه آب راکد است متحرک هم هست تا گیاهان از موهبت طبیعی ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گیاهانی که در داخل یا نزدیک برکه کاشته میشوند باید با خطوط و گلهای تزیینی منطقه هماهنگی داشته باشند.گیاهان آبزی، با اشکال متنوع و رنگ سبز برگهای خود، مناظر زندهای به باغچههای آبی داده و به آن حالت طبیعی میدهند. مهمترین خاصیتی که گیاهان آبزی در باغچههای آبی دارند، تولید اکسیژن و افزایش رطوبت هواست که در خنک کردن هوای منطقه نقش مهمی دارد. گیاهانی نظیر آلاله آبی و نیلوفر آبی با برگهای خود سطح آب را میپوشانند و ایجاد سایه میکنند که به خودی خود باعث میشود آب در فصل تابستان زود گرم نشود. آبشار و جویبار آبشارها و جویبارهای طبیعی همیشه برای مردم جذابیت خاصی داشتهاند. امروز طراحان توانستهاند با الهام از زیباییهای طبیعی و از جمله آبشارها و جویبارها، در پارکها و باغها گوشههایی از طبیعت را تا حد امکان بیافرینند. ارزش وجودی آنها به جنبههای زیباییشناسی آنها محدود نمیشود، بلکه در تلطیف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جویبار را میتوان طوری طراحی کرد که دو عمل آبیاری و حرکت آب همزمان انجام شود. فوارهها فواره تنها نمایشی از زیبایی آب نیست، بلکه در روزهای خشک و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزایش میدهد و فضای دلپذیری فراهم میسازد. خلاف تصور همگان، فوارهها الزاما مصرفکننده آب نیستند. میتوان به وسیله یک پمپ شناور، آب استخر یا حوضچه را به گردش درآورد. فوارهها به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: 1-فوارههای پرتابی (Spray) 2-فوارههای ریزشی (Spill) 3- فوارههای جهنده (Splash). در مناطقی که در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فوارههای کوتاه و نیرومند مناسبتر است. ارتفاع فوارهها نباید بیش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پایه یک قانون تجربی، قطر استخر یا حوضچه آب، باید دست کم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فوارهها پایینتر از سطح آب تعبیه شود، زیبایی بیشتری دارد. مگر اینکه از اشکال و مجسمههای خاصی برای ایجاد فواره استفاده شود.برای نمایش فوارهها در شب از چراغهایی در زیر محل ریزش آب استفاده میکنند که بایستی با اصول نورپردازی در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پایین به بالا و تنظیم میزان آن، باعث انعکاس حرکات آب در محوطه اطراف و روی شاخ و برگ گیاهان میشود و زیبایی خاصی به محیط میبخشد. در صورت وجود گیاهان آبزی یا ماهی در استخر، باید در نصب فوارهها دقت شود. برای نیلوفرهای آبی تلاطم سنگین آب مضر خواهد بود. اما اکسیژن فراوان حاصل از آب فوارههای بلند برای ماهیها مفید و مطلوب است. استفاده از آب در طراحی معماری امروز ایران باغ موزه آب تهیه شده توسط: وحید محمدی

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 552
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:16]
تاریخ
بناهای تاریخی تهران خانه مستوفی الممالک: پدر نیمه دوم قرن سیزدهم‌، ناصرالدین شاه قاجار مهم‌ترین حامی و بانی ساخت بناهای مختلف در تهران بود، به طوری‌كه در خلال سلطنت طولانی و نسبتاً آرام او، باروی هشت ضلعی جدیدی با 12 دروازه و یك میدان مركزی با شكوه به نام میدان توپ‌خانه برای شهر گسترش یافته تهران ساخته شد. یكی از بناهای این دوره (ناصری‌)، خانه مستوفی‌الممالك‌، واقع در داخل حصار غربی است كه از جهات مختلف جای تأمل دارد. عمارت مستوفی‌الممالك متعلق به اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، یعنی حدود 110 سال پیش‌، با سبك و سیاق خاص معماری آن دوره‌، كه ویژگی آن استفاده از عناصر و بن‌مایه‌های اروپایی است‌، ساخته شده‌است‌. این بنا خانه یكی از اصیل ترین رجال دوران قاجار و پهلوی‌، یعنی میرزا حسن خان مستوفی‌الممالك‌، فرزند میرزا یوسف‌خان مستوفی‌الممالك‌، است كه در قسمت‌هایی تحت عناوین شجره‌نامه‌، زندگی‌نامه و مشاغل و مناصب حكومتی‌، به آن‌ها اشاره شده‌است‌. خانه مستوفی در 1311 ق‌، یعنی هنگامی كه میرزا حسن خان مستوفی‌الممالك 19 سال بیش‌تر نداشت‌، ساخته شده است‌. با توجه به این‌كه محمدتقی‌خان ریاست بنّا خانه و منصب معمار باشی‌گری را در طول مدت سلطنت ناصرالدین شاه عهده‌دار بود تا بر احداث بناهای ساخته شده توسط درباریان نظارت كند، و با توجه به این‌كه ساختن اغلب بناهای درباریان را در محله سنگلج به وی نسبت داده‌اند، به احتمال زیاد، وی را می‌توان معمار یا ناظر ساخت بناهای مستوفی‌الممالك دانست‌. این خانه دارای مشخصات خاص بناهای مسكونی دوره قاجار است و ورودی آن در بخش شرقی بنا است كه با چند پله به حیاط متصل می‌شود. دور تا دور بنا را حیاط احاطه كرده است‌. این عمارت از جهت این‌كه خانه مسكونی یكی از سران مشروطه و رجال نامی تاریخ معاصر ایران است و با توجهبه این كه نمونه‌ای كم نظیر و كامل از بناهای مسكونی دوره قاجاریه بوده و نیز به جهت موقعیت محلی آن‌، یعنی واقع شدن در محله سنگلج‌، از دیدگاه سیاسی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، تاریخی‌، هنری‌، معماری و ... قابل بحث و بررسی است‌. بنای مستوفی از شمال با كوچه مستوفی‌، از شرق با كوچه چال حصار و از غرب و جنوب با اماكن مسكونی هم‌جوار است‌. زمین ملك به طول 57 متر و دو عرض 29 متر و 33 متر است و انتهای كوچه چال حصار قرار گرفته است‌. ابعاد بنا نیز در حدود 24/5 در 19/5 متر و ورودی بنا هم در حدود دو متر از سطح كوچه پائین‌تر است‌. نمای شرقی دارای دو پنجره بزرگ در طبقه اول‌، در چوبی دو لنگه (ورودی اصلی بنا) و سه پنجره مربع شكل كوچك جهت نورگیر زیرزمین است‌. نمای شمالی دارای چهار ستون مدوّر در طبقه اول‌، شش پنجره بزرگ و دری در قسمت وسط و چهار پنجره كوچك مربع شكل جهت نورگیر و زیرزمین و یك در فلزی در وسط‌، برای ورود به زیرزمین و حوض خانه آن است‌. نمای جنوبی حدود یك متر پایین‌تر از سطح نمای شرقی‌، یعنی در حدود سه متر پایین‌تر از سطح كوچه است‌. در قسمت بالا یا طبقه اول‌، نما دارای ده ستون كامل مدور و دو نیم ستون چسبیده به بدنه بنا در دو گوشه و در قسمت پایین یا نمای زیر زمین 12 ستون سنگی است كه هشت تای آن به صورت جفت‌جفت (چهار جفت‌) است‌. هفت پنجره بزرگ در بالا و هفت پنجره مربع شكل كوچك جهت نورگیر زیرزمین در پایین نما قرار گرفته است‌. سقف بنا شیروانی و دارای یك خر پشته و دودكش آجری است‌. قسمت‌های مختلف بنا شامل در ورودی چوبی دولنگه‌، آستانه كتیبه‌دار با هفت پله مرمرین و دو ستون در بالای آن است كه به سالن مركزی مرتبط می‌شود و در سمت چپ و راست آستانه ورودی دو اتاق و در دو طرف سالن مركزی دو اتاق دیگر و بالای هر دوی آن‌ها دو اتاق دیگر قرار گرفته است‌. در واقع سالن مركزی شش اتاق در اطراف دارد. تزیینات بنا بیش‌تر به صورت گچ‌بری و دارای نقوش حیوانات افسانه‌ای با سر انسان و بدن شیر، انسان بال‌دار یا فرشته‌، گل و گیاه به شكل پیچك یا طرح اسلیمی دسته گل‌، گل و گلدان‌، سبد پر میوه‌، پرندگان شكار شده و آویخته مثل قرقاول و اردك و ... است‌. میرزا حسن خان مستوفی الممالك‌، فرزند میرزا یوسف مستوفی‌الممالك و شكر خانم‌، دختر رئیس یكی از قبایل كرد، یكی از اصیل‌ترین شخصیت‌های تاریخ سیاسی معاصر ایران است و مقام و لقب مستوفی الممالك بیش از یك قرن در خاندان او بوده است‌. مستوفی در لغت به معنای حساب‌دار و دفتردار خزانه و در عرف حكومتی وزیر دارایی است‌. او در پنجم رمضان 1291 ق‌، در تهران متولد شد. از پنج سالگی زیرنظر معلم سرخانه و زیرنظر محمودخان ملك‌الشعرا تحصیل كرد. مستوفی در سن 60 سالگی درگذشت و جنازه وی در آرامگاه پدرش‌، خانقاه قلندرشاه‌، در ونك به خاك سپرده شد. خانه امام خمینی: آدرس : خیابان جماران‌، خیابان سوده‌، جنب حسینیه جماران خانه امام‌خمینی‌(ره‌) به مساحت 300 مترمربع (150 متر خانه و 150 متر حیاط‌) در یك طبقه پشت حسینیه جماران واقع است‌. این خانه توسط حجت‌الاسلام امامی جمارانی به امام داده شد و ایشان ماهانه مبلغی (حدود 80000 ریال‌) به ایشان اجاره می‌دادند. پس از استقرار امام در این خانه‌، به دلیل سهولت رفت و آمد ایشان به حسینیه‌، راهروی موقتی میان خانه و بالكن حسینیه ساخته شد. هم اكنون این خانه با نگه داشتن وسایل شخصی امام‌خمینی‌(ره‌) تبدیل به موزه شده و مورد بازدید علاقه‌مندان است‌. خانه میرزا محمد قوام الدوله(سرای وثوق الدوله): آدرس : خیابان امیركبیر، حد فاصل چهارراه سرچشمه و سه راه امین حضور، كوچه میرزا محمد وزیر ‌‌‌این بنا در 1253 ق یا 1211 ش‌، در زمان محمدشاه قاجار برای یكی از صاحب منصبان دوره قاجاریه به نام میرزا محمد قوام‌الدوله آشتیانی ساخته شد. وی در دیوان محاسبات مالیات سمتی داشت‌. پسر قوام‌الدوله‌، حسن وثوق نام داشت كه در 1268 ش‌، جای پدر را گرفت و در دوره‌هایی وزیر فرهنگ‌، دارایی‌، خارجه و نخست‌وزیر بود. قسمتی از بنا در تعریض كوچه میرزا محمود وزیر از بین‌رفته كه به احتمال زیاد متصل‌كننده اندرونی و بیرونی به یك‌دیگر بوده است‌. هم‌چنین‌، تبدیل ایوان تابستانی به تالار آینه كاری از دیگر تغییرات بنا است كه پس از توسعه ارتباط ایرانیان با كشورهای اروپایی صورت گرفته است‌. در تزیینات داخلی بنا نیز نقوشی افزوده شده كه علاوه بر قلم هنرمند، از لحاظ رنگ نیز پختگی قبلی خود را ندارد و از نگاره‌های قبلی به طور كلی متمایز است‌. احتمال داده می‌شود كه دورتادور حیاط بیرونی‌، اتاق‌هایی وجود داشته‌، كه در حال حاضر اثری از آن‌ها نیست‌. وقتی این ساختمان تحت نظر سازمان حفاظت آثار باستانی درآمد، چند اتاق‌، آشپزخانه و سرویس‌های بهداشتی در ضلع شرقی حیاط بیرونی به آن‌ها افزوده شد كه البته قسمت نوساز با بافت قدیمی خانه‌، از قبیل در و پنجره‌، تزیینات شومینه و گچ‌بری و نمای خارجی به طوركلی مطابقت می‌كند، به طوری‌كه تشخیص آن دشوار است‌. معماری دوران قاجاریه و دوران سنتی پیشین كه بعدها تأثیرات فرنگی بر روی تزیینات آن مشهود است‌، بیش‌تر یادآور معماری زندیه در شیراز است‌. از خصوصیات این بنا باید به نظم و تقارنی اشاره كرد كه با آجر و چوب در نمای ساختمان به وجود آمده است‌. وجود هفت دری در این بنا از جمله مهم‌ترین عوامل زیبایی آن محسوب می‌شود. هفت دری جزو عنصرهای معماری ایرانی‌اسلامی است‌. در حیاط بیرونی یك حوض و چند باغچه تعبیه شده است‌. قرینه این حیاط نیز حیاط دیگری است كه حیاط اندرونی محسوب می‌شود و دارای باغچه و حوض است‌. این دو حیاط با چند راهرو به هم‌دیگر مرتبط می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر وجود دو بادگیر و یك شیروانی در بام بنا است كه انسان را برای رفتن به طبقات بالا بر می‌انگیزد. این دو بادگیر قرینه هم هستند. در معماری ایرانی از زمانی دور دست ، بادگیر با نام‌های گوناگونی چون <بادهنج‌>، <باتخال‌>، <خیشود> و <خیشان‌> به كار می‌رفته است‌. كار بادگیر خنك كردن هوای جایگاه سكونت مردم بوده و تهویه داخل ساختمان را انجام می‌داده است‌. بادگیرها علاوه بر خنك كردن و تهویه هوا، جنبه تزیینی نیز داشته و از مشخصات بارز خانه‌های قدیمی اشرافی بوده است‌. یك بادگیر به طوركلی برجی چهارگوشه است كه تا بلندای بام خانه‌ها ساخته می‌شود. اندازه چهارگوش بادگیر 2 * 2 متر است‌. در اطراف برج بادگیر، شكاف‌های عمودی جاسازی می‌شد كه دارای چندپره بوده و باد پس از برخورد با این پره‌ها از كانال بادگیر به میان برج و ساختمان راه می‌یافت‌. در این بنا نمای بادگیر از آجر تهیه شده است و تزیینات قسمت فوقانی هر شیار دارای ارسی و آینه است كه این عامل هماهنگی كامل بین تزیینات نقاط مختلف بنا را نشان می‌دهد. این هماهنگی در كار معماری و هنر ایران از بزرگ‌ترین تا ظریف‌ترین عناصر را شامل می‌شود. ورود به قسمت داخل بنا از حیاط بیرونی و درونی و از طریق دو راه پله انجام می‌شود. طبقه‌اول متشكل از دو تالار بزرگ به نام‌های آینه و تبنی یا سفره‌خانه و دو راهرو و سه اتاق كوچك است‌. طبقه دوم نیز متشكل از دو راهرو و شش اتاق است كه یك راهرو و سه اتاق در ضلع غربی و یك راهرو و سه اتاق دیگر در ضلع شرقی بنا شده است‌. زیر زمین ساختمان در قسمت زیرین تالار آینه و تبنی قرار گرفته كه تنها از حیاط اندرونی می‌توان به آن وارد شد. آرایش درها از نوع گره‌سازی با چوب است‌. نور طبیعی زیرزمین در دو ضلع شمالی و جنوبی از طریق آجرهای لعاب‌ دار آبی رنگ موسوم به <پاچنگ‌> تأمین می‌شود. دیوارها از خشت و سقف از تیرچه ساخته شده است‌. تزیینات بنا آینه كاری و نقاشی گل و مرغ روی گچ و مقرنس كاری و گچ‌بری است‌، و كف اتاق‌ها با كاشی‌های ابرو باد پوشانده شده است‌. بیش‌ترین تزیینات بنا را مقرنس كاری‌های زیبا تشكیل می‌دهد. در ابتدا نقاشی‌ها به طور كامل ایرانی بوده‌است‌، ولی با بازسازی مجدد، تزیینات و نقاشی‌ها فرنگی شده كه بیش‌تر آن‌ها اثر لطف‌علی شیرازی است‌. اتاق یا تالار آینه این مجموعه كه در طبقه هم‌كف و در قسمت شمالی خانه قرار دارد و از دیگر اتاق‌های جانبی بزرگ‌تر است‌، مخصوص پذیرایی از میهمانان و سیاست‌مداران وقت بوده است‌، و از بخش اندرونی خانه مجزا است‌. تزیینات این تالار به دلیل رفت و آمد رجال كشورهای غربی‌، از الگوهای غربی پیروی كرده‌است‌. تصاویر زنان فرنگی به‌صورت كارت پستال در میان آینه‌كاری‌ها و موتیف‌های گچ‌بری نشان‌دهنده این مطلب است‌. در این اتاق سه ارسی‌، هفت پنجره ارسی‌، سه در چوبی و چهار طاقچه وجود دارد. ارسی‌های اتاق دارایگره‌های كنده كاری شده و تزیینات چوبی ظریف و شیشه‌های رنگی است كه روی آن‌ها توسط هنرمندان نقاشی شده‌است‌. این نقش‌ها كه به مرور زمان از بین‌رفته بود، بازسازی شده است‌. بیش‌تر كارهای تزیینات‌ی و به خصوص آینه كاری‌های این اتاق و آوردن تصاویر زنان دركار، از زمان ناصرالدین شاه رایج شده است‌. با وجود این‌، هنرمندان ایرانی نقوش فرنگی را چنان با نقوش ایرانی آمیختند كه تشخیص آن‌ها در ابتدا مشكل بوده و نیاز به آشنایی بیش‌تری با تصویر سازی این دوره دارد. تالار دیگر بنا تالار تبنی یا سفره‌خانه است كه در ضلع جنوبی واقع است و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و آفتاب‌گیر بودن آن‌، به زمستان‌نشین موسوم است‌. در قسمت شمالی تالار تبنی یك فرو رفتگی وجود دارد كه شاه‌نشین اتاق محسوب می‌شود. در تالار آینه و تالار سفره‌خانه‌، هفت ارسی جنوبی و هفت ارسی شمالی به صورت پنجره هستند و سه ارسی میان تالار به صورت در كاربرد دارند. ارسی‌ها را معمولاً با شیشه‌های كوچك رنگین آرایش می‌دادند كه علاوه بر زیبایی‌، عاملی برای شكست و تجزیه نور بودند و نور را به صورت رنگ‌های زیبا به داخل اتاق می‌تاباندند. رنگ این شیشه‌ها عبارتند از زرد آبی و قرمز و سبز كه بیش‌ترین رنگ به كار رفته در زمینه این شیشه‌ها زرد است‌. اتاق‌های جانبی به گوشواره‌های جانبی نیز معروف است‌. در طبقه اول و دوم‌، در دو طرف تالار آینه و سفره‌خانه در طرف شمال دو اتاق و یك دهلیز قرار دارد. اتاق‌های جانبی واقع در طبقه هم‌كف‌، در ضلع شمالی كوچك‌تر از اتاق‌های مشابه در طبقه فوقانی است و علت آن این است كه در جلوی اتاق جانبی طبقه هم‌كف سكویی قرار دارد كه درب و دو پنجره را به طور كامل قرینه می‌كند. این سكو به اتاق جانبی ضلع شمالی هم‌جوار سكو متصل است‌. اندازه اتاق شمالی حدود 12 مترمربع است‌. ابعاد این اتاق نسبت به اتاق‌های جنوبی كوچك‌تر است‌. اتاق‌ها دارای درهایی به عرض 60 سانتی‌متر است كه یكی از این درها به راهرو و دیگری به دهلیز میان دو اتاق باز می‌شود. این دهلیز تنها وسیله ارتباطی بین دو اتاق شمالی و جنوبی محسوب می‌شود. مجموع اتاق‌ها در كل ساختمان هشت عدد و چهار دهلیز است كه همگی تنها به راهروهای كنار خود راه دارند. تزیینات این اتاق‌ها به طور كامل مشابه یك‌دیگر و همه اتاق‌ها دارای پنجره‌های ارسی هستند. دیوارها دارای گچ‌بری و نقاشی از گیاهان تزیینی و اسلیمی است‌. بیش‌تر قسمت‌های این اتاق را فرورفتگی‌هایی در دیوار تشكیل داده است كه به مانند طاقچه عمل می‌كنند. شایان ذكر است كه بیش‌تر طاقچه‌ها بازسازی شده است‌. احتمال داده می‌شود كه روی نقاشی‌ها را با لایه‌ای از گچ پوشانده باشند، كه پس از انجام عملیات مرمتی از زیر لایه گچ بیرون كشیده شده‌است‌. هم‌چنین‌، در حاشیه سقف‌، تزیینات مقرنس كاری وجود دارد. این تزیینات جز و ارزنده‌ترین تزیینات اسلامی است كه از فرورفتگی‌ها و برجستگی‌هایی تشكیل می‌شود كه هرچه به طرف سقف نزدیك شود، بر تقسیمات آن افزوده و در نتیجه بر زیبایی آن اضافه می‌شود. در مجاورات این خانه‌، حمام قوام‌الدوله قرار داشته كه درگذشته از این خانه دری به حمام باز می‌شده است‌. شایان ذكر است كه مرمت اساسی بنا در فاصله سال‌های 1345 و 1350 به دست استاد محمد كریم پیرنیا انجام گرفت و مرمت كاشی‌های قاجاری نیز تحت نظر استاد حبیبیان انجام شده است. ساختمان زور خانه بانک ملی: آدرس : خیابان فردوسی ساختمان زورخانه بانك ملی در 1325 ساخته شده است‌. معماری ساختمان هر چند ساده و سنتی است‌، سردر سنگی بنا كه توسط استاد ابوالحسن خان صدیقی ساخته شده است‌، ویژگی خاصی دارد. این سردر نقش برجسته سه خان شاهنامه را به نمایش گذاشته است‌: 1. به كمر كشیدن زن جادوگر; 2. كشته شدن دیو سفید; 3. كشته شدن اژدها به دست رستم‌. ارتفاع این سنگ 430 * 85 سانتی‌متر است‌‌. ساختمان صندوق پس انداز بانک ملی: آدرس : خیابان فردوسی ساختمان بانك ملی به وسیله هنریش‌، معمار آلمانی‌، بین سال‌های 1300 و 1310، در زمان رضاخان پهلوی ساخته شد. برای نخستین بار در آن زمان‌، در معماری بناهای دولتی از تلفیق معماری باستانی ایران و معماری اروپا استفاده‌شد. به استناد تصویری در كتاب معماری ایران در عصر پهلوی ، نگارش پرویز رجبی در 1355، ساختمان اولیه در یك نگاه كلی دارای تركیب یك شكل بوده است‌. در سال‌های بعد كه اطلاع دقیقی از تاریخ آن در دست نیست‌، بخش مختصری باظاهری كاملاً هماهنگ به یال شمالی ساختمان متصل شد و تركیب پیشین بنا را به هم زد. نمای اصلی ساختمان دارای خصوصیات بارز معماری هخامنشی است‌. ورودی اصلی نسبت به كل نما حجمی بیرون زده و كمی مرتفع‌تر دارد. این ورودی شامل دو بازشو است‌. یك پیشین با سقف تزیین شده و كمی مقعر، مقدمه ورود به یك هال بیضی شكل است‌. ارتفاع این هال حدوداً چهار و نیم متر است‌. دو یال متقارن‌، شامل هفت اتاق در یك سمت و پنج اتاق در سمت دیگر، در دو طرف این هال دو بازوی اصلی ساختمان را تشكیل می‌دهند كه در انتهای هر كدام پلكانی عریض تعبیه شده‌است‌. سه مدخل طاقی كم عرض‌، هم محور با ورودی‌، هال بیضی شكل را به سالن اصلی متصل می‌سازد. این سالن با ارتفاعی حدود 12 متر دارای شش ردیف ستون به قرینه و با ابعاد متفاوت است‌. قطورترین آن‌ها یك متر عرض و دو متر طول و باریك ترینشان 50 سانتی متر قطر دارد. در هر طرف این سالن كه بخش مربوط به كاركنان است‌، نور از طریق پنجره‌های شمالی و جنوبی تأمین می‌شود. نوعی سیستم تهویه‌ای در زیر پنجره‌ها تعبیه شده كه با شبكه‌های فلزی زیبایی آراسته شده‌است‌. انتهای سالن اصلی نیز با سه مدخل طاقی دیگر به تعدادی اتاق باز می‌شود. در سمت شمالی هال بیضی شكل‌، هم‌چنین پلكانی عریض ارتباط مستقیم این هال را با طبقه بالا برقرار می‌سازد. از هال مركزی طبقه بالا از طریق سه بازشو كه قسمت فوقانی آن‌ها مانند مدخل‌های پایینی هلالی شكل است و به تراس كم عرضی باز می‌شود، دید مستقیم به سالن اصلی امكان پذیر شده است‌. به استثنای تالار اصلی‌، نقشه فضاهای این دو طبقه تا حد زیادی مشابه‌اند. این بنا در مجموع شامل دو طبقه و یك زیر زمین است‌. از لحاظ سبك و گونه‌های شاخص معماری دنیا، این بنا را به روشنی می‌توان تلفیقی از معماری باستانی ایران در دوران هخامنشی و معماری باروك اروپا دانست كه كلیساها از بارزترین نمونه‌های آن هستند. درب‌های اصلی و چهار ستون عظیم سنگی با سر ستون‌های گاو شاخ‌دار مربوط به دوره باستان از سایر اجزا چشم‌گیرتر است و داخل بنا نیز انواع تزیینات خاص معماری هخامنشی در گوشه و كنار به چشم می‌خورد; در حالی كه سالن اصلی خصوصاً به واسطه سقف بلند و تزیین شده آن و هم‌چنین نورگیرهای عمومی دیواره‌ها، بلافاصله فضای كلیساهای باروك اروپا را تداعی می‌كند. نمای اصلی سنگی است‌. این نماها دارای ازاره‌های سنگ تیشه‌ای ناهم رنگ با سنگ نما و هم‌چنین ازاره‌های مرمری در بخش ورودی‌، به ارتفاع حدوداً دو متر است‌. سایر نماها آجری با تزیین گل دوازده پر هخامنشی است‌. این ساختمان از ابتدا با عنوان بانك ملی ایران بنا شد و از آن زمان تا كنون كاربری آن حفظ شده است‌. پس از انقلاب اسلامی نیز به عنوان صندوق پس انداز بانك ملی ایران از آن بهره برداری شده است‌. جدا از دو شیر سنگی كه در دو طرف ورودی به چشم می‌خورد و در سال‌های اخیر با رنگ طلایی مرمت شده‌است‌، تزیینات بنا عمدتاً مربوط به دوره باستان هستند. ستون‌ها و سربازهای هخامنشی‌، هم‌چنین گل‌های هشت و دوازده پر هخامنشی‌، كه در داخل و خارج بنا بسیار تكرار شده‌اند، از این جمله‌اند. از تزیینات دیگر به كار رفته در بنا، گچ بری‌های ظریف و هنرمندانه را می‌توان ذكر كرد. كنگره‌ها و تیركش‌های بلند بام كه از معماری هخامنشی بهره برده‌، در نما تأثیر زیادی گذاشته است‌. دو بازشوی چوبی سیاه رنگ‌، در عین سادگی‌، كاملاً با شخصیت وزین و پر جلال معماری نما هماهنگ است‌. از جزئیات جالب و دیدنی در بخش هال ورودی‌، چراغ بیضی شكل نسبتاً بزرگی است كه در طبقه بالا نیز از نور آن در كف استفاده می‌شود.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 430
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:14]
تاریخ
انده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره ی عیلام در حدود 1300 و 1400 ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای به دست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و به طور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود. از جمله کهن ترین مدارک و نمونه‌های در و پنجره در معماری ایران را شاید بتوان در نقش قلعه های مادی در آثار دوره ی شاروکین یافت. از روی نقش برجسته آشوری می توان روزنه هایی را که بر روی برج ها ساخته شده‌اند تشخیص داد. در دوره ی هخامنشی در تخت‌ جمشید وضع درها به خوبی روشن و پاشنه گرد آن ها اغلب به جای مانده است، همچنین در این کاخ ها بالای درها و حتی بام ها، روزن ها و جام خانه هایی داشته و گرنه فضای بزرگ و سرپوشیده آن ها را چگونه چند جفت در که اغلب بسته بوده روشن می کرده است؟ در اصل از خصوصیات سبک ایرانی، تعبیه سایبان و آفتابگیر منطقی و ضروری برای ساختمان-هاست. در این دوره از اصل اختلاف سطح، جهت جذب نور به داخل استفاده می شد. بر اساس تحقیقات پروفسور ولفانگ معلوم شده که انحراف زوایای بناهای تخت جمشید بر اساسی بنیاد گذاشته شده که به وسیله ی ایجاد سایه روشن های گوناگون تعیین روز اول سال و فصول مختلف میسر شده و این انحراف به معمار ایرانی اجازه می داده مکان های مورد نیاز برای زیستن را به صورتی بسازد که در فصول مختلف سال هر خانه به مقدار لازم از آفتاب و روشنایی استفاده نماید. از نورگیری بناهای اشکانی اطلاع چندانی در دست نیست ولی سر پرسی سایکس در مورد کاخ هاترا می گوید: تالارهای این مجموعه تماما دارای سقف چوبی بوده اند. ارتفاع آنها مختلف و نیز روشنائی آنها از دهنه ی و هلال هایی بوده که به سمت مشرق باز می‌شدند. از روی تصویر بازسازی شده نسا که نورگیری بنا را توسط سقف خرپا نشان می دهد این احتمال را ممکن می‌سازد که اشکانیان از این روش برای نورگیری بنا استفاده می¬کردند. ساسانیان تمایل به نشان دادن تضاد بین سایه و روشنائی داشته اند و این امر درتمام بناهای آن ها مشهود است. نوک گنبدهای بناهای چهار طاقی آن ها به صورت روزنه در آمده زیرا برای افروختن آتش به آن احتیاج داشته اند. ایوان کرخه در خوزستان، طرز نور گرفتن از اطاق را برای اولین بار نشان میدهد، البته در بناهایی که طاق ضربی داشته اند معمولاً تأمین نور از آن قسمت هایی بوده که سقف مسطح داشته اند. روش استفاده از طاق گهواره ای که از انواع طاق سازی های عصر ساسانی است به معمار اجازه می داد که در فاصله ی میان دو قوس پنجره تعبیه نماید و روشنایی بنا را تأمین کند. طریقه ی نورگیری از جام خانه نیز همان طور که گفته شد بعد از هخامنشیان تا مدت¬های بسیار به عنوان یک سنت طرح گردیده و مورد استفاده قرار گرفت و در دوره ی ساسانی که استفاده از گنبد به شکل پذیرفته وسیعی معمول شده و جزء ویژگی های این معماری می¬شود در روی گنبد روزنه هایی با حفره هایی تعبیه می کردند که احتمالاً برای پوشش آن¬ها از شیشه استفاده می کردند، تا زمانیکه ساسانیان از دیوارهای حمال جهت تحمل بار گنبد استفاده میکردند نور ساختمان از روزن وسط گنبد یا از روزنه های تعبیه شده بر روی آن تأمین می شد. اما پس از آن که بار سقف گنبدی را توسط قوسها روی جرزها انتقال دادند توانستند در قسمتهایی از بدنه گنبدها نورگیرهایی را به صورت هلال تعبیه کنند. تاریخچه ی بهره گیری از نور طبیعی در معماری دیگر نقاط جهان در مصر باستان نور اهمیتی ویژه داشت. به نا به موقعیت سرزمین مصر، شدت نور و در نتیجه تضاد میان سایه و روشن بسیار زیاد می باشد. فرم های صریح و هندسی که در معماری مصر از آن استفاده می شده است با گوشه های تیز و دقیق در زیر نور شدید اثری خاص داشته است. لوکوربوزیه در این ارتباط می گوید: «معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را زیر نور ببینیم: این سایه و روشن ها هستند که فرم ها را در مقابل ما برهنه می سازند. مکعب، مخروط، کره، استوانه و هرم اولین فرم هایی هستند که نور آن ها را به ما عرضه می کند. تصاویر آن ها ناب، ملموس و صریح هستند. اما در معماری مصر بازی نور و سایه تنها محدود به فرم های بزرگ اولیه نیست. سطوح این احجام از نقوش برجسته ای پوشیده شده اند که با کمال ظرافت نقش پردازی و بر سنگ تراشیده شده اند و به این ترتیب پدیده ی سایه ـ روشن در این جا در مقیاسی کوچکتر نیز تکرار شده است. برای مصریان وجود ذات خداوند برای بشر غیر قابل دسترس و نامرئی بوده است پس به ناچار بایستی در تاریکی باشد. راه رسیدن به این خداوند که بایستی از روشنایی به تاریکی ختم شود با کمک چنین پدیده های نوری کمی واضح تر می شده است. ژان لوئی دو کانیوال «Jean-louis do canival» روشنائی مجسمه های معبد خفرن را به این ترتیب توصیف می کند: «نور از پنجره های کوچک بین دیوار و سقف به داخل و به تک تک مجسمه می تابید و به وسیله ی سنگ های کف که مرمر سفید صیقلی بودند به ترتیبی منعکس می شد که نوری کاملاً محو و فاقد جهت، فضا را روشن می کرد و ستون ها و دیوارها که از گرانیت سرخ بودند در تاریکی باقی می ماندند. در مورد معابد یونانی هم می¬توان گفت که بیشتر این معابد مجسمه وار بودند و اثر آن¬ها می¬بایستی بیشتر بر فضای پیرامون معبد باشد. تنها وظیفه¬ی داخلی معبد نگاهداری مجسمه¬های مذهبی بوده است. در بسیاری از معابد یونانی با استفاده از یک آب نما که در فاصله¬ی بین مجسمه و در ورودی ساخته می شد نورپردازی مجسمه را اصلاح می‌کردند. نوری که به داخل می تابید با برخورد به سطح آب منعکس می شد و مجسمه را روشن می‌ساخت. در فضاهایی که احتیاج به نور بیشتری داشتند، یونانیان از نور سقف استفاده می کردند، بخشی از سقف را با ارتفاع بیشتر ساخته و از فضایی که به این ترتیب به وجود می آمد برای تاباندن نور به داخل استفاده می کردند. در معماری آغاز مسیحیت و نیز در معماری بیزانس همواره تلاش می¬شده است هر چه بیشتر به فضای داخلی جنبه ی روحانی داده شود و فضایی رﺅیایی بیافرینند و روشن است که نورپردازی در این راه نقشی عمده داشته است. حال به بررسی عناصر نورگیری در معماری سنتی ایران می پردازیم. عناصر نورگیری در معماری سنتی این عناصر در معماری سنتی ایران از دو جهت مورد مطالعه قرار می گیرند، گروه اول به عنوان کنترل کننده های نور مانند انواع سایه بان ها و دسته دوم نورگیرها. گروه اول نقش تنظیم نور وارد شده به داخل بنا را به عهده دارند و به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ی اول آن هایی که جزو بنا هستند مانند رواق و دسته ی دوم آن هایی که به بنا افزوده شده و گاهی حالت تزئینی دارند؛ مثل پرده. عناصری که به عنوان نورگیرها مطرح می شوند نام های مختلفی دارند ولی همه نورگیر هستند و عبارتند از: روزن، شباک، در و پنجره ی مشبک، جام-خانه، هورنو، ارسی، روشندان، فریز و خوون، گل جام، پالکانه، فنزر، پاچنگ و تهرانی. در مقابل عناصری مانند رواق، پرده، تابش بند، سایه بان ها، سرادق و ساباط قرار دارد که نقش کنترل کننده ی نور و تنظیم آن برای ورود به داخل بنا را به عهده دارند. کنترل کننده های نور ـ رواق: فضایی است مشتمل بر سقف و ستون که حداقل در یک طرف مسدود باشد و انسان را از تماس با بارش و تابش نور آفتاب مصون می دارد و در مناطقی که شدت نور و حرارت خورشید زیاد باشد نور مناسب و ملایمی را به داخل عبور می‌دهد و در این صورت روشنائی از طریق غیرمستقیم یا باواسطه خواهیم داشت. ـ تابش بند: تابش بند یا تاووش بند یا آفتاب شکن تیغه هایی به عرض 6 الی 18 سانتی متر است که گاهی ارتفاعی تا حدود 5 متر دارد و با کمک گچ و نی آن ها را می ساختند. معمولاً در بالای در و پنجره کلافی می کشیدند که در واقع تابش بند افقی بوده و اصطلاحاً به آن سرسایه می گفتند و توسط آن ورود آفتاب به درون فضا را کنترل می کردند. سایه بان ها: ایجاد سایه بر روی پنجره ها از تابش مستقیم آفتاب به سطح پنجره جلوگیری کرده و در نتیجه حرارت ایجاد شده ناشی از تابش آفتاب در فضای پشت آن به مقدار قابل ملاحظه ‌ای کاهش می یابد. سایه بان ها ممکن است اثرات گوناگونی از قبیل کنترل تابش مستقیم آفتاب به داخل، کنترل نور و تهویه ی طبیعی داشته باشند.کارایی سایه‌بان‌ها متفاوت بوده و به رنگ و محل نصب آن ها نسبت به پنجره و هم چنین شرایط تهویه ی طبیعی در ساختمان بستگی دارد. سایه بان ها به انواع ثابت، متحرک و همچنین سایه بان های طبیعی مثل درختان تقسیم می شوند. سرادق: سایه بنا بر سرا که پرده¬ی آن بر خرپاهایی که بر بالای سرا نشانیده بودند کشیده می شد و بدین ترتیب مانع تابش بند خورشید به درون سرا می شد. ساباط: کوچه ای سر پوشیده که هم در شهرهای گرمسیری و هم سرد سیری به چشم می خورد. در شهرهای گرمسیری مجبور بودند کوچه را تنگ و دیوار را بلند بگیرند و برای ایجاد سایه ساباط می گذاشتند. پرده: استفاده از پرده های ضخیم برای جلوگیری و تنظیم نور خورشید برای ورود به ساختمان از دوره ی صفویه معمول بوده و هم چنین در دوره ی قاجار نیز از آن استفاده می شد. این پرده ها معمولاً از جنس کرباس و یا ابریشم بوده و به صورت یک لا و دولا استفاده می شدند و به طور معمول در جلو ایوان ها و یا پنجره ها و ارسی ها نصب می‌شد. بالا کشیدن این پرده ها توسط قرقره و بندهایی بوده که به طور هماهنگ تمام قسمت های آن ها را یکنواخت جمع می کرده است چون این پرده ها معمولاً ضخیم و سنگین بوده و غیر از این نمی شد آن ها را بالا کشید. نورگیرها شباک: هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و باران، توفان و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی ایجاب می کرده که ساختمان علاوه بر در و پنجره، پرده‌ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد. درون ساختمان با روزن ها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آن را با شبکه های سفالی یا کاشی می پوشاندند، این شبکه ها شدت نور را گرفته و نور ضعیف تری از لا به لای آن ایجاد می شود. انحراف پرتوهای نور در اثر برخورد با کنارهای منقوش شبکه سبب پخش نور شده و به یکنواختی و پخش روشنایی کمک می کرد. ضمناً علی رغم آنکه تمام فضای بیرون از داخل به راحتی قابل رﺅیت بود از بیرون هیچ گونه دیدی در طول روز به داخل نداشت. در و پنجره های مشبک: پنجره معمولاً برای دادن نور، جریان هوا و رویت مناظر بیرون بدون بر هم زدن خلوت اهل خانه است. در مناطقی که نور خورشید شدید است، پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود. پنجره های مشبک تعادلی بین نور خارج و داخل ایجاد می کند، تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می‌گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود. طرح هایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل اتاق را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آن را تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه ی آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود. (به درهای مشبک، در و پنجره گفته می شود). در و پنجره و روزن های مشبک چوبی، سفالین و گچین در زمستان با کاغذ روغن زده مسدود و در تابستان ها باز می شد. روزن: روزن و پنجره را نمی توان از هم تفکیک کرد. در واقع روزن را می توان یک پنجره کوچک دانست که معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و تأمین هوای آزاد برای فضاهای بسته به کار می رفته است. به عبارت دیگر روزن به سوراخ هائی اطلاق می گردید که در کلاله و یا شانه طاق ها تعبیه می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال ساخته می شده و اغلب ثابت بوده است. در بناهایی که دارای بافت مرکزی و درون گرا بودند و از سقف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تأمین می شد، در بالای در ورودی روزن قرار میدادند. ارسی: ارسی پنجره مشبکی است که به جای گشتن روی پاشنه گرد، بالا می رود و در محفظه ای که در نظر گرفته شده جای می¬گیرد. ارسی معمولاً در اشکوب کوشک ها و پیشخان و رواق ساختمان¬های سردسیری دیده می¬شود. نقش شبکه¬ای ارسی، معمولاً مانند پنجره و روزن¬های چوبی است. جام خانه: در کلاله¬ گنبدها و کلمبه¬های گرمابه¬ها و غلام خانه¬ی رباط¬ها و رسته¬ها و بازارها هنوز هم روزن¬هایی وجود دارد که با چند حلقه¬ی سفالین به صورت قبه یا کپه¬ی برجسته¬ای در آمده-اند. در این قسمت حلقه¬های سفالین را در کنار هم چیده¬اند و در زمستان¬ها جام¬های گرد شیشه‌ای مانند ته قرابه در میان حلقه¬ها کار می¬گذارند و تابستان¬ها یک یا کلیه آن¬ها را بر می-دارند، امروزه هم برای روشنایی سرپوشیده¬هایی که به مناسبت فصل باید گاهی سرد و گاهی گرم باشد مناسب¬ترین وسیله است و بر فراز بام گرمابه¬ها جای خود را حفظ کرده است. هورنو: به نورگیری بالای سقف گفته می¬شود. چون در نزدیکی¬های تیزه گنبد امکان اجرا به صورت بقیه‌ی قسمت¬ها میسر نیست، لذا در نزدیکی¬های تیزه، سوراخ را پر نمی¬کنند تا در بالای طاق کار نور‌رسانی را انجام دهد. مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل روشنایی و تهویه صورت پذیرد. روشندان: در بناهایی که استفاده از پنجره در دیوارها ممکن نبوده مثل بازارها و سایر بناهای عمومی، معماران در قسمت «خورشیدی کاربندی» روزن هایی ایجاد کرده¬اند که عبور مناسب و تهویه را به بهترین وجه میسر می ساخته است و به آن روشندان می¬گویند. روشندان¬ها معمولاً به شکل یک کلاه فرنگی بوده و عمود بر قسمت خورشیدی کاربندی ساخته می¬شوند و برخی از آن¬ها دارای شیشه بوده، بعضی از آن¬ها زمینه¬ی چند ضلعی دارد، مثل روشندان حوضخانه کاخ هشت بهشت اصفهان. فریز و خوون در ساختمان خوون یک نقش تزئینی است که با تکه¬های آجر تراشیده و موزائیک آن را پدید آورده¬اند، آن¬گاه روی آن را با خاک و سریشم رنگ¬هائی که در آب حل کرده¬اند به رنگ¬های گوناگون رنگرزی می-کنند و در پیشانی ساختمان، میانه ستون‌ها و «فریز در» چیده می¬شود. برای ورود روشنایی و هوا به اتاق¬ها لوله¬های گلچین را سوراخ کرده و نقش¬هایی پدید آورده و آن لوله¬ها را در بالای درها و پنجره¬ها می¬نشانیدند. کاربندی و مقرنس در فضاهایی که نورگیری و در نتیجه روشنائی فضا از طریق سقف انجام می¬شود، نور به طور مستقیم وارد فضا شده و فقط بخشی از آن را روشن می¬نماید. کاربندی و مقرنس به غیر از زیبائی برای بهره¬گیری هر چه بیشتر از نور خورشید نیز استفاده می¬شود. به این ترتیب که موجب می-شود در جهات مختلف از مسیر خود منحرف شده و آن را به صورت پخش شده به داخل راه می-دهد، در این صورت در داخل بنا روشنائی یکنواخت و غیرمتمرکزی خواهیم داشت، که حجم بیشتری را در بر می¬گیرد. نقش هشتی در نور رسانی به بنا بعد از ورود به ساختمان به علت شدید بودن نور در بیرون می¬بایست نور شکسته شود، تا داخل ساختمان حالت نامطلوبی از نظر وارد شونده نداشته باشد. یکی از عوامل مهم معماری در تقسیم و شکست شدت نور، هشتی های ورودی هستند که گرد و یا چند ضلعی ساخته می¬شدند. در بالای هشتی معمولاً نورگیری وجود دارد که نور متمرکز ملایمی را در ساعات مختلف روز به داخل انتقال می¬دهد، به کار بردن این شیوه برای تنظیم و متعادل کردن نور و حرارت از ویژگی-های معماری سنتی، به ویژه در حاشیه کویر است. انواع طاق¬ها، قوس¬ها و فیلپوش¬ها نیز در چگونگی نورگیری در داخل بنا سهم به سزایی دارند. وجود فیلپوش منجر به ایجاد سه منطقه متمایز ساختمانی در قسمت گنبدها شده است. منطقه-ی سوم همان گنبد اصلی است که گاهی در محورهای آن پنجره¬های کوچکی باز می¬شد و به نورگیری بنا کمک می¬کرد. ابداع شیوه¬ی طاق و تویزه باعث شد تا بار سقف مستقیماً بر روی جرزها عمل کند و دیوارها و طاق ها سبک شده و آن¬ها را شکافته و پنجره در آن قرار دهند و به این طریق نور فراوان و غیرمستقیم حاصل می¬شود. طاق های آهنگ نیز یا دارای پنجره¬های جانبی است و یا در بالای آن¬ها گنبدهای کوچکی با پنجره تعبیه شده است. در طاق چهار بخش نیز که از تقاطع دو طاق آهنگ هم ارتفاع و هم‌عرض حاصل می¬شود نیز می¬توان روزنه¬های وسیعی ایجاد کرد. طاق گهواره¬ی نیز به معمار اجازه می¬دهد که در فاصله میان دو قوس پنجره تعبیه کرده و روشنایی طبیعی داخل بنا را ایجاد کند. عمل نورگیری در بناهای مختلف به اشکال گوناگونی صورت می¬گرفت، از جمله اینکه در حمام¬ها از طریق روزنه¬های متعدد و یا جامخانه¬ها بر حسب درون¬گرا یا برون¬گرا بودن، نورگیری متفاوت بود. هر چند که نور خورشید همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در یک ساختمان مورد نیاز است اما از آن¬جا که این نور سرانجام به حرارت تبدیل می¬شود باید میزان تابش نور مورد نیاز برای هر ساختمان با توجه به نوع ساختمان و شرایط اقلیمی آن تأمین شود. چون اهمیت تابش آفتاب به نوع اقلیم منطقه و فصول مختلف سال بستگی دارد. در شرایط سرد حداکثر انرژی خورشیدی مورد نیاز بوده و ساختمان باید در جهتی قرار گیرد که بیشترین تابش آفتاب را دریافت نماید، بر عکس وقتی هوا گرم است جهت ساختمان باید به نحوی باشد که شدت آفتاب در دیوارهای آن به حداقل رسیده و نیز امکان نفوذ مستقیم اشعه¬ی خورشید به فضاهای داخلی وجود نداشته باشد، به همین دلیل نحوه¬ی نورپردازی بنا در اقلیم‌های مختلف مثل گرم و خشک و حاشیه کویر و اقلیم گرم و مرطوب و سردسیر با هم متفاوت است و هر کدام در این مناطق بر حسب اقلیم خاص خود نحوه¬ی نورگیری و نور پردازی خاصی را می¬طلبد. ابزار و وسایل روشنائی بعد از به پایان رسیدن روشنائی روز، انسان در تاریکی شب نیز نیازمند نور بوده است. لذا پس از استقرار دائم و تشکیل شهرها و ساخت خانه¬های مسکونی وجود یک وسیله به عنوان عامل نور مصنوعی که بتوان آن را از جایی به جایی حمل کرده و یا اینکه بتوان از آن در هر جایی از ساختمان استفاده کرده حس شد. بنابراین از این زمان تأمین نور مصنوعی با وسایلی که عوامل نوری نامیده می شوند آغاز شد و بشر به ساخت وسایل گوناگونی در این زمینه روی آورد. این وسایل که در مجموع وسایل روشنائی نامیده می¬شوند جهت تأمین نور مصنوعی برای روشنائی بخشیدن محیط اطراف در هنگام تاریکی شب بودند. این وسایل عبارت بودند از: پیه سوزها، شمعدان¬ها، چراغ دان¬ها، پایه چراغ¬ها، قندیل¬ها، فانوس¬ها، مشعل¬ها، شمع¬ها و چراغ¬های روغنی. تصاویر زیر مربوط به مسجد شیخ لطف¬الله هستند که یکی از شاهکارهای معماری در دوره¬ی صفویه است. در این مسجد ورود نور از راه روزنه¬هایی است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالت-های متغیر و گوناگونی را در طول روز ایجاد می¬کند. از آن¬جا که ـ به علت گردش نور خورشید ـ تابش نور در طول روز فقط بر تعدادی از این روزها صورت می¬گیرد، فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوایی متفاوت و مخصوص به خود (به همان زمان) پیدا می¬کند. مسجد شیخ لطف¬الله نیز به علت ورودی خاص آن، که از طریق عبور از فضاها و راهروهای نیمه تاریک به فضای اصلی صورت می¬گیرد، نور فضای داخلی مسجد حالتی استثنائی به آن می¬دهد. بررسی بهره¬گیری از نور طبیعی در چند نمونه از بناهای غربی در دوره¬های مختلف ابتدا به چگونگی بهره¬گیری از نور طبیعی در کلیسای گوتیک می¬پردازیم. ایده¬ی اصلی سبک گوتیک که «ساختن بخشی از آسمان در روی زمین» بود فضایی غیر مادی طلب می¬کرد. دو عامل در حل این مشکل کمک می¬کردند. عامل اول انتقال سازه¬ی باربر ساختمان به بیرون و عامل دوم نورپردازی مناسب را می¬توان دانست. ابعاد عناصر سازه ای در درون را تا حد امکان کم کردند و به این ترتیب توانستند که در سطوح آزاد شده پنجره¬های بسیار بزرگ به کار گیرند. نوری که از بخش بالای دیوارهای ناو میانی به داخل می¬تابد چنان شدید است که در این بخش هیچ قسمت تاریکی باقی نمی‌ماند. بیننده واقعاً خیال می¬کند که سقف میانی بالای سر او معلق است. به عکس بخش پائین ناو میانی نیمه¬ی تاریک است. دو ناو کناری با داشتن ابعاد لازم برای عناصر سازه¬ای در قسمت پائین دیوارهایشان امکان چنین نورپردازی‌ای را نمی¬دهد. انسان در این قسمت خیال می¬کند که در فضای نیمه¬ تاریک زمینی ایستاده است و وقتی به بالا نگاه می کند آسمان روشنی را که جایگاه هر آنچه که خدائی است می¬بیند. سقف کلیسا می¬بایستی«سقف بلند و معلق» آسمان را القا کند. نور پردازی در کلیسای گوتیک در سبک باروک فضا پر از تضا بوده و حواس را می¬فریبد. در این¬جا نیز نورپردازی بسیار مهم است، ترتیب دادن متناوب بخش روشن بخش¬هایی که در سایه هستند، باعث می¬شود که تصور عمق تقویت گردد. بیننده خیال می¬کند که فضا تا بی¬نهایت ادامه دارد. سازه ساختمان با نورپردازی مناسب به صورتی غیرخوانا در می¬آید و تمامی ساختمان حالتی خیال انگیز به خود می¬گیرد. در این دوره به خصوص در بناهای آخر دوران باروک استفاده از نور غیرمستقیم نیز رایج بود. اغلب در این ساختمان¬ها بیننده تقریباً نمی¬توانست پنجره¬ها را ببیند و روشنایی فضای داخلی از انعکاس نور روی دیوارها تأمین می¬شد. لوئی کان به دلیل حساسیتش نسبت به ارزش نور در طراحی ساختمان شاعر نورپردازی نامیده شده است و موزه¬ی هنری کیمبل که توسط او طراحی شده چکیده تمام طراحی¬های خوب نورپردازی با نور روز می¬باشد. این ساختمان می¬بایست در زمره¬ی کلاسیک¬های تمام دوران¬ها قرار گیرد. از قدیم نورپردازی موزه¬های هنری با شک و تردید فراوان همراه بوده، زیرا اشعه ماوراء بنفش موجود در نور روز، به خصوص بر نقاشی¬ها، می¬تواند تأثیر مخرب داشته باشد. کان ملایم¬ترین سطح نور روز را برای روشنائی محیط در موزه¬ی کیمبل انتخاب کرد، با تصور اینکه تأثیر مخرب وجود نداشته یا حداقل بسیار کم خواهد بود. او انتظار داشت با نور روز احتیاجات بیولوژیکی را ارضا نماید و ایجاد احساس آرامش از طریق آگاهی به زمان و فراهم نمودن حالت¬ها و احساس‌های بسیاری دیگر. این موزه از یک سری طاق¬های مدور بتنی متصل به یکدیگر به طول 30 متر و به عرض 7 متر با یک نورگیر سقفی شفاف در امتداد برآمدگی هر طاق ساخته شده است. نور روز از طریق اتصالات نور طبیعی معلق «natural light fixlure» که در زیر نورگیر سقفی قرار دارد بازگردانده و تصفیه می¬شود. اتصالات نور روز شامل قابی است که صفحه¬ای فلزی به آن متصل شده است، و دارای سوراخ¬های ریز می¬باشد که اجازه نفوذ مقداری از نور روز را داده تا هرگونه کنتراست شدید ممکن بین قسمت تحتانی اتصالات و اطراف آن را تعدیل نماید. تصاویر زیر بخش‌هایی از این موزه¬ هنری را نشان می¬دهند. از دیگر بناهایی که از نور روز به زیبائی هر چه تمام¬تر در آن بهره¬گیری شده ساختمان جدید «بانک هنگ¬کنگ و شانگ¬های» اثر نورمن فاستر است. در این ساختمان سعی شده تا با استفاده از یک آئینه¬ی مقعر غول آسا سالن ورودی را که در داخل ساختمان قرار دارد و بیش از سی متر ارتفاع دارد روشن کنند. با استفاده از یک آئینه که در بیرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمان منعکس می¬شود و سپس با استفاده از آئینه¬ی دوم نور 90 درجه تغییر جهت پیدا کرده و از بالا به داخل سالن ورودی تابانده می¬شود. نتیجه گیری نور، غیر مادی¬ترین عنصر محسوس طبیعت، همواره در معماری ایرانی وجود دارد و در واقع نشانه‌ی عالم والا و فضای معنوی است. در دوران معماری سنتی نحوه¬ی نگاه به نور تحت تأثیر تفکر اسلامی به عالی¬ترین درجه¬ی خود می¬رسد و مظهر تقدس و عالم معنوی شناخته می¬شود. معماری ایرانی معماری‌ای حقیقت جوست، حقیقت در معماری کمال است و کمال از آن باری-تعالی است و هر چه در این معماری حضور دارد، عضوی از آن است که جداناپذیر است و روی به سوی حقیقت دارد. نور نشانی از حرکت به سمت حقیقت است که حالت فیزیکی و مادی ندارد و این موضوع در کنار عوامل دیگر مانند اقلیم و موقعیت قرارگیری یک بنا، و نحوه ی استفاده از نور، مطرح می¬شود. در صورتی که این امر در معماری غرب به شکل دیگری است. اصول حاکم در معماری معاصر چیزی به غیر از حقیقت است، حتی اگر خلاف آن باشد. معماری مدرن روی به سادگی و خلوص دارد که با عناصر شکلی و فرمال به کمال خود می‌رسد و این غیر از خلوص معنوی است. با این نگرش و تفکر نور در معماری حضور مستقیم دارد، در صورتی که در معماری ایرانی نور همیشه تعدیل شده دریافت می¬شده است و این امر همان¬طور که قبلاً هم به آن اشاره شد از طریق عناصر تشکیل‌دهنده‌ی معماری، مانند انواع روزن¬ها، نورگیرها، گلجام و شیشه¬های رنگی و ارسی¬ها تأمین می¬گردید. ناگفته نماند که گرچه در معماری غرب ساختمان کاملاً در مقابل نور گسترده می¬شود و یا مزاحمت¬های مستقیم نوری کاملاً منع می¬گردد، ولی می¬توان آن را به طریق نورپردازی¬های مصنوعی جبران و تأمین کرد که از نظر نگرش آن¬ها به حضور عینی نور مورد قبول و بسیار جالب توجه است.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 792
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:13]
تاریخ
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 390
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:12]
تاریخ
بناهای تاریخی ایران mj1.jpg موقعیت: خیابان آتشگاه سال تاسیس: قرن ۸ هجری یک بقعه و دو مناره بر روی قبر عمو عبدالله از زهاد و صلحای قرن هشتم هجری بنا شده است. ویژگی خاص : ایوان از نمونه بناهای سبک مغول ایران است اما مناره ها در اواخر دوره صفویه به ایوان افزوده شده و با حرکت دادن یکی از آنها هم مناره دیگر و هم تمام ساختمان به حرکت در می آید. در سر راه اصفهان به نجف آباد قریه ای است که آن را کارلادان می گویند. امروز این روستا جزئی از شهر اصفهان به شمار می رود. در این قریه بنائی وجود دارد که مزار یکی از صلحا و زهّاد مشهور قرن هشتم هجری به نام عمو عبدالله کارلادانی است. تاریخی که بر فراز سنگ عمو عبدالله نوشته شده و سال ۷۱۶ هجری را نشان می دهد مبین این نکته است که این عارف بزرگ در زمان سلطان (محمد خدابنده) ایلخان مسلمان می زیسته است ایوان منارجنبان یکی از آثار تک ایوانی دوران ایلخانی است اما برخی از محققین عقیده دارند که مناره ها بعداً به ایوان مزبور افزوده شده است. نکته ای که باعث شهرت منارجنبان شده و هر مسافری را برای بازدید از آن ترغیب می کند این است که حرکت دادن یک مناره نه تنها مناره دیگر را به حرکت در می آورد بلکه تمامی ساختمان مرتعش می شود. بسیاری از معماران و مهندسان درباره جنبش مناره ها به اظهار نظر فنی و مهندسی پرداخته اند اما برخی نیز می گویند هیچ دلیل منطقی برای تحرک مناره ها ارائه نشده است. جهانگردانی که به نقاط مختلف دنیا سفر کرده اند در مشاهدات خود مناره هائی را معرفی کرده اند که در نقاط دیگر جهان همین خصوصیت را داشته اند. اما قدر مسلم اینکه منارجنبان اصفهان وجه تمایزی با سایر مناره های متحرک دارد و آن این است که گذشته از حرکت مناره ها سایر قسمت های بنا نیز حرکت می کند. ارتفاع ایوان مقبره عمو عبدالله از سطح زمین بقعه ۱۰ متر و ارتفاع هریک از دو مناره ۵/۷متر است. در این ایوان مزار عمو عبدالله قرار دارد و راه صعود به بام و مناره ها نیز به وسیله درگاه کوچکی است که با پلکانی مارپیچ به بام مربوط می شود. mj2.jpg راز منار جنبان چیست؟ بی تردید یکی از معروفترین ساختارهای تاریخی شهر اصفهان که شهرتی جهانی نیز دارد ” منار جنبان ” است. در ۶ کیلو متری مسیر جاده اصفهان _ نجف آباد ، در سمت راست آزاد راه، بنای ” منار جنبان ” قرار دارد که بر فراز مقبره عارفی گمنام به نام ” عمو عبدا… کارلادانی ” بنا شده است و بر اساس تاریخ سنگ نبشته این مقبره،تاریخ بنا به ۷۱۶ هجری قمری برمیگردد. این بنا یکی از آثار معماری دوره ایلخانان به شمار می رود با مساحتی حدود ۱۴۶ متر مربع و مناره هایی به ارتفاع ۵/۷ متر از سطح بام و البته ارتفاع بام تا کف حیاط نیز ۵/۱۰ متر است. در طبقه هم کف بنا و در زیر قو س های اصلی و بر سطح هرکدام کاشی کاری تزئینی به فرم صلیبی با کاشی آبی لاجوردی بر سطح آبی فیروزه ای دیده می شود که به عنوان یکی از ویژگیهای تزئینی کم نظیر در این بنا به حساب می آید. بر ساقه منارهها نیز تزئیناتی مرکب از کاشی های ریز در ترکیب با آجر بدنه دیده می شود که اشکال زیگزاگی و افقی آن در بیننده مشتاق یادآور مفاهیمی عرفانی است که در سایر آثار معماری این دوره نیز دیده می شود. اما راز شگفتی آور این مناره ها چیست؟ چنانچه فردی از طریق ۱۷ پله داخل هر مناره که روی بام بنا تا بالای هر مناره وجود دارد، بالا رود و دست های خود را داخل یکی از دیوارهای واسط میانی پنجره های فوقانی آن قفل و شروع به تکان دادن مناره کند، مناره به نوسان در آمده و همزمان با آن مناره دیگری و در واقع کل ساختمان به نوسان در میآید که تنها نوسان مناره قابل دیدن است و برای دیدن نوسان بنا می توان لیوان آبی را بر روی قبر ” عمو عبدالله” قرار داد و سطح لغزان آن را مشاهده کرد. به کاربردن آجرهایی با ویژگیهای خاص که ضریب ارتجاعی بالاتری نسبت به آجرهای به کار رفته در بخش های دیگر دارد و همچنین توجیه حرکت مناره ها با تکان یکی از آنها بواسطه قوانین فیزیکی نه تنها راز جنبیدن این مشهورترین مناره جنبان جهان را آشکار می کند بلکه بیانگر دانش فنی بسیار عمیق سازندگان آن در هفت قرن پیش بوده است. سازندگانی که نامی از آنان بطور مشخص در دست نیست . البته بنا به نظر کارشناسان مناره های دیگری نیز وجود دارد که دارای همین خاصیت بوده و همزمان با این بنا ساخته شده اند. مناره های مسجد اشترجان در ۴۰ کیلومتری غرب اصفهان که قسمت اعظم آن تخریب شده و یا یکی از مناره های مسجد حضرت علی (ع ) در بصره که بنا به نظر ” ابن بطوطه” سیاح معروف مراکشی در قرن هشتم قمری، تکان می خورده و از این جهت ارزش مسجد را برای زائرین دوچندان کرده است.همچنین گفته می شود که تقریبا همه منارهها این خاصیت را دارند اما شاید کوتاهتر بودن منارجنبان سبب تکان خوردن کل بنا می شود. در سالیان گذشته بازدید کنندگان آزادانه تا بالای مناره ها می رفتند و اقدام به تکان دادن آن میکردند اما چندسالی است که به دلیل اینکه تکانهای دائمی باعث آسیب به بنا می شوند، مسئولین برنامه ای ترتیب داده اند که هر نیم ساعت یک نفر از راهنمایان که آشنا به مقدار نیروی لازم برای تکان دادن مناره ها است، به بالای یکی از مناره ها رفته و آنرا تکان می دهد تا بازدیدکنندگان به خوبی اهتزاز آنرا مشاهده و حس کنند و در عین حال از بوجود آمدن آسیب های احتمالی به بنا نیز پیشگیری شود. mj.jpg قدیمیترین بنای تاریخی اصفهان را باید مسجد جمعه یا مسجد جامع اصفهان تلقی کرد. سیمای فعلی مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقی است اما تعمیرات و الحاقات آن به دورانهای بعد به خصوص عصر صفویان مربوط می شود . اما در کاوش های باستان شناسی مراحل قبل از سلجوقی هم به دست آمده که به دوران آل بویه و قرن سوم هجری باز می گردد. در همین کاوش ها آثار قبل از اسلام نیز کشف شده است. مسجد دارای ورودیهای متعدد است که هر یک فضای مسجد را به بخشهایی از بافت پیرامون آن مربوط می کند این ورودیها همه در یک زمان ساخته نشده اند و هر یک در مقطعی از تاریخ و در ارتباط با ساختمان درون و بیرون بنا به وجود آمده اند. گذرها و معابری که در گرداگرد مسجد وجود دارند بیانگر ارتباط گسترده ای است که مسجد با بافت قدیم شهر دارد.مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ایوانی بنا شده و از آنجا که ابداعات هنری و معماری ۱۵ قرن دوران اسلامی را در خود گرد آورده است یکی از بهترین آثاری به شمار می رود که در دنیای امروز شهرت دارد. با توجه به منابع و مآخذ مختلف این نکته مشخص می شود که مسجد جامع در طول زمان به سبب آتش سوزی و جنگ های متعدد و نا آرامی های دوران های مختلف آسیب فراوان دیده و دوباره بازسازی و مرمت شده است. 33pol.jpg این پل که در نوع خود شاهکارى بى‏نظیر از آثار دوره سلطنت شاه‏ عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله ‏وردى‏خان بنا شده. این پل در حدود ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد و طویل‏ ترین پل زاینده ‏رود است که در سال ۱۰۰۵ هجرى ساخته شده است. در دوره‌ صفویه‌،مراسم‌ جشن‌ آبریزان‌ یا آبپاشان‌ ارامنه‌ در کنار این‌ پل‌ صورت‌ می‌گرفت‌. ارامنه‌ جلفا، مراسم‌ «خاج‌ شویان‌» را نیزدر محدوده‌ همین‌ پل‌ برگزار می‌کرده‌اند. پل‌ مزبور یکی‌ از شاهکارهای‌ معماری‌ و پل‌ سازی‌ ایران‌ و جهان‌ محسوب‌ می‌شود. fal.jpg موقعیت تاریخی قلعه تاریخی فلک الافلاک بر بلندای تپه ای باستانی و در مرکز شهر خرم آباد واقع شده است . حریم این بنای باشکوه از سمت شرق و جنوب غربی به رودخانه خرم آباد ، از غرب به خیابان دوازده برجی و از شمال به خیابان دوازده برجی و از شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می گردد . تاریخ ساخت بنا از تاریخ ساخت بنا یا بانی آن ، آگاهی دقیقی در دست نیست . همین اندازه می دانیم که این بنا ، از یادگارهای شهر کهن << شاپور خواست >> بوده و بنای اولیه آن را به زمان شاپور اول ساسانی در قرن سوم میلادی نسبت می دهند . ویژگیها احداث بنا بر فراز صخره های سنگی و اشراف کامل آن به دره تارخی خرم آباد و نیز جاری شدن چشمه پر آب گلستان از دامنه شمالی تپه از ویژگیهای اصلی بنا به شمار می آیند . از سوی دیگر نزدیکی بنا با غارهای پیش از تاریخ دره خرم آباد و دیگر آثار دوران تاریخی نظیر سنگ نوشته ، مناره آجری آسیاب گبری ، پل شکسته و گرداب سنگی ، بیانگر پیوستگی تاریخی قلعه با آثار یاد شده می باشد . معماری معماری کنونی بنا ، بیانگر الحاقات فراوانی است که در دوران های گوناگون به دان افزوده شده ، بیشترین این تحولات مربوط به دوره صفویه تا قاجار می باشد . بر اساس مدارک تصویری تا حدود یکصد سال پیش بارویی دوازده برجی در پیرامون بنای فعلی وجود داشته ، که اکنون آثار این برج از آن در محوطه شمال غربی قلعه ، قابل مشاهده است . وسعت تقریبی بنا ۵۳۰۰ متر مربع ، شامل ۸ برج دو صحن و ۳۰۰ جان پناه می باشد . ارتفاع بلند ترین دیوار تا سطح تپه ۲۳ متر و مصالح آن از سنگ آجر ، خشت و ملات گچ و آهک است . ورودی بنا به سمت شمال و در بدنه برج جنوب غربی تعبیه شده که پس از گذر از راهرو ورودی به حیاط اول وصل می گردد . حیاط اول ابعاد این حیاط که در جهت شمالی - جنوبی طراحی شده ۵/۲۲*۳۱ متر است . پیرامون آن از چهار برج تشکیل شده که دو برج آن در شمال و شمال غربی و دو برج دیگر در جنوب و جنوب غربی قرار دارد . حمام قدیمی بر اساس شواهد موجود ، حمام قلعه در ضلع شمالی حیاط اول و در نزدیکی چاه قلعه قرار داشته است . این حمام در تا اواخر دوره قاجاریه مورد استفاده بوده و اکنون آثاری از آن نظیر تنوبوشه های سفالی ، نقش های آهک بری و کانالهای زیر زمینی قابل مشاهده است. چاه قلعه در شمال شرقی حیاط اول و در پشت یک طاق نمای بلند ، چاه آب قلعه قرار دارد . عمق این چاه که بیشتر آن با برش صخره به سرچشمه گلستان راه یافته نزدیک به چهل متر است . در گذشته آب مورد نیاز ساکنین دژ از همین چاه تامین می شده و اکنون نیز قابل بهره برداری است . حیاط دوم ابعاد این حیاط که در جهت شرقی - غربی طراحی شده ۲۱*۲۹ و همانند حیاط اول از چهار برج تشکیل می گردد . در چهار جهت این حیاط تالارهای بزرگی قرار دارد که به یکدیگر راه دارند و اکنون به موزه ، تغییر کاربری یافته اند . از نکات قابل تامل در معماری بنا ، وجود گریزگاه مخفی در ضلع جنوبی و فضاهای زیرزمینی در ضلع شمال و شرق آن می باشد . قلعه در متون تاریخی در متون تاریخی با نامهای گوناگونی نظیر :”دژشاپور خواست ” یا “سابر خواست ” “دز بر ” “قلعه خرم آباد ” “قلعه دوازده برجی ” و قلعه ” فلک الافلاک ازآن یاد شده است . «فلک الافلاک » که در لغت به معنی «سپهر سپهران » یا « فلک نهم » می باشد . عنوانی است که در دوره قاجار به این بنا اطلاق گردیده و اکنون به همین نام مشهور است . کاربری قلعه در گذشته « خزانه حکومتی » خاندان بدر در قرن چهارم ، «مقر حکومتی » اتابکان و والیان در دوره صفویه تا قاجار و سرانجام «پادگان نظامی » و «زندان سیاسی » در دوران پهلوی اول و دوم از مهمترین کاربری های قلعه در گذشته محسوب می گردد . کاربری کنونی این اثر ارزشمند در سال ۱۳۴۹ از ارتش به فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید . در سال ۱۳۵۴ با راه اندازی موزه مردم شناسی و مفرغ های لرستان بنا به موزه تبدیل گردید . در سالیان اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه های باستان شناسی ، مردم شناسی ، آزمایشگاه مرمت اشیاء ، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی - تاریخی راه اندازی و هر ساله پذیرای انبوهی از بازدیدکنندگان داخلی و خارجی می باشد . sol.jpg در مسیر زنجان به تهران و در فاصله‌ی سی کیلومتری زنجان، در سمت راست جاده، گنبدی عظیم خودنمایی می‌کند. گنبد سلطانیه یادآور شکوه و رونقی است که در حدود هفتصد سال پیش در این شهر جریان داشته است. حمدالله مستوفی در نزهت‌القلوب می‌گوید: «قبل از حمله‌ی مغول در سلطانیه‌ی فعلی هیچ‌گونه اثر ساختمانی نبود و این ناحیه به شکل مرغزار و چمنزار بوده است. سلاطین مغول پس از استقرار در ایران و پایتخت قرار دادن تبریز، کم‌کم برای شکار و گذراندن ایام تابستان بدان سو روانه می‌شدند و با برافراشتن چادرها، ایام استراحت تابستانی را در آن‌جا سپری می‌کردند. به همین جهت، این محل چمنزار یا شکارگاه شاهین نامیده می‌شد. کم‌کم پادشاهان بعدی به‌خاطر خوش آب و هوا بودن مکان مزبور، تصمیم به ایجاد تأسیسات و ساختمان‌هایی برای اسکان خویش، لشگریان و اطرافیان خود گرفتند». ham.jpg این بنا در غرب مسجد وکیل شیراز واقع شده و یکی از بزرگ ترین و ارزشمندترین حمام های تاریخی ایران است. حمام وکیل توسط کریم خان زند ساخته شده است. بنای حمام به صورت مکعب است و ورودی آن در سمت شمال قرار دارد. نمای شمالی حمام مشرف به فضای بازی بود که بعدها از بین رفت و خیابان کوتاهی جایگزین آن شد. در جنوب حمام، آب انباری از دوره زندیه و در شرق آن مسجد وکیل قرار دارد. در دوره قاجار و به ویژه در دوره اخیر تعمیرات و تغییراتی در بنا صورت گرفت. هر چند این امر صدماتی را به ساختمان اولیه بنا و تزئینات آن وارد آورد ، با این حال آثار باقی مانده به خوبی نمایانگر ارزش و شکوه اولیه بناست. char.jpg در ضلع شرقی خیابان چهارباغ، بنای باشکوهی قرار دارد که می توان آن را آخرین بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفویان در اصفهان ساخته شده است. این مدرسه که “مدرسه سلطانی” و “مدرسه مادر شاه” نیز نامیده می شود.در زمان سلطنت شاه سلطان حسین، آخرین حکمران سلسله صفوی احداث گردید. تاریخ شروع عمارت ۱۱۱۶ ه. ق. و سال اتمام آن ۱۱۲۶ است. هیچ یک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، به عنوان کلکسیون کاشیکاری ایران، سیاحان، بازدید کنندگان و جهانگردان خارجی را تحت تأثیر جاذبه های خود قرار نداده است. این مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأیید می کند. به طوریکه برخی از آنها، مدرسه را با عبارتی همچون سحر آمیز، جذاب و دلپذیر توصیف کرده اند. bam.jpg بم دایره المعارفی از روشهای ساختمان سازی در خاورمیانه قدیم ،خانه ها ،گنبدها ،سه کنجیها ،برج و باروهایی که از خشت خام ساخته شده اند و تکنیک آن ها به دوران کتاب مقدس برمی گردد. این شهر قدیمی از دهه ۱۹۳۰ تا حد زیادی متروکه شده و حتی بخش های بسیاری از آن رو به زوال نهادند.کار بازسازی آغاز شده بود. در شمال شرقی شهر بم , بربالا و دامنه صخره ای عظیم قلعه ای مستحکم را پی افکنده اند که اهالی محل آن را ” ارگ ” نامند که در واقع این بنای سترگ , شهرقدیـم بم است , ارگ بــم و شهـــر آن از جمله قلعه های نظامی بسیار مهم و تاریخی به شمار می رود . ارگ بم نمونه کاملی از شیوه های معماری ایران است و نمونه هایی از قرنها معماری در آن به چشم می خورد . ارگ بم که بزرگترین مجموعه خشتی جهان است , به شکل قلعه های پرشکوه برفراز تبه ای به ارتفاع ۶۱ متر چونان تاجی مرصع برسربناهای تاریخی ایران , درخششی جاودانه دارد . پیرامون ارگ بم , حکایتهای تاریخی که گاه به جرگه افسانه می گراید , فراوان است ولی سعی براین است که مستندترین موضوعات باستان شناسی با مدد از تاریخ و معماری در معرفی هرچه بهتر این بنای بزرگ دخالت داشته است . سابقه تاریخی ارگ بم به موجب نوشته های تاریخی , از جمله حدودالعالم و تاریخ وزیری به دو هزار سال پیش می رسد . شواهد زیادی از جمله وضعیت پلان مرکـــزی وتعدادی خشت موجود در خانه حاکم و خانه رئیــس سرباز خانه ادعای فوق را به اثبات می رساند .

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 529
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:10]
تاریخ
ربناهای تاریخی تهران سر در باغ ملی: بناهای تاریخی تهران(3) آدرس : خیابان امام خمینی سردر باغ ملی طی سال‌های 1301 تا 1304 ش‌، به عنوان دروازه ورود به میدان مشق‌، كه محوطه‌ای نظامی و در اختیار قشون بود، احداث شد. مدتی پس از ساخت دروازه‌، فكر ایجاد اولین باغ عمومی شهر تهران به نام باغ ملی در اراضی داخل میدان مشق‌، مطرح و طرح آن تهیه شد و به اجرا درآمد و نام دروازه میدان مشق به سردرباغ ملی تغییر یافت‌. باغ ملی چند سالی بیش‌تر به جا نماند و در محوطه آن وزارت امور خارجه‌، كتاب خانه ملی و موزه ایران باستان را ساختند. اما نام این باغ بر سردر میدان مشق باقی ماند و مردم سردر باغ ملی را به عنوان نماد تاریخ معاصر تهران و معماری خاص تهران قدیم می‌شناسند. این بنا كار استاد جعفر خان معمار كاشانی است‌. سفت كاری‌هایش توسط استاد اسماعیلی‌، ستون‌ها به دست استاد كریم منیژه و كاشی‌های آن نیز توسط مرحوم استاد خاك نگار مقدم ساخته شده است‌. در نمای خارجی‌، بر كتیبه كاشی‌كاری سردر، اشعاری از ندیم الملك به چشم می‌خورد. سردر دارای نقوش كاشی‌كاری شده با نقش دو شیر كه تاجی را در میان گرفته‌اند، پلنگ‌، شیر و خورشید و مسلسل است‌. سردر دارای یك سواره‌رو و دو پیاده‌رو در طرفین آن است‌، كه هر سه آن‌ها دارای دروازه‌های چدنی است‌. دروازه‌های چدنی بنا نیز در قورخانه تهران توسط استاد محمد علی كرمانی‌، از صنعتگران بنام‌، ساخته شده است‌. اداره كل میراث فرهنگی استان تهران برحسب وظیفه قانونی حفظ میراث فرهنگی‌، با مشاركت شهرداری منطقه 12 درصدد است با آزاد سازی و مرمت دروازه‌ها سنگ فرش این محوطه را به شكل اولیه احیا كند. از میدان مشق قدیم تهران كه در زمان خود از بزرگ‌ترین میدان‌های (نظامی‌) تهران بود، امروزه اثری نمانده و فقط سردر زیبایی از آن دوران باقی مانده است‌. سردر باقی مانده از آن دوران اگرچه در زمان پهلوی اول تجدید شده‌، در نوع خود تنها بنای سبك دروازه‌ای كلاه فرنگی به جا مانده از گذشته تهران است‌، كه آن را در زمره بناهای تاریخی خاص و در خور توجه قرار می‌دهد. این بنای تاریخی دارای سه چشمه دروازه دار و دو لنگه آهنی (فولاد برنج‌) است كه حكم ورودی خروجی پادگان نظامی را داشته كه محل مشق و تمرین و مانور سربازان بوده است‌، و در زمان خود از بهترین مصالح (سنگ‌، آجر، چوب‌، آهن و برنز)، به بهترین شكل معقول و كارا ساخته شده است‌. این بنای زیبا كه یادآور دروازه‌های دوازده گانه تهران قدیم است‌، از جنبه‌های مختلف معماری‌، نظامی‌، تاریخی‌، فرهنگی‌، و زیبایی شناختی و... قابل بررسی است‌. این میدان در زمان فتح‌علی شاه قاجار (12501212ق‌)، بنیاد نهاده و در دوره ناصرالدین شاه (1264 1313) تجدید بنا شد و توسعه یافت كه در 1278، به اهتمام محمد حسین خان سپهسالار، به صورت میدانی مربع شكل درآمد و دیواری با طاق‌های آجری گرداگرد آن ایجاد شد و دارای دروازه‌ای زیبا با یك درب دو لنگه و دو طاق نمای مسدود مجاور آن به صورت پخی‌، بر شمالی خیابان و میدان سپه (امام خمینی فعلی‌) گردید، كه گاهی ناصرالدین شاه از بالای آن به تماشای مشق نظامیان مشغول می‌شد. موقعیت مكانی سردر، با توجه به قراین و بررسی طرح‌ها و نقشه‌های تهران زمان ناصرالدین شاه‌، به احتمال قریب به یقین بر شمالی خیابان سپه‌، در محدوده بانك سپه تا كوچه پست بوده است و در سال‌های بعد، در 1280، بنایی به شیوه معماری روسی در شمال غربی آن ساخته شد كه مركز قزاق خانه دولتی بود. اما در پایان دوران قاجار به این میدان كم‌تر اهمیت داده شد و مورد بی مهری‌های زیادی قرار گرفت‌، به طوری كه به میدانی بلااستفاده مبدل گشت و حتی به نظافت و پاكیزگی آن توجه نشد، اما در نخستین سال‌های وزارت جنگ پهلوی اول‌، ابتدا قسمت غربی میدان به باغ و سپس بناهای دیگر به باغ ملی تبدیل شد و سردر بزرگ الماسیه را كه در قورخانه ساخته شده بود، برای آن در نظر گرفتند و بر سردرباغ ملی نصب گردید. هم چنین نیم تنه رضا پهلوی كه به دستور سردار اعتماد، رئیس كل قورخانه ریخته شده بود، در 1340 ق‌، بر بالای سردر قرار گرفت كه تا آخر دوره پهلوی دوم پا بر جا بود. این نیم تنه در دوران انقلاب سرنگون و به احتمال قریب به یقین در فضای باز بانك ملی مقابل سردر دفن گردیده است‌. به این ترتیب‌، به غیر از مرمت جزئی بر روی كلاه فرنگی و رطوبت زدایی ناقص در پی بنا، تغییری جز تخریب ناشی از رطوبت و عدم توجه نداشته است‌. این میدان كه سربازخانه مركزی در آن واقع بود و نظامیان در آن مشق نظام می‌كردند، از شمال به خیابان سرهنگ سخایی (سوم اسفند سابق‌)، از شرق به خیابان فردوسی (علاء الدوله سابق‌)، و از غرب به خیابان سی تیر (قوام السلطنه سابق‌) ختم می‌شود. به طور كلی از ابتدای شمالی خیابان سپه (باغ شاه یا سپه سابق‌) در محدوده میدان مشق قرار داشت كه بناهای كنونی اداره پست (شامل موزه وزارت پست و تلگراف و تلفن‌)، شهربانی كل كشور (نیروی انتظامی فعلی‌)، وزارت امور خارجه‌، موزه ملی ایران (موزه ایران باستان سابق‌)، موزه و كتاب خانه ملی ملك‌، اداره كل ثبت اسناد و املاك كشور، و بنای اولیه شركت ملی نفت (ساختمان شماره 3 وزارت امور خارجه فعلی‌) را در بر می‌گرفت‌، به طوری كه سردر فعلی بین ساختمان پست خانه (در محل حاضر موزه وزارت پست و تلگراف و تلفن‌) و بنای قدیمی شركت ملی نفت (ساختمان شماره 3 وزارت امور خارجه فعلی‌) قرار دارد و به عبارتی در محل تلاقی خیابان ملل متحد و خیابان امام خمینی (سپه سابق‌) قرار دارد. بنا به نوشته‌ای در سفرنامه جكسن ، این محوطه كه از بزرگ‌ترین میدان‌های نظامی تهران بوده‌، در حدود 400 متر طول و عرض داشته است‌. در دوره خاكی بودن میدان‌، كودكان نیز در آن جا بازی می‌كردند. در سال‌های بعد مكان تمرین دوچرخه و موتور سیكلت و مانند آن بود، به گونه‌ای كه دو پسر بچه انگلیسی در آن‌جا آن قدر نمایش دوچرخه سواری دادند تا سرانجام آن را رواج دادند. میدان هم چنین جایی بود برای پرواز بالن‌ها و نشان دادن آن به مردم و باز در این میدان بود كه اولین بار وسیله‌ای به نام طیاره به هوا فرستاده شد. در زمان جنگ بین الملل اول نیز نخستین هواپیمایی كه در ایران به زمین نشست‌، در میدان مشق بود كه مردم تهران سه روز تمام به دیدن آن می‌رفتند. ویژگی دیگر میدان مشق آن بود كه زمستان‌ها و هنگام برف ریزان‌، شیخ شوریده‌ای میآمد و چون برف سطح میدان را می‌پوشانید و رفت و آمد در آن كم می‌شد، او كه ظاهراً دارای اختلال حواس و باطناً از هنرمندان و هوشمندان بود، پارویی به دست می‌گرفت و بر روی برف تمرین خط درشت می‌كرد و با این عمل خود نام میدان مشق را به نوعی تأیید می‌كرد. میدان مشق هم چنین محل به دار آویختن میرزا رضا عقدایی‌، فرزند ملاحسین‌، معروف به میرزا رضا كرمانی‌، قاتل ناصرالدین شاه در 1314 ق‌، است‌. مراسم اعدام وسط میدان مشق با حضور 5000 نفر انجام شد. می‌گویند جسد وی دو روز بر دار ماند. بنای سردر از نظر معماری نیز مانند دیگر بناهای هم عصر خود، از سبكی خاص پیروی كرده كه به سبك رضا خانی مشهور است‌. این سبك در معماری ایران كه تلفیقی از معماری دوران‌های مختلف تاریخی ایران و سبك‌های اروپایی است‌، در هر بنایی به شیوه‌ای خاص اعمال شده‌، به طوری كه هم تركیب و تقلید به وضوح قابل تشخیص است‌; به خصوص در بناهای میدان مشق‌، از جمله بنای موزه ایران باستان (13161312 ش‌) به سبك ساسانی و به تقلید از طاق كسری و ایوان مداین‌، بنای كاخ شهربانی 13141311، به سبك هخامنشی‌، بنای كاخ وزارت امور خارجه (13161312)، به سبك هخامنشی و به تقلید از دستگاه زرتشت در نقش رستم و بنای سازمانی ثبت اسناد و املاك (13141313)، با تلفیقی از سبك معماری هخامنشی‌، ساسانی‌، اسلامی و اروپایی كه به روشنی قابل تشخیص است‌. استفاده یا تقلید از سبك‌های معماری ایران باستان با قالب و عملكرد امروزی از مشخصه‌های بارز این دوره به شمار می‌رود. در مورد سردرباغ ملی‌، تلفیق سبك ایرانی اروپایی به خصوص در كاشی كاری و كلاه فرنگی به طور مشخص اجرا شده و به طور كلی تركیب و تقلید آن براساس معماری امروزی قالب‌گیری شده است‌. پی بنا و پایه و شال ستون‌های هشت گانه سنگی و بدنه بنا و ساق ستون‌ها آجری است و قسمت بالاتر سردر كاشی كاری است به رنگ‌های لاجوردی‌، فیروزه‌ای‌، كرم‌، زرد، قهوه‌ای‌، طلایی‌، قرمز، سفید و سبز با طرح‌های اسلیمی‌، مسلسل‌، صحنه نبرد، تخریب قلعه به وسیله توپ‌، رضاخان با تفنگ شصت تیر، دو فرشته پیروزی‌، پرچم ایران‌، تفنگ شصت تیر، گلوله توپ به شكل هرم (هرم 21 عددی‌)، طرح سه بعدی نوری‌، پلنگ و اشعار و آیات قرآن و اسماء اهل بیت به صورت كتیبه زیر كلاه فرنگی‌. بیش‌تر كاشی كاری‌ها به ویژه پرچم ایران‌، گلوله‌های توپ و مسلسل ماكزیمم‌، كار حاج حسین كاشی كار است و نقوشی چون رودخانه‌، پلنگ و خانه روستایی بی گمان از كاشی كاری دروازه قدسی میدان مشق اقتباس شده است‌. این بنا دارای سه ورودی است‌. سردر دوره ناصرالدین شاه دارای یك ورودی دو لنگه است كه به صورت دو لنگه در آهنی و طرح‌های برنز كاری شده شامل طرح‌های گل و مرغ شبیه اژدها یا پرنده خیالی هما، طرح اسلیمی‌، شیر و خورشید، و سر شیر است كه به شكل زیبایی مشبك كاری شده است‌. در بالای درهای ورودی نیز طرح‌های طبل‌، پری‌، تاج‌، تبرزین‌، شمشیر، نیزه‌، شیپور، توپ و گلوله به چشم می‌خورد. هم چنین‌، در بالای دو ورودی كناری به شكل حصیری آجر كارهای طرح و خیلی زیبا به كار گرفته شده است‌. این بنا دارای 2 نمای بیرونی و درونی است‌. نمای بیرونی (خ امام خمینی‌) از هشت ستون آجری به صورت جفت تشكیل شده است كه در اطراف ورودی‌های سه گانه‌، نسبت به دیگری به اندازه یك قطر ستون عقب نشینی دارد; یعنی در اطراف هر در، از چهار ستون دو تای آن كمی عقب‌تر قرار گرفته‌اند كه به جهت سایه و روشن نو جلوه‌ای خاص به بنا داده است‌. پهنای دروازه باغ ملی از شرق به غرب كم‌تر از 27 متر است‌. این پهنا در گذشته به خاطر وجود دو اتاق بازرسی یا نگهبانی واقع در سمت شرق و قسمت غربی بنا، بیش‌تر هم بوده است (حدوداً 45 متر). این دو اتاقك با توجه به تصاویر اولیه میدان مشق‌، دارای عرضی هم چون دروازه‌های هلالی و البته با ارتفاع كم‌تر از قسمت‌های مجاور خود بود. بعدها اتاق غربی قسمتی از بنای شركت نفت ایران و انگلیس و اتاق شرقی به بنای اداره پست تهران متصل شد و بعد از آن نیز تخریب گشت‌. نمای درونی به استثنای ستون‌ها، تفاوت چندانی با نمای بیرونی ندارد. از نقوش و طرح‌های نمای داخلی می‌توان به صحنه تسخیر تهران در كودتای 1299، دروازه و برج و باروهای تهران (احتمالاً دروازه قزوین‌)، نقوش تمام قد لژیون قزاق در دو طرف ورودی اصلی‌، و نقوش فرشته پیروزی كه كم و بیش از حجاری‌های طاق بستان اقتباس گردیده است‌، اشاره كرد. سردر باغ ملی علاوه بر نقاره‌زنی‌، دیده بانی و دروازه تردد نظامی‌، در واقع حكم بنای یادبود فتح تهران در كودتای سوم اسفند 1299 ش توسط رضاخان را دارد، كه در كاشی‌كاری بدنه سردر به وضوح قابل مشاهده است‌; از جمله تخریب برج و بارو با گلوله‌های توپ‌، رضاشاه در حال تیراندازی‌، دو فرشته پیروزی و كتیبه‌ها، همه نشانه‌هایی از فتح و پیروزی در كودتای سال 1299 و تسخیر تهران است‌. به طور كلی‌، كتیبه‌های سردر باغ ملی شامل 45 كتیبه روی كاشی و دو كتیبه فلز كاری به صورت نیم برش دایره و دیگری در قسمت بیضی شكل بالای سردر اصلی است‌. كتیبه‌های نمای درونی شامل كتیبه‌های اشعاری در بالای دروازه‌های كوچك است‌. بالای هر دروازه كوچك شش كتیبه اشعاری وجود دارد و البته در سمت غربی به علت تعبیه ناودان و حذف پلكان قرینه شرقی‌، دو مورد آن تا حدی مخدوش شده است‌. بالای هر دروازه كوچك‌، سیزده كتیبه اشعاری كاشی كاری موجود است‌، اما كتیبه‌های انتهایی قسمت غربی و شرقی بنا به علت ساخت بناهای اداره پست و شركت نفت مخدوش و تخریب شده است‌. این كتیبه‌ها به صورت كمربندی دور بنا و در قسمت عرضی آن هم امتداد داشته كه با ساخت بناهای مجاور مخدوش شده است‌. كاشی كار بنا حاج حسین كاشی كار و اشعار كتیبه‌ها از ندیم الملك صنعتگر و محمد علی كرمانی است‌. سقاخانه ظهیر الاسلام: آدرس : تقاطع خیابان ظهیرالاسلام و كوچه آزادی‌خواه گفته می‌شود كه حدود 100 سال پیش‌، حاج میرآخور زمانی كه از نزدیكی این محل عبور می‌كرد، نوری در این محل دید و همان موقع نیت كرد كه اگر حاجتش برآورده شد، در همان مكان سقاخانه‌ای بنا كند. بعد از تغییرات انجام شده‌، در حال حاضر سقاخانه محل مراجعه عموم است‌. از زمان ساخت تا 1348، سقاخانه به همان شكل قدیم به صورت دیگ نسبتاً بزرگی باقی مانده بود، اما در 1348، به دلیل تعریض خیابان‌، سقاخانه به داخل كوچه منتقل شد. در آن زمان حاج سیدعلی اردیبهشت متولی سقاخانه بود. در حال حاضر حاج محمدعلی ملكوتی‌خواه متولی سقاخانه است‌. سقاخانه به شكل آب سردكن در آمده است و در دو طرف آن جعبه‌ای گذاشته شده تا مردم نذورات خود را به داخل آن بیندازند. در بالای جعبه شمایلی از حضرت عباس قرار دارد. نام سقاخانه مثل تمام سقاخانه‌ها به حضرت ابوالفضل بر می‌گردد. عمارت مسعودیه: بناهای تاریخی تهران(3) آدرس : میدان بهارستان‌، خیابان اكباتان عمارت مسعودیه در میان باغ عمارت‌های واقع در محله دولت (تهران ناصری‌) قرار داشت‌. باغ عمارت مسعودیه به دستور مسعود میرزا، ملقب به ظل السلطان‌، فرزند ناصرالدین شاه‌، در 1295 ق‌، و به سركاری رضا قلی خان (ملقب به سراج الملك‌) در زمینی به وسعت حدود 4000 مترمربع و مركب از بیرونی (دیوان خانه‌) و اندرونی و دیگر ملحقات بنا شده است‌. آن‌چه كه امروز تحت عنوان باغ عمارت مسعودیه باقی مانده و بیش از 75 سال در تملك وزارت آموزش و پرورش (فرهنگ سابق‌) بود در واقع مشتمل بر نیمه غربی مجموعه‌، یعنی زمینی بالغ بر 1/5 هكتار مساحت است‌. این محل از سال‌های 1290 ق به بعد، كه باغ عمارت نظامیه توسط مسعود میرزا خریداری و در آن عمارات مفصلی ساخته شد، به مسعودیه شهرت یافت‌. تمام كتیبه‌هایی كه بر بناهای امروز مسعودیه به چشم می‌خورد، تاریخ 1295ق را دارد و سال 1290 ق‌، كه مسعودمیرزا از آن به نام سال ایجاد بنا یا بناهای باشكوهش یاد می‌كند، قابل رؤیت نیست‌. هر چند می‌توان تصور كرد كه بناهای موجود كه تاریخ 1295 ق را بر خود دارند، تنها بخشی از عمارتی هستند كه ظل السلطان طی سنوات توانمندی خود از 1290 ق به بعد در این محل (نظامیه و بعداً مسعودیه‌) بر پا كرده است‌. بناهای معروف به مشیریه و سید جوادی‌، واقع در بخش شرقی مجموعه‌، با تقدم بر بناهای دیوان خانه و سفره خانه (حوض خانه‌) پس از عمارت دیوان خانه و عمارت سر در اصلی (پیاده‌) پیش از ساختمان جنوبی آن (واقع در شمال حیاط خلوت‌) ایجاد شده است و تا كنون مشخص نشده است كه فاصله زمانی (كه زیاد هم نیست‌) ایجاد این عمارت‌ها چقدر بوده است‌. به هر حال‌، تنها تاریخی كه در بناهای سردر اصلی‌، دیوان خانه‌، و احتمالاً دیوان شرقی عمارت مشیریه كه هر سه نام ظل السلطان را بر خود دارند، وجود دارد 1295 ق است‌. جمع تعداد بناهای مسعودیه 40 باب بوده است‌. با این تفصیل‌، هنوز مشخص نیست كه محدوده مسعودیه فضای باغ نظامیه را نیز شامل می‌شده است یا خیر، یا این كه آن‌چه در نقشه عبدالغفار با باغ عمارت ظل السلطان مشخص و معین شده است بخشی از باغ نظامیه بوده كه ظل السلطان از نظام الملك خریداری كرده است‌. ظل السلطان در 1327 ق به پسر خود وكالت داد كه خانه‌اش (عمارت مسعودیه‌) را به هر كس كه مایل باشد بفروشد. همدم السلطنه‌، همسر جلال الدوله‌، دختر میرزا یوسف مستوفی الممالك صدر اعظم‌، در 1328 عمارت مسعودیه را به ازای 50000 تومان خریداری كرد، كه در این معامله وكیل همدم‌السلطنه شخص مستوفی الممالك بود. در این سند متأسفانه چهار جهت ملك مشخص نگردیده است‌، ولی همان گونه كه ذكر شد، از واحدهای مورد معامله در عمارت مسعودیه و خارج از آن یاد شده است‌. در سند مصالحه‌ای به تاریخ جمادی الاخر 1337 بین همدم‌السلطنه و معین‌الممالك (تمامی كل شش دانگ‌، یك باب عمارت معروف به عمارت سردرب از عمارات مسعودیه به انضمام یك باب حیاط خلوت منظم به آن و زیرزمین كه سابقاً جزء عمارت بوده و فعلاً داخل عمارت مشیرالدوله شده‌...) چند مطلب روشن است‌: این كه رضا خان سردار سپه (رئیس الوزرا و فرمانده كل قوا) واحدهای خریداری شده را یك سال بعد، یعنی در 1343 ق‌، به وزرات فرهنگ‌، اوقاف و صنایع مستظرفه هدیه كرد. در واقع آن‌چه امروز از عمارات مسعودیه باقی مانده و به آن معروف است بخشی است كه رضا خان در 1342 ق برای دولت از همدم السلطنه خریداری كرد. در یك نگاه می‌توان چنین اظهار داشت كه عمارات اصلی‌، یعنی دو بنای واقع در جبهه جنوبی (دیوان خانه و حوض‌خانه یا سفره‌خانه‌) و عمارت سردر، دچار تغییرات عمده‌ای نشده‌، ولی بدنه غربی (هم جوار خیابان ملت‌) و بدنه شرقی (هم جوار حیاط و باغ و باغچه یعنی حد فاصل بیرونی و اندرونی‌) به طور كلی تخریب شده است‌ عمارت مشیریه و عمارت سید جوادی نیز دچار تغییراتی شده است كه بیش‌تر نشئت گرفته از تغییرات سلیقه زمان (احتمالاً دوره پهلوی اول در حدود سال 1310) است‌، به طوری كه بازگرداندن آن‌ها به شكل اصلی چندان پیچیده نیست‌. سردر كالسكه رو اصالت خود را جز در موردی ناچیز محفوظ داشته است‌. در فاصله سال‌های 1342 و 1343 ش‌، از عمارت مسعودیه برای مدت كوتاهی به عنوان دانشكده افسری استفاده شده است‌. دسترسی به محوطه از دو جبهه خیابان‌های اكباتان و ملت میسر است‌. دسترسی‌های اصلی (كالسكه‌روی قدیم و ماشین‌روی امروزی و پیاده‌) از خیابان اكباتان و دسترسی‌های فرعی از خیابان ملت است‌. محوطه مجموعه در اصل به دو بخش كاملاً مشخصی قابل تقسیم بوده است‌: محوطه شرقی كه عبارت از باغ حیاط دیوان خانه و عمارت دیوان خانه بوده و محوطه غربی كه توسط دیواری مشبك از بخش شرقی مجزا می‌شده است و به ترتیب عمارت سر در اصلی‌، حیاط خلوت‌، عمارت مشیر الملكی (مشیرالدوله‌) و حیاط مشیری‌، عمارت و حیاط سید جوادی و عمارت (سفره خانه یا خوض خانه‌) در آن واقع شده و در امتداد آن ساختمان آبدارخانه قرار داشته‌است‌. بدنه غربی (یعنی بخش غربی محوطه‌) را بنایی سراسری و یك طبقه با زیرزمین تشكیل می‌داده كه مشرف به خیابان ملت بوده است كه احتمالاً در دهه 1340 ق‌، تخریب گردیده است‌. جای آن درخت كاری شده و نرده‌ای محوطه را از خیابان ملت جدا می‌كند. وزارت آموزش و پرورش از 1302 تا 1377 در این مجموعه قرار داشته است‌. هیئت وزیران در جلسه 10/12/76 بنا به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش و با استفاده از ماده 114 قانون محاسبات عمومی كشور مصوب 1362، تصویب كرد كه حق استفاده از عرصه و اعیان ساختمان قدیمی وزارت آموزش و پرورش‌، واقع در خیابان اكباتان به سازمان میراث فرهنگی كشور واگذار شود. این مصوبه در واقع براساس توافق وزارت خانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی (كه سازمان میراث فرهنگی وابسته به آن است‌) و وزارت آموزش و پرورش صورت گرفت و پس از انجام نقشه برداری و تهیه مدارك لازم‌، مجموعه به شماره 2190، در تاریخ 27/10/1377در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و حریم و ضوابط آن در تاریخ بهمن ماه 1377 تعیین و تصویب و به مراجع قانونی اعلام شد. عرصه مجموعه به مساحت 15600 متر مربع و به صورت زمین كشیده‌ای در جهت شمال شرقی جنوب غربی و به شكل ذوزنقه است‌. ضلع شرقی آن 188/5 متر، ضلع غربی138/5 متر و ضلع جنوبی 86 متر است‌، با زایده‌ای (حیاط آبدارخانه‌) در جنوب غربی كه چاپ خانه آموزش و پرورش در آن قرار دارد. این عرصه به خیابان اكباتان (معروف به درب مسعودیه‌) از شمال (شمال غربی‌)، خیابان ملت (ظل‌السلطان‌، پست‌خانه‌) از غرب‌، بناهای ایجاد شده در عرصه حیاط و اندرون در شرق و بناهای ایجاده شده در اراضی باغ وقفی در جنوب محدود می‌شود. مجموعه دارای هفت كتیبه است كه دو كتیبه در سردر اصلی‌، یك كتیبه در سردر كالسكه‌رو، دو كتیبه در عمارت دیوان‌خانه و دو كتیبه نیز در عمارت مشیریه قرار دارد. عمارت‌های اصلی عبارتند از: عمارت دیوان خانه‌، عمارت سفره خانه (وجه تسمیه آن بر حسب قرینه‌ای است كه در كاخ گلستان و در جوار تالار سلام كاخ موزه و تالار آیینه است‌)، حیاط سید جوادی‌، عمارت سید جوادی‌، حیاط مشیری‌، عمارت مشیرالدوله‌، حیاط خلوت‌، عمارت حیاط خلوت عمارت سر در پیاده‌رو، عمارت سر در كالسكه‌رو، باغ دیوان‌خانه و بناهای جدید از شمال به جنوب‌; ساختمان آجری یك طبقه مركب از قسمت كارت زنی‌، حراست‌، نگهبانی‌، بانك ملی‌، پست برق‌، گل‌خانه‌، سرویس بهداشتی‌; ساختمان سه طبقه آجری (گزینش‌); ساختمان سه طبقه آجری (شورای آموزش و پروش‌); ساختمان یك طبقه آجری واقع در شمال عمارت سید جوادی (سمعی و بصری‌); ساختمان یك طبقه آجری ایوان دار (عكاسی و...); انبارهای موقت‌، بناهای جدید یك طبقه‌، چاپ خانه واقع در شرق حیاط و آبدارخانه‌، ساختمان جنوب غربی مجموعه. قصر فیروزه: آدرس : بزرگراه اسب‌ دوانی احداث قصر فیروزه در 1320 ق‌، در دهكده فرح آباد، واقع در حومه شرقی تهران آغاز شد و در 1322 به پایان رسید. فرح آباد دهكده بی آب و خشكی بود كه بر بلندی آن به دستور مظفرالدین شاه كاخی بنا كردند. كاخ به شكل نیم دایره است و چند ردیف ایوان‌های روباز دورادور ساختمان را فرا گرفته است‌. بنای كاخ براساس مدل كاخ تروكادرو پاریس ساخته شده‌، كه هر طبقه دارای یك اتاق مركزی و چند اتاق عجیب و غریب است‌. باغ و كاخ در اصل از سه محوطه مختلف تشكیل شده است‌: محوطه اول محل سكونت مستخدمان قصر و یك اصطبل آجری‌، محوطه دوم باغ كوچك و محوطه سوم نیز باغ و استخر بسیار بزرگی بوده است‌. باغ بدون توجه به صنعت قرینه سازی طراحی شده و نیمه شرقی آن بیش‌تر مورد توجه واقع شده است‌. معماری كاخ كاملاً اروپایی است‌. در زمان محمد علی شاه توجه زیادی به قصر نشد و به همین جهت در دوره او قصر از رونق افتاد. در دوره سلطنت احمد شاه قصر رونق گذشته خود را بازیافت و عمارت اندرونی به آن اضافه شد. بعد از قاجاریه‌، رضا شاه اهمیتی به كاخ نداد، اما در دوره محمد رضا شاه در كاخ تعمیرات اساسی صورت گرفت و به قصر فیروزه معروف شد. سپس در محوطه سرسبز منطقه نیز خانه‌های ویلایی اعیان و اشراف ساخته شد. بعد از انقلاب اسلامی‌، با تصرف منطقه از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌، آن منطقه به صورت نظامی در آمده است‌، اما كاخ با گنبد فیروزه‌ای آن هم چنان پا برجا است‌. کاخ امیر سلیمانیه: آدرس : میدان بسیج‌، بزرگ‌راه آزادگان‌، جنب پارك آبی آزادگان امیر سلیمان از شاهزاده‌های قاجار است كه عمارت خود را در باغی وسیع به مساحت 10000 مترمربع در جنوب شرقی تهران و نزدیك كوه‌های بی‌بی شهربانو بنا كرد. در این باغ كه حدود 40 باغبان در آن خدمت می‌كردند، انواع میوه و زعفران و برنج كشت می‌شد. در حال حاضر، عمارت از سوی شهرداری به فضای سبز تبدیل شده است‌. بازسازی باغ و عمارت‌، كه بزرگ‌ترین پارك ایران است‌، ادامه‌دارد. مدرسه دارالفنون: بناهای تاریخی تهران(3) آدرس : خیابان ناصرخسرو دارالفنون كه هم اكنون در خیابان ناصرخسرو واقع و غیر فعال است‌، اولین مركز كالج مانند ایران بود كه به همت امیركبیر بنا شد. نقشه دارالفنون توسط میرزا رضا تهیه و در اوایل 1266 ق به سرپرستی محمد تقی خان معمار باشی ساخته شد . اولین معلمان دارالفنون اتباع فرانسه‌، اتریش‌، ارمنستان و ایتالیا بودند. دارالفنون روز پنجم ربیع الاول 1268، 13 روز قبل از قتل امیر، به طور رسمی گشایش یافت‌. بنای دارالفنون تا چند سال پیش به عنوان دبیرستان‌، دانش آموزانی را روانه دانشگاه‌ها می‌كرد، اما هم اكنون بسته است و تحت نظارت میراث فرهنگی قرار دارد. مجلس شورای ملی(عمارت بهارستان): آدرس : ضلع شرقی میدان بهارستان اولین دوره مجلس در روز یك‌شنبه 18 شعبان 1324، مطابق با مهرماه 1285، با حضور مظفرالدین شاه در عمارت سلطنتی‌، اتاق برلیان كاخ گلستان و با شركت سفرا و نمایندگان كشورهای مختلف گشایش یافت‌. انتخابات دوره اول مطابق نظام نامه انتخابات‌، صنفی طبقاتی بود و طبقات شش گانه شاه زادگان و قاجاریه‌، علما و طلاب‌، اعیان و اشراف‌، ملاكان‌، كشاورزان و اصناف 60 نماینده داشتند. شرط سنی برای نامزدها مطابق نظام نامه‌، برای رأی دهندگان حداقل 25 سال و برای انتخاب شوندگان حداقل 30سال و حداكثر 70 سال تعیین شده بود. پس از فرمان مشروطیت‌، میرزا نصرالله خان نایینی‌، مشیرالدوله‌، دستور داد تا عمارت بهارستان را برای مجلس آماده كنند، اما نمایندگان گروه‌های مختلف مردم با اختصاص آن عمارت برای برگزاری جلسات مجلس مخالفت كردند، و به همین دلیل تامدتی جلسه نمایندگان در مدرسه نظام‌، از بناهای واقع در ارگ سلطنتی‌، تشكیل می‌شد. در تاریخ 27 شعبان 1324، نمایندگان مجلس طی نامه‌ای از صدراعظم خواستند كه عمارت بهارستان را به طور موقت برای تشكیل جلسه‌های مجلس اختصاص دهند. سپس در 23 شوال 1324، لوحه سر در مجلس با عنوان دارالشورای ملی ایران و عدل مظفر بر سر در عمارت بهارستان نصب شد. سردر باغ بهارستان به هنگام تشكیل مجلس شورای ملی همان سردری بود كه به دستور میرزا حسین‌خان سپهسالار ساخته شده بود. شش ستون بلند و زیبا در دو طرف سردر باغ با درب بزرگ و عمارت آجری هماهنگی خاصی داشت‌. پس از مرگ مظفرالدین شاه‌، محمد علی شاه‌، در مخالفت با مجلسی كه قرار بود اختیارات او را محدود كند، در توطئه‌ای اعلام داشت كه پدرش در هنگام تصویب نظام مشروطیت‌، بیمار بوده است و به این وسیله مستبدانه فرمان مشروطیت را باطل اعلام كرد. بسیاری از شاه زادگان و اعیان و تنی چند از روحانیان مثل اشرف الواعظین نیز مردم را علیه مجلس تحریك می‌كردند. اولین متمم قانون اساسی كه سبب بروز اعتراض و مخالفت‌های اعیان و شاه‌زادگان شده بود و بررسی آن نیز ماه‌ها به طول انجامید اصل هشتم بود كه تمامی اتباع ایرانی را بدون توجه به نژاد و مذهب مساوی می‌شناخت‌. همین امر موجب شد تا محمدعلی‌شاه قانون‌گذاری اصناف را برای حكومت قاجاریه نپذیرد و به منظور سركوب اعتراض مردم و نمایندگان از ولادیمیر پلاتونویچ لیاخوف‌، افسر ستاد ارتش روسیه تزاری‌، كه فرمانده قزاق خانه تهران بود، كمك گرفت‌. جنگ میان محمدعلی‌شاه ومجلس تا آن جا پیش رفت كه نمایندگان و آزادی خواهانی چون میرزا جهانگیرخان مدیر روزنامه صور اسرافیل ، ملك المتكلمین‌، سید جمال الدین اصفهانی‌، محمد رضا شیرازی مدیر روزنامه مساوات ، قاضی قزوینی و علی اكبر دهخدا در بهارستان متحصن و عده‌ای نیز مسلح شدند. روز سه شنبه 2 تیر ماه 1287 ش‌، سربازان محمد علی شاه به فرماندهی لیاخوف در سه ستون به سوی مجلس شورای ملی روانه شدند و به دستور لیاخوف مجلس شورای ملی را با تمام نمایندگان حاضر، هدف شلیك توپ قرار دادند. بسیاری از نمایندگان كشته شدند و به عمارت مجلس و مسجد سپهسالار نیز آسیب‌هایی وارد شد. نمایندگان زنده مانده نیز از پشت مجلس فرار كردند و خود را اول به پارك امین الدوله و سپس به سفارت بریتانیا رساندند. به این ترتیب‌، پرونده اولین دوره مجلس شورای ملی پس از یك سال و هشت ماه فعالیت بسته شد و نمایندگان انقلابی و سرشناس مجلس اغلب دستگیر، زندانی‌، مقتول و یا تبعید شدند. دوره دوم مجلس شورای ملی در مرداد ماه 1288 ش‌، با تعداد 120 نماینده و تغییر فاحش قانون انتخابات آغاز شد. اما شاه زادگان درجه اول نیز از شركت در انتخابات محروم شدند. از پیروزی انقلاب مشروطه در 1285 ش‌، تا پیروزی انقلاب اسلامی‌، 24 دوره مجلس شورای ملی تشكیل شد، كه پنج دوره در زمان قاجاریه به فاصله دو سال یك بار، هفت دوره در زمان سلطنت پهلوی اول (1304 1320 ق‌) و 12 دوره در زمان سلطنت پهلوی دوم (1320 1357) تشكیل شده است‌. از حوادث مهم مجلس شورای ملی می‌توان به واقعه اشغال آذربایجان توسط روس‌ها اشاره كرد كه در 1324 رخ داد و مجلس طی قانونی گسیل ارتش را به آن جا تصویب كرد و غایله‌ای را كه حزب دست نشانده توده توسط جعفر پیشه‌وری به راه انداخته بود، كنترل كرد و آذربایجان را از اشغال روس‌ها در آورد. دومین واقعه كه از مهم‌ترین حوادث در تاریخ معاصر ایران به حساب میآید، ملی شدن صنعت نفت با تلاش‌های نخست وزیر وقت‌، دكتر محمد مصدق‌، است‌. اولین رئیس مجلس شورای ملی صنیع الدوله بود. در دوره قاجاریه می‌توان به ممتاز الدوله‌، معاضدالسلطنه‌،قوام‌السلطنه و مؤتمن‌الملك نیز در كسوت ریاست مجلس اشاره كرد. رؤسای مجلس در دوره پهلوی نیز عبارت بودند از حسین پیرنیا و سید محمد تدین دوره ششم‌، حسین دادگر دوره‌های هفتم‌، هشتم و نهم و حسن اسفندیاری دوره‌های دهم‌، یازدهم و دوازدهم‌. مجلس شورای ملی پس از انقلاب 1357 تا كنون تحت عنوان مجلس شورای اسلامی ششمین دوره خود را پشت سر می‌گذارد. كاخ بهارستان یا عمارت مجلس شورای ملی نه تنها نهاد وفاق ملی و قانون گذاری بوده است‌، بلكه از نظر معماری نیز مظهر سبك معماری محكم و استوار با تركیبی از سنت و تجدد در ارگ حكومتی تهران بوده است‌. بنای اولیه كاخ توسط میرزا مهدی خان شقاقی‌، ملقب به ممتحن الدوله‌، در 1298 ق‌، برای میرزا حسین خان مشیرالدوله‌، ملقب به سپهسالار، نخست وزیر ناصرالدین شاه ساخته شد. در آخرین سال حكومت سلسله قاجار، یعنی در 1303 ش‌، استاد جعفر خان معمار باشی نمای غربی ساختمان را با آجر به سبك باروك اجرا كرد. پس از آتش سوزی 1309 در سمت جنوبی ورودی ساختمان‌، لئون‌، معمار فرانسوی و دستیارش‌، بوریس مجسمه ساز، آن قسمت را به سبك نئوكلاسیك پارلمان فرانسه بازسازی كردند. سه سال بعد نمای ستون دار ورودی به سرتاسر نمای جنوبی تعمیم داده شد. در 1315 استاد حسین طاهرزاده نمای شمالی ساختمان را از روی ستون‌های آپادانای تخت جمشید ساخت‌. طرح ساختمان جدید مجلس شورای اسلامی طی سال‌های 1353-1352 مطرح شد. طرح از مهندس مؤید با پلان دایره‌ای شكل بود كه آن طرح مردود اعلام شد. اما در 1355 طرح مجلس در دستور كار دفتر مشاوره گروه سردار افخمی قرارگرفت‌. فرم جدید به شكل هرم و مثلث‌، سه قوه را تداعی می‌كند. رأس مثلث روی ساختمان مرتفع اداری است و هر چه به طرف كمیسیون‌ها پایین میآید، دوبال آن باز می‌شود. ارتفاع هرم 45 متر است‌. زیر بنای تالار اصلی 25000 مترمربع‌، زیربنای اداری 24000 متر مربع‌، كمیسیون‌ها 15000 متر مربع و پاركینگ زیر زمینی 12500 متر مربع است‌. ساختمان جدید دارای سیستم هوشمند BMS گرمایشی و سرمایشی است‌. برای تهویه مطبوع نیز از روش جت فیوز استفاده شده است‌، زیرا هوا باید تا فاصله 30 متری پرتاب شود تا به وسط سالن برسد. طراحی داخلی بنا مبتنی بر معماری ایرانی است سقف‌ها گچ كاری با دست است و در آن از مقرنس كاری البته به صورت مدرن استفاده شده است‌. در این ساختمان‌، دو اتاق ترجمه هم زمان وجود دارد. ساختمان جدید مجلس شورای اسلامی با معماری شركت مهندسان مشاور پل میر، و با طراحی و مدیریت عبدالرضا ذكایی و گروه طراحی علی سردار افخمی‌، عباس قریب‌، مسعود قاضی زاهدی‌، منصور وكیلی‌، داریوش فیروزلی و بهروز احمدی ساخته شده است‌. از سرشناس‌ترین نمایندگان مجلس شورای ملی‌، می‌توان به دكتر محمد مصدق و آیت‌الله سیدحسن مدرس اشاره‌ كرد. دكتر محمد مصدق در اردیبهشت 1258 ش‌، در تهران به دنیا آمد. پدرش‌، میرزا هدایت الله‌، وزیر دفتر دوران ناصری‌، از تجدد طلبان و پیروان امیر كبیر بود. مادرش‌، ملك تاج خانم نجم السلطنه‌، دختر فیروز میرزا، پسر عباس میرزا، فرزند فتح‌علی شاه قاجار و بنیان گذار بیمارستان نجمیه تهران بود. در هفده سالگی‌، حساب‌داری استان خراسان به وی محول گشت‌. در 1281 به تحصیل علوم جدید پرداخت و در مدرسه سیاسی كه تازه دایر شده بود، با جنبش مشروطه زندگی سیاسی خود را آغاز كرد. در 25 سالگی به تشكیلات آزادی خواه جامعه آدمیت پیوست‌. سپس با مرحوم مستوفی الممالك مجمع انسانیت را تشكیل داد. در دوره اول مجلس به نمایندگی اصفهان در مجلس انتخاب شد، ولی به دلیل كمی سن به مجلس نرفت‌. در دوره استبداد صغیر برای تحصیل به پاریس و سپس به سوئیس رفت و از دانشگاه نوشاتل دكترای حقوق و جواز وكالت گرفت‌. پس از بازگشت به ایران در مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت و كتاب‌های دستور محاكم حقوقی و رساله كاپیتولاسیون ایران را نوشت‌. در دوره سوم مجلس همراه با علامه دهخدا به فعالیت در حزب اعتدالیون پرداخت‌. در 1294 به عضویت كمیسیون وزارت مالیه برگزیده شد و سپس معاون وزارت مالیه شد. در كابینه مشیرالدوله به وزارت دادگستری انتخاب شد، اما به خاطر درخواست مردم‌، والی فارس شد. در كابینه قوام السلطنه به وزارت دارایی منصوب شد و به اصلاحات اساسی دست زد.در 1302، در كابینه مشیرالدوله به وزارت امور خارجه منصوب شد. با روی كار آمدن كابینه سردار سپه‌، در دوره پنجم انتخابات تهران به نمایندگی انتخاب شد. برنامه‌های سیاسی او در سیاست داخلی بر برقراری اصول مشروطیت و آزادی‌، و در سیاست خارجی بر سیاست موازنه منفی استوار بود. در 1315 به دستور سردار سپه زندانی شد در 1322 به عنوان نماینده اول تهران در دوره چهاردهم به مجلس شورای ملی رفت‌. در 1324، مجلس شورای ملی به ابتكار او با درخواست انگلیس و امریكا مبنی بر تشكیل كمیته سه نفری مركب از نمایندگان امریكا، انگلیس و روسیه درباره سرنوشت آذربایجان به مخالفت برخاست‌. در دوره پانزدهم به مجلس نرفت‌، اما دانشجویان و عموم مردم با كمك او، از تصویب قرار داد الحاقی نفت معروف به قرارداد گس گلشاییان جلوگیری كردند و با تحصن خود انتخابات تهران را باطل كردند. سپس بار دیگر به مجلس رفت و به ریاست كمیسیون نفت انتخاب شد و با وكلای جبهه ملی‌، فراكسیون وطن را تشكیل داد و قانون ملی شدن صنعت نفت را نخست به تصویب كمیسیون نفت و در تاریخ 29 اسفند 1329 به تصویب مجلس شورای ملی رسانید كه در مجلس سنا نیز جنبه قانونی یافت‌. در 1330، دكتر مصدق به نخست وزیری منصوب گشت‌. دولت انگلستان از او به خاطر ملی كردن صنعت نفت به دیوان داوری لاهه شكایت كرد. اما با دفاع مصدق از حقوق ایرانیان‌، دیوان لاهه از خود سلب صلاحیت كرد و شكایت را نپذیرفت و ایران با هوشمندی او در محاكم بین المللی پیروز شد. مصدق در 1951 م از طرف مجلات امریكایی مرد سال شناخته شد. در اول دی 1330، دولت او اوراق قرضه ملی را منتشر كرد و به این ترتیب مردم را به كمك طلبید. در همان سال كنسول‌گری‌ها و دفاتر فرهنگی بریتانیا را بست و در 30 مهر 1331 با دولت بریتانیا قطع رابطه كرد. در تیرماه 1331، به علت مخالفت با شاه استعفا كرد و قوام‌السلطنه نخست وزیر شد. مردم به نشانه اعتراض به خیابان‌ها ریختند و قیام خونینی به وجود آمد. مصدق دوباره نخست وزیر شد و حدود 80 لایحه درباره رفاه‌، آسایش عمومی‌، امور مالیاتی و مالی‌، تعدیل بودجه و مسكن و تأمین آزادی قلم و... تصویب كرد. تأسیسات تلفنی و شیلات شمال را نیز ملی اعلام كرد. در مرداد 1332 مجلس را منحل اعلام كرد و مردم نیز از او حمایت كردند. در 25 مرداد 1332، توطئه یا كودتایی از سوی دربار صورت گرفت و شكست خورد. شاه از ایران گریخت‌. اما دوباره در 28 مرداد كودتای دیگری با نقشه و كمك امریكایی‌ها صورت گرفت‌. سرانجام دولت دكتر مصدق پس از 28 ماه زمام داری بركنار شد. دادگاه نظامی او را به سه سال زندان و به احمد آباد، زادگاه او، تبعید كرد، به طوری كه اجازه ملاقات با كسی را نداشت‌. دكتر محمد مصدق در اواخر آذرماه 1345 به سبب بروز بیماری سرطان به تهران آورده شد، و در بامداد یك شنبه 14 اسفند 1345 چشم از جهان فرو بست‌. آیت‌الله سیدحسن مدرس‌، متولد 1249 ش‌، روحانی و نماینده مردم تهران و جزو نمایندگان اقلیت دوره‌های سوم تا ششم مجلس شورای ملی بود. او در 1316 ش به جرم مخالفت با رضا شاه در زندان كاشمر به قتل رسید. کاخ موزه سعد آّباد: بناهای تاریخی تهران(3) آدرس : تجریش‌، میدان دربند كاخ موزه سعدآباد در دامنه البرز، بین میدان تجریش و دربند، در ضلع جنوبی میدان دربند ساخته شده است و از شرق به خیابان دربند، از غرب به سعدآباد و زعفرانیه و از جنوب به نظامیه منتهی می‌شود. مساحت فعلی سعدآباد در حدود 400 هكتار است‌. ساخت آن به درخواست رضا شاه پهلوی به منظور تهیه محلی ییلاقی برای خود انجام گرفت‌. امیر لشكر خدایار باغ بزرگی را در كرج برای این امر در نظر گرفت و قرار شد فردی به نام كشتكار از سوی رضا شاه باغ را رؤیت كند. اما این فرد به شاه پیشنهاد كرد تا ییلاق سعدآباد را خریداری كند. در آن زمان اراضی سعدآباد متعلق به سردار اعظم بود. حدود 4000 مترمربع مساحت و دو عمارت بیرونی و اندرونی داشت كه توسط رضا رفیع برای رضا شاه خریداری شد. بعد از خریداری سعدآباد از سردار اعظم‌، تپه علی‌خان والی نیز از پدر سرتیپ والی به مبلغ 7000 تومان خریداری و سپس كاخ شهوند (سبز) بر آن بنا شد. بعد از مدتی باغ‌های نیمه ویران دیگری‌، توسط افراد رضا خان از صاحبان آن‌ها خریداری و به تپه علی خان وصل شدند و به تدریج باغ سعدآباد فعلی به وجود آمد. در باغ سعدآباد، در مجموع 14 كاخ ساخته شده است‌. از این میان‌، پنج كاخ‌، بزرگ و بقیه به نسبت كوچك‌تر هستند. قدیمی‌ترین آن‌ها كاخ شهوند و بزرگ‌ترین آن‌ها كاخ سفید است‌. كاخ سعدآباد دارای 180 هكتار جنگل طبیعی‌، چشمه سارها، باغستان‌، گل‌خانه و ... است‌. نگارخانه‌های موجود در كاخ سعدآباد بیش‌تر در كاخ‌های اختصاصی فرزندان محمدرضا شاه احداث شده و معماری آن‌ها به سبك بناهای امروزی است‌. كاخ دو طبقه شهوند تنها كاخی است كه نمای آن به طور كامل از بیرون پیدا است‌. این كاخ در زمان سردار سپهی‌، در دامنه كمیز دره‌، روی تپه علی‌خان والی ساخته شد. ساخت این كاخ در 1301 ش شروع شد و در 1307 به پایان رسید. استاد جعفر كاشانی طراح و معمار كاخ بوده و در تزیین آن از هنرمندان و استادان ایرانی بهره گرفته شده است‌. طبقه زیرین آن شامل چند زیر زمین و طبقه بالای آن دارای یك سالن بزرگ آینه كاری است‌. آینه كاری را جعفرخان معمار انجام داده است‌. آن‌چه از شاه در این سالن به جا مانده یك میز و صندلی و زیر سیگاری او است‌. طرف راست سالن آینه دو اتاق وجوددارد كه یكی از آن‌ها اتاق كار بوده است‌. دیوار اتاق یك متر ازاره خاتم كاری دارد كه از جمله زیباترین خاتم كاری‌های جهان محسوب می‌شود. بالای خاتم كاری قطعه نقاشی‌ای با رنگ و روغن دیده می‌شود. اتاق طرف راست نیز اتاق انتظار است‌. سمت چپ سالن نیز دو اتاق است كه مقرنس و آینه كاری‌های آن در منتهای ظرافت انجام گرفته است‌. سنگ‌های بنای كاخ شهوند از زنجان و سنگ‌های ستون‌ها و مجسمه شیر و نیمكت‌ها، از خراسان فراهم شده است‌. گفته می‌شود پیمان سعدآباد كه ایران مبتكر آن بوده است‌، در 17 تیر 1316 ش‌، با حضور وزرای امور خارجه ایران‌، تركیه‌، عراق و افغانستان در محل كاخ شهوند در 10 ماده تنظیم شد و به امضا رسید. یكی از ساختمان‌هایی كه با دیواركشی از سعدآباد جدا شده كاخ معروف به احمد شاهی است‌. از پیشینه كاخ احمدشاهی كسی اطلاع درستی ندارد. در اوایل انقلاب‌، این كاخ به عنوان مكان تاریخی به ثبت رسید. در حال حاضر نیروهای مركز آموزش علوم و فنون الزهرا در آن ساكن هستند. كاخ سفید، بزرگ‌ترین كاخ مجموعه‌، مخصوص پذیرایی از میهمانان خارجی است‌. رضا شاه كاخ سفید را برای ایام تابستان‌، جهت پذیرایی از میهمانان رسمی خود در نظر گرفته بود. در ساختن این كاخ نظر محمدرضا شاه بسیار مؤثر بود. به عنوان مثال یكی از ستون‌ها به دستور او سه بار خراب شد تا عاقبت با طرح او هماهنگی پیدا كرد. این كاخ دو طبقه است‌. طبقه اول شامل سرسرایی در وسط و اتاق‌های متعدد و یك سالن بزرگ است‌. طبقه دوم نیز مانند طبقه اول طراحی شده است‌. دیوارهای اتاق‌ها و سربخاری‌ها از سنگ‌هایی با نقش‌های طبیعی است كه در برش و صیقلی كردن آن‌ها دقت فراوانی به كار رفته است‌. سنگ‌های بنای كاخ را از یزد، تفرش و خراسان‌، و سنگ سفید نمای خارج آن را از ولیآباد آورده‌اند. كاخ دیگر مجموعه كاخ محمدرضا شاه است كه به سبك بناهای تازه ساخته شده و طرح آن با كاخ شهوند و كاخ سفید، كه روح ایرانی بر آن‌ها حاكم است‌، اختلاف دارد. كاخ همسر رضا شاه از جمله كاخ‌هایی است كه بازدید آن تنها در 22 بهمن‌، سال روز پیروزی انقلاب برای عموم آزاداست‌. موزه‌های موجود در كاخ سعدآباد عبارتند از: موزه نگارگری استاد فرشچیان‌، موزه جهان‌گردی برادران امیدوار، موزه مینیاتور بهزاد، موزه آبكار، موزه پژوهشی مردم شناسی‌، موزه هنرهای زیبا، موزه هنر ملل و موزه خط و كتاب میرعماد..

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 402


نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:7]
تاریخ
رستوران های گپ، فضایی دلنشین برای گپ زدن در تهران رستوران و کافی شاپ: وبسایت مجموعه رستوران های گپ خودش را به این شکل معرفی می کند: "بخورید، گپ بزنید، ‌لذت ببرید" عشق به غذا و مصاحبت با دوستان، طرح اولیه مجموعه رستوران‌های گپ را شکل داد. به همین دلیل هم گپ زدن تا هر وقت که بخواهید در این مجموعه آزاد است. اصلا اینجا ساخته شده تا بهترین غذاها را انتخاب کنید، گوشه دنجی بنشینید، ساعت‌ها حرف بزنید و طعم خوش زندگی اجتماعی در یک شهر شلوغ و پرهیاهو را به شکل دیگری بچشید. رستوران گپ همان مکان رویایی برای همه کسانی است که از غذا خوردن و معاشرت با آنهایی که دوست‌شان دارند لذت می‌برند. همراه با چیدانه با ویژگی های معماری، نوع پذیرایی و غذاهای این رستوران بیشتر آشنا شوید. مشخصات پروژه کافه رستوران گپ محل اجرا: چهارراه جهان کودک، ابتدای حقانی شرق، خیابان شهیدی (دیدار جنوبی)، انتهای بن بست کمان، پارک آب و آتش کارفرما: عبدالوند بهره برداران: مجموعه رستوران های ویونا، خانه، کی اف سی و بنه تیم طراحی: مهدی فرجی، شهروز چگینی اجرا: مهدی فرجی، شهروز چگینی، علی گودرزی تاسیسات مکانیکی: ابولفضل جعفری تاسیسات الکتریکی: امیر سلامت مساحت زمین: ۱۷۶۰ متر مربع از زبان معماران پروژه: پروژه پس از یک دوره نسبتا طولانی متروکه ماندن، به گروه معماری راستین سفارش داده شد. با توجه با همجواری پروژه با بوستان آب و آتش تصمیم به ایجاد فضایی شفاف و وفادار به فرم اصلی گرفتیم همراه با گسترش فضاهای باز، نیمه باز و بسته. نمونه پروژه اهالی فن چیدانه: بازسازی رستوران چاشت ایرانشهر تنها با ۶ میلیون تومان! استفاده بهینه از چشم انداز به عنوان فضای دعوت کننده حائز اهمیت بود. بنابراین با طراحی و اجرای آلاچیق هایی با بامبوی اشباع شده پرسپکتیوهای تازه ای به وجود آمد. مطلب پیشنهادی: طراحی رستوران آتور در تهران با میز و صندلی های بدون پایه برای استفاده بهینه از مصالح، از بقایای چوب بامبو، دیواره های مختلف جداکننده در طرفین شرقی و غربی و شمالی سایت و نیز دیوارهای جداکننده و حائل در اطراف باغ مینیاتوری (گودال باغچه) ساخته شد. همچنین آبنمای قدیمی به یک باغ مینیاتوری تبدیل شد که یک گودال باغچه مدرن در فضای مرکزی مجموعه به وجود آورده است. متاسفانه پروژه در هفته های پایانی دچار آتش سوزی شدید شد که بسیاری از ایده های اجرا شده به خصوص در قسمت غربی سایت از بین رفت و تصاویر ارائه شده مربوط به بعد از آن هستند. نمونه پروژه اهالی فن چیدانه: کافه اسپریس ، طراحی داخلی مدرن با مصالح سنتی تجربه خانه ایرانی در رستوران خونه سام درخشانی یکی از رستوران های مجموعه گپ لذت بخش خواهد بود. چیدانه قبلا شما را با این رستوران آشنا کرده و همراه با شما بر روی پل طبیعت ، جلوه ای خاص میان آب و آتش قدم زده است. وبسایت مجموعه رستوران های گپ نوع پذیرایی و منوی غذای خود را به این شکل معرفی می کند: اینجا گپ بزنید: جشن تولد. سالگرد ازدواج. قرار ملاقات کاری. تعطیلات. مناسبت‌اش هر چه که می‌خواهد باشد و یا اصلا مناسبتی نداشته باشد. با دلیل و بدون دلیل همه ما از خوردن غذایی دلچسب، محیطی گرم و صمیمی و هم‌نشینی با دوستان‌مان لذت می‌بریم.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 610
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 12:5]
تاریخ
انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری معماری در ایران بیش از 6 هزار سال تاریخ پیوسته دارد. این معماری نه‌تنها فراتر از مرز جغرافیایی ایران امروزی نمودی بارز دارد بلكه از نظر تنوع، پهنه وسیعی را در بر می‌گیرد. عناصر طراحی نیز در معماری ایرانی از قدمتی 3 هزار ساله برخوردار است. این عناصر از تالار گوردخمه‌ها گرفته تا سقف چهارطاقی‌ها و چهارایوانی‌ها همواره در دوران‌های مختلف حضور داشته و تاثیرگذاری خود را در زندگی امروز نیز حفظ كرده‌اند. در واقع معماری ایرانی دارای استمراری بوده كه هر چند بارها بر اثر كشمكش‌های داخلی و هجوم‌های خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده، با این همه به سبكی دست یافت كه با هیچ سبك دیگری اشتباه نمی‌شود. در ایران معماری آثار تاریخی در عین اینكه دارای مفهوم و هدف دینی و آیینی است، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم، مصالح موجود، فرهنگ منطقه، فرهنگ همسایه، دین و آیین و باور و بانی بناست. معماران ایرانی تلاش می‌كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك‌ترین نقاط ممكن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند. درون گرایی یكی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده كه این امر به گونه‌ای معماری ایران را درون‌گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان‌دهی اندام‌های ساختمان در گرداگرد یك یا چند میان‌سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می‌كردند و تنها یك هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. مردم محوری مردم‌محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیازهای او در كار ساختمان‌سازی است. در ایران هم مثل مكان‌های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می‌گرفته و روزن و روشندان را چنان می‌آراسته كه فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می‌آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یك بستر است و افراز طاقچه به اندازه‌ای است كه نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار كه مخصوص مهمان است به اندازه‌ای پهناور و باشكوه بوده كه شایسته پذیرایی باشد. خودبسندگی معماران ایرانی تلاش می‌كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك‌ترین نقاط ممكن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند. به این ترتیب كار ساخت‌وساز با شتاب بیشتری انجام می‌شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازی و نوسازی نیز همیشه مصالح در دسترس است. نیارش نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح‌شناسی گفته می‌شود. معماران به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌كردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آنها به تجربه به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند كه همه بر پایه نیارش به دست آمده بود. بناهای تاریخی ایران را بر اساس سبك معماری می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی كرد: پیش از پارسی، پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. در این تقسیم‌بندی چهار شیوه خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی از شیوه‌های دوران اسلامی هستند و به دنبال دگرگونی‌های پس از آمدن اسلام به ایران پدیدار شدند. معماری پیش از پارسی محوطه قدیمی زاغه در دشت قزوین، تپه سیلك كاشان، معبد چغازنبیل مربوط به دوران عیلامیان، تپه هگمتانه و نوشیجان تپه در استان همدان از نمونه‌های این معماری هستند. نمونه دیگر این دوران، معماری مادی استودان‌ها است كه برخی از آنها را در دكان داوود در نزدیكی سرپل ذهاب، در فخریك كردستان و... می‌توان مشاهده كرد. انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری معماری پارسی محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه كوروش، كاخ آپادانا در شوش، مجموعه كاخ‌های تخت‌جمشید و آرامگاه‌های واقع در نقش رستم از نمونه‌های معماری‌های این سبك هستند. شیوه معماری پارسی، نخستین شیوه معماری ایران است كه روزگار هخامنشیان تا حمله اسكندر به ایران را در بر می‌گیرد. در این معماری، بیشتر از آنكه بتوانیم به یك سبك خاص اشاره كنیم می‌توانیم توانایی و هنر ایرانی را در تقلید درست و هماهنگی میان سبك‌های مختلف ارزیابی کنیم. در حقیقت بنیاد شیوه پارسی از همان ساختمان‌های ساده كه در سرزمین‌های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است اما پدیده تازه‌ای كه با گسترش فرمانروایی پارس‌ها روی می‌دهد، همكاری هنرمندان مختلف از سرزمین‌های گوناگون است. علاوه بر نمونه‌هایی كه به عنوان معماری پارسی ذكر شد می‌توان به الگوی چهار‌باغ اشاره كرد كه یكی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی است كه در پاسارگاد پا به منصه ظهور گذاشت و ادامه یافت. معماری پارتی معبد آناهیتا در كنگاور، كوه خواجه در سیستان، آتشكده فیروزآباد، بازه هور در نزدیكی نیشابور، كاخ سروستان و كاخ قصر شیرین از نمونه‌های معدود این سبك معماری در داخل ایران به حساب می‌آیند. طاق كسری در نزدیكی بغداد، كاخ الحضرا، مجموعه فسا و كاخ آشور از نمونه‌های این سبك معماری هستند كه خارج از مرز جغرافیایی ایران امروزی قرار دارند. شاید بتوان گفت آنچه كه ما معماری پارتی می‌نامیم، نه معماری یونانی است و نه معماری هخامنشی. در این دوران معماران به نوآوری بزرگی در طول تاریخ بشری دست یافتند كه همان پوشش‌های طاقی در دهانه‌های بزرگ و گنبدها در زمینه چهارگوش است. سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد، چراكه سه شیوه معماری ایران یعنی پارسی، آذری و اصفهانی از آنجا سرچشمه گرفته و به سراسر كشور رسیده است. شیوه خراسانی مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان؛ مسجد جامع اصفهان؛ مسجد جامع اردستان؛ مسجد جامع نایین و مسجد جامع نیریز از مثال‌های این شیوه معماری هستند. یكی از نمونه‌های ساختمان‌هایی كه در شیوه خراسانی پدیدار شد و در معماری ایران جایگاه ارجمندی پیدا كرد، مسجد است. از ویژگی‌های این شیوه سادگی بسیار در طراحی؛ پرهیز از بیهودگی؛ مردم‌محوری و بهره‌گیری از مصالح بومی است. شیوه رازی گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهار‌ایوانی)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده‌ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج‌های خرقان و مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا با این شیوه بنا شده‌اند. شیوه معماری رازی همه ویژگی‌های خوب شیوه‌های پیشین را به بهترین گونه داراست. نغزكاری شیوه پارسی، شكوه شیوه پارتی و ریزه‌كاری شیوه خراسانی در شیوه معماری رازی با هم می‌پیوندند. شیوه آذری انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری گنبد سلطانیه، مسجد علیشاه تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد جامع یزد، مسجد گوهرشاد، مسجد میرچقماق یزد، مسجد بی‌بی خانم سمرقند، گور امیر سمرقند و مسجد كبود تبریز از بناهایی به سبك معماری آذری هستند. سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد، چراكه سه شیوه معماری ایران یعنی پارسی، آذری و اصفهانی از آنجا سرچشمه گرفته و به سراسر كشور رسیده است. در این شیوه معماری بیشتر از هندسه در طراحی استفاده می‌كردند و به این سبب گوناگونی طرح‌ها در این شیوه بیشتر از همه است. ساختمان‌هایی كه در این شیوه ساخته می‌شدند، همچون گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه تبریز از اندازه‌های شاهانه برخوردار بودند. شیوه اصفهانی مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله، مدرسه خان شیراز، مجموعه گنجعلی‌خان كرمان، كاخ چهلستون، هشت بهشت، مدرسه چهارباغ اصفهان، مدرسه امام كاشان و مدرسه آقا بزرگ كاشان از نمونه‌های این شیوه معماری به شمار می‌روند. خاستگاه این شیوه اصفهان نبوده ولی در اصفهان رشد كرده و بهترین نمونه‌های آن در این شهر ساخته شده‌اند. این شیوه كمی پیش از روی كار‌آمدن صفویان از زمان قره‌قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد‌شاه قاجار، دوره نخست آن به پایان می‌رسد. دوره دوم آن زمان انحطاط این شیوه است كه در واقع از زمان افشاریان آغاز و در زمان زندیان دنبال شد ولی انحطاط كامل آن از زمان محمدشاه آغاز شد و در دگرگونی‌های معماری تهران و شهرهای نزدیك به آن آشكار شد و از آن پس دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه اصفهانی نشد.

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 213
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,

نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 11:59]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 928
کل نظرات کل نظرات : 6
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا تعداد اعضا : 47

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 243
باردید دیروز باردید دیروز : 509
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 10
بازدید هفته بازدید هفته : 1,101
بازدید ماه بازدید ماه : 752
بازدید سال بازدید سال : 140,671
بازدید کلی بازدید کلی : 531,684

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 3.219.31.204
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir