close
تبلیغات در اینترنت
چيستي معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي

RZHGBFT

چيستي معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي

banner
جستجوگر پیشرفته



بسمه تعالي

1- چيستي معماري وشهرسازي  ايراني- اسلامي

         شايد درذهن بسياري از اشخاص، مسئولينوحرفه مندان اين پرسش وجود داشته باشد كه شهر يا يك بناي واجد معماري ايراني-اسلامي چه تفاوتي با ساير ابنيه درحال احداث دارد؟ به عبارت ديگر كدام مشخصه  شهرها و اين ابنيه را از بقيه  متمايز مي نمايد؟ آيا براي ايجاد بنايباويژگيهاي ايراني- اسلامي كافيست از نمادهايي نظير تاق، قوس وگنبد استفاده كنيم؟ آياوجود مساجد در شهرها موجب اتلاف شهر ايراني- اسلامي به آنها مي‌شود. آيا برايايجاد بناي واجد ارزشهاي ايراني اسلامياستفاده از مصالح معماري دوره تاريخي نظير كاشي، آجر، خشت و... كفايت مي نمايد؟آيا معماري ايراني- اسلامي با بكار گيري بتن وفولاد درساخت وسازها مغاير است؟ آياهدف از ترويج معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي كپي برداري وتكرار معماري و شهرسازيدوره هاي تاريخي كشور است؟ آيا هدف از ترويج معماري و شهرسازي ايراني- اسلامياشاعه مفاهيم موجود آن است؟ واگر پاسخ اين پرسش مثبت است اين مفاهيم كدام استوچگونه مي توان آن را دريافت وبكار گرفت؟ آيا آنچه كه معماران و شهرسازان مسلمانايراني طراحي واجرا مي نمايند معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي تلقي مي شود؟آياآنچه از بناهاي مربوط به ساير اديان درسرزمين ما ساخته شده است در زمره ميراثمعماري ايراني- اسلامي محسوب نمي شوند؟ (يادآورمي شودكه آنچه درخصوص معماري وشهرسازي  ايراني- اسلامي بيان مي شود محدودبه مرزهاي جغرافياي سياسي كنوني نمي شود بلكه محدوده فرهنگي ايران را دربرمي گيردكه شامل عرصه اي وسيع از سرزمينهاي معاصر نظير ارمنستان، تركمنستان، آذربايجان،گرجستان، تاجيكستان، ازبكستان، افغانستان؛  بخشهاي عمده اي از عراق، تركيه وپاكستان و.. را نيز در بر مي‌‌گيرد.) آيامعماري ايراني- اسلامي منحصر به ابنيه اماكن مذهبي است؟ آيا ابنيه موجود را مي‌توانبا تغييراتي (نظير تغيير نما) واجد ويژگيهاي معماري ايراني- اسلامي نمود؟ و....

         واقعيت امر آن است كه موضوع مورد نظر پيچيده‌تر از آن است كه بتوان بهصراحت پاسخي براي تك تك اين پرسشها ارائه نمود. ليكن با تقسيم آنها به دو دستهپرسشهاي مفهومي و پرسشهاي كالبدي، توضيحاتي ارائه مي‌شود تا پاسخگوي بخشي ازابهامات موجود دراين زمينه باشد.

1-1- چيستي معماري وشهرسازي ايراني- اسلامي درمفاهيم

         معماري  و شهرسازي درذات خود داراي دوبخش صورت ( ظاهر)وباطن (مفهوم) است. بنابراين در اين دو بخش قابل معرفي است. ليكن بايستي عنايتنمود كه اين دو وجه معماري و شهرسازي  دارايارتباطي مستقيم بوده وظاهر معماري و شهرسازي بدون عنايت به باطن، بي معني استدرعين آنكه معني تا شكل كالبدي نيابد نمود وبروز عيني نخواهد يافت. حال باعنايت بهآنچه بيان گرديد ديدگاه كلي نسبت به مفاهيم معماري و شهرسازي  ايراني- اسلامي ارائه مي‌گردد.

         معماري و شهرسازي در هر مكتب اعتقاديمبتني برانديشه هاي تئوريك آن مكتب است وبنابراين آنچه كه معماري و شهرسازي ايراني-اسلامي خوانده مي شود ريشه در مباني نظري دين مبين اسلام از يكسو وفرهنگ ايرانيناشي از زندگي ديرپاي دراين پهنه از گيتي ازديگر سو، دارد. به عبارت ديگر وجودمعماري و شهرسازي كهن وباستاني سرزمين ما دردوران پيش از ظهور وبروز اسلام آموزههاي مفهومي ويژه‌اي را براي معماران اين آب وخاك به همراه داشته است كه پس از رواجدين اسلام در ايران اين مفاهيم با استفاده از مباني دين اسلام تكامل يافته وجلوهديگري يافته است. در اين خصوص البته بايستي دقت نماييم كه مباني انديشه ايمسلمانان شامل دوبخش اصول پايه اي واعتقادي وفروع رفتاري است. والبته فروع رفتاريبدون پذيرش اصول دين نقص دراعتقاد تلقي مي شود. به عنوان مثال اقامه نماز ناشي ازپذيرش اصل توحيد است وبا عنايت به اينكه  عبادت وسپاس در آيين اسلام ويژه «الله» است ( الحمدلله رب العالمين)  اقامه نماز جز براي «الله» عملي باطل وبي ارزشاست.

( فراموش نكنيم كهبسياري از مشركان وبت پرستان نيز عملي به ظاهر شبيه سجده وجود دارد، ليكن علي رغممشابهتي كه با ركوع وسجود مسلمانان دربرابرخداوند دارد باطل وبيهوده محسوب ميشود.) به عبارت ديگر رفتار انسانها در دستورات ديني ناشي از اصول دين است. اگردرتعريف اصل را امري غير قابل رد يا اثبات بدانيم، آنگاه درخواهيم يافت كه فروع پساز پذيرش اصول برپيروان آيين هاي اعتقادي فرض خواهد شد. بنابراين با اعتقاد به ديناسلام، رفتارها و  عملكرد انسان تابعدستورات دين خواهد بود. به همين قياس معماري نيز كه ريشه در اعتقاد آفرينش كالبديجمادي از سوي آدمي (به عنوان خليفه الله في الارض) دارد. واجد اصول وفروعي باشد كهاولا منبعث از اصول وفروع دين بوده وثانيا قابليت تطبيق با مختصات پهنه زيستي آنانرا داشته باشد. اصول پايه معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي درادامه وبا ذكر مصاديقآن ذكر مي‌گردد. ليكن پيش از ادامه اين مبحث ياد آوري‌ مي شود كه اصول دين درتمامياديان الهي حداقل در سه اصل «توحيد، نبوت ومعاد» مشترك است به همين دليلواعتقاد به رواج اديان توحيدي درايران پيش از گسترش دين مقدس اسلام در اينسرزمين  معماري و شهرسازي ايراني دارايارزشهايي ناشي از تكيه براصول سه گانه مذكور بوده است كه با ظهور اسلام توسط  اصول «عدل وامامت» تكميل گرديده است.بدين منطق اصطلاح معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي معني ومصداق يافته ونقطه تمايزمعماري و شهرسازي  ايراني- اسلامي  بامعماري ديگر كشورهاي مسلمان نشين تعين مييابد. تعادل درايجاد دو منار درمساجد وايجاد تعادل درنماي آنها واحداث حسينيهدرمجموعه بناهاي عمومي مصاديق اين اصول دربعد كالبدي است. حال اگر به قياسي سادهپاسخگويي دين از ابتدايي ترين مسائل دنيوي تا بالاترين مقاماتي كه آدمي درآنجا جزخدا نبيند (رسد آدمي بجايي كه بجز خدا نبيند) را مدح نظر قراردهيم،  درمي يابيم درآفرينشهاي كالبدي از سوي «خليفهالله» نيز بايستي پاسخگويي به بدوي ترين نيازهاي دنيوي وتوجه به بالاترين مراتبدرك الوهيت را شاهدباشيم. بدين سان درمي يابيم كه ابنيه داراي مراتبي است كه درادامه به آنها اشاره خواهيم نمود، ليكن آنچه كه مسلم است بكارگيري برخي ازرفتارهاي ناشي از آموزه هاي ديني كه دربناهاي اين معماري مابه‌ازاء كالبدي داردقابل رهگيري است. به عنوان مثال صداقت درمعماري بومي سرزمين ما در صراحت دربكارگيري مصالح(عدم استفاده از نماهاي كاذب)، قناعت (استفاده از مصالح بومي وپرهيزازبيهودگي)، عدم تظاهر ورياكاري (معماري درونگرا) و رعايت حقوق همسايگان(عدم اشرافبناها به يكديگر) و... ازجمله مواردي است كه مي تواند براي همگان قابل ادراك باشد.درعين آنكه مفاهيم تمثيلي موجود دراين معماري را نيز مي توان با اندكي مداقهدريافت نمود. به عنوان مثال بازار كه به عنوان ركن اصلي اقتصاد وحيات اكثر شهرهايايراني- اسلامي مطرح است، داراي ساختاري محوري وعبوري است كه اشاره اي به عدمپايداري وگذران بودن دوره حيات مادي است و يا عبور از گذرهاي محله اي، مكث در هشتيهاي ورودي ونيل به حياط خرمي كه داراي آب ودرختان مثمر است (به عنوان مصداقي ازجنات تجري من تحت الانهار) از طريق راهرويي كم عرض،  اشارتي به طي مراحل حيات دنيوي، توقف در عالمبرزخ، عبور از پل صراط و سكونت در بهشت برين است، احداث باغ در تمثيل از بهشت وباايجاد حصاري كه آن را از دنياي پيرامون جدا مي سازد استفاده ازآب ودرخت به عنوانتمثيل جنات تجري من تحت الانهار، استفاده از درخت زندگي (سرودرفرهنگ ايراني ازنقوش برجسته تخت جمشيد تا تمامي باغهاي ايراني به عنوان نماد درخت زندگي وجاودانگيبكار گرفته شده است) ودرختان مثمربه تمثيل (و فكهه كثيره لامقطوعه ولاممنوعه )(سوره مباركه واقعه آيات 32و33) وعمارتي كه پاداش مومنين دربهشت است ومسيرهايمستقيم دسترسي كه اشارت به «صراط المستقيم» موردانتظاراهل ايمان است، نمونه هايديگري از ايهام موجود درمعماري وشهرسازي ايراني- اسلامي به شمار مي آيد. بافت درهمتنيده ويكپارچه درشهرهاي فرهنگي وتاريخي، همسايگي بناهاي ريزدانه دركنار بناهايفاخر ووسيع، عدم وجود محلات بالاشهري وپايين شهري، مركزيت مسجد در محلات ومبدائيتمسجد جمعه درمركز اين شهرها، حامل پيامهاي ديگري است كه مي تواند به تداعيپيچيدگيهاي آفرينش، مخاطرات موجوددرشناخت صراط مستقيم وخطرات گمراهي درجهان گذران،لزوم توجه واحسان به مستمندان ودرماندگان منتهي شود.

1-2-چيستي معماري وشهرسازي  ايراني- اسلامي در ظاهر

         باعنايت به آنچه مذكور افتاد، وتوجه بهاينكه معماري وشهرسازي ايراني واسلامي دربرگيرنده گستره‌اي از پاسخگويي به ابتداييترين نيازهاي دنيوي آدمي تا توجه به عالترين نيازهاي معنوي است موجب مي‌شود تا دراين معماري شاهد احداث كفسازيهاي ساده وابتدايي با استفاده از ابتدايي‌ترين مصالحموجود وپيچيده ترين نقوش هندسي درآسمانه‌ها با بهترين مصالح موجود باشيم.

         شناخت مختصات طبيعي وتبديل تهديدات آنبه فرصت (نظير استفاده از بادگيرها درمعماري دوره تاريخي ايران كه بادهاي مزاحم رابراي تهويه ابنيه بكار مي گيرد.[1])وسعي دركمالگرايي دائمي (كه در بررسي سيرتحول مساجد از نمونه مساجد شبستاني تاتركيب مسجد ومدرسه[2])قابل درك وشناسايي است مراتب ديگري از بهره گيري از فرهنگ ديني درمعماري وشهرسازيايراني اسلامي است.

         استفاده از مصالح بومي وقابل بازيافتموجود درطبيعت هريك از شهرها كه از مهمترين ويژگيهاي معماري وشهرسازي ايراني-اسلامي به شمار مي رود علاوه برايجاد هماهنگي ميان طبيعت موجود ومحيط مصنوع بهدليل دردسترس بودن اينگونه مصالح موجب كاهش هزينه هاي ساخت خواهد گرديد. ضمن آنكهوابستگي به ديگركشورها راكاهش داده وگامي درجهت خودبسندگي نيزبه شمار مي رود.درعين حال ممارست دراستفاده از مصالح موجود در محل، زمينه هاي عملي آشنايي باويژگيهاي اين مصالح از نظر نقاط قوت وضعف آن را نيز براي استفاده كنندگان مشخصخواهد نمودكه دراين حالت مي توان با انجام پژوهش‌هاي مورد نياز نسبت به تقويتمصالح و رفع ضعفهاي احتمالي آنها اقدام نمود. والبته دراين زمينه تجربه چندين قرنزندگي درزيست بوم نيز در اختيار مجريان خواهد بود. بنابراين يكي از ساده ترينتوصيه هاي قابل ارائه درجهت تقويت جايگاه معماري و شهرسازي ايراني- اسلامي را ميتوان بهره گيري از مصالح بومي تلقي نمود.     

         بنابراين و به جميع جهات دستيابي بهجايگاه بهره گيري از چنين مراتبي درمعماري وشهرسازي معاصر اگرچه امري دشوار استليكن الگو برداري از برخي اقدامات نظير عدم استفاده از نقوش هندسي آسمانه ها دركفسازيها، رعايت صداقت در معماري، عدم اشراف به منازل همسايگان، خودداري ازرياكاري و زرق و برق در نماها و جداره‌ها امري ميسراست. مسلما به همانگونه كه شرطلازم براي ايمان به اسلام اقامه نماز و انجام فرايض مشابه است، رعايت موارد مذكوربخشي ازشروط لازم براي نيل به تبلور معماري وشهرسازي ايراني واسلامي محسوب مي شود.

2- اصول و مفاهيم بنيادين در معماري و شهرسازي  ايراني اسلامي

       پيش از وارد شدن به اين مفهوم ضروري استيادآور شويم كه شهر به معناي رايج آن در شهرسازي ايراني و بويژه شهرسازي دورهاسلامي «محل تجلي تمدن» است و به همين سبب شهرهاي ايراني اسلامي از ابتدايشكل گيري اولا به عنوان شهر ايجاد شده است (به عبارت ديگر در اين تمدن هرگز يكروستا به شهر تبديل نمي شود) و ثانيا بر مباني نظري مشخص در بستر طبيعي احداث شدهاست و بديهي است شهري كه مقرر است محل تجلي تمدن باشد، به قطع و يقين داراي مبانينظري ويژه‌اي براي طراحي و احداث است. كما اينكه ارتباط كالبد، محيط زندگي انسانيبا بستر طبيعي در مجتمعهاي زيستي روستايي نيز مشاهده مي شود. اما اين ارتباطماهيتا با ارتباط مشابه آن در شهر متفاوت است بنابر آنچه گفته شد و با عنايت به مشاهدات عيني در معماري و شهرسازي  شهرهاي ايراني- اسلامي مفاهيم بنيادينزير در كليه شهرهاي اين دوره رعايت شده است. و در عين حال اين مفاهيم داراي مابه ازاء معماري نيز هست.

 

2-1-مركزيت:

تمامي بناها و ساختار شهرهاي ايراني – اسلامي داراي مركزيتي است كه اگر چه ممكن است با مفهوم آن در دانشرياضي (هندسه) و علوم تجربي (بويژه شيمي) متفاوت باشد لكن مفهومي است كه ما بهازاي كالبدي آن به صورت مركز يا محور در شهرها نمود و بروز دارد. به عنوان مثال دربسياري از شهرهاي ايراني- اسلامي بازار مركز شهر است  و محلات شهري پيرامون آن شكل گرفته‌اند. هرمحله يك مركز محله دارد كه اين مركز محله با يك محور مهم به بازار شهر متصل است.در بازار نيز مسجد جامع مركز سياسي- عبادي- اجتماعي شهر است و در محلات مساجدمحلات همين نقش را ايفا مي‌نمايند. و در معماري  نيز مركزيت گاه در وجود شبستان و گنبدخانه مسجدتجلي مي‌يابد و گاه در حياط مركزي خانه ها و 000

    1. نظم و نظام

       در معماري و شهرسازي  ايراني- اسلامي نظمي حاكم است كه با نگرش رياضي-هندسي شايد به سادگي قابل تشخيص نباشد لكن با مطالعات ميداني و شهودي مي توانيم بهاين نظم و ويژگيهاي آن پي ببريم. به عنوان مثال ترتيب دسترسي به بازار شهر ازواحدهاي همسايگي آغاز مي شود. اين واحدهاي همسايگي گاه درون در بندها و يا هشتي‌هايمشترك است و گاه به صورت كوچه‌هاي بن بست. عبور از اين واحد همسايگي ما را بهمعابر كم عرض كه اصطلاحا «كوي» گفته مي شود مي‌رساند و عبور از كوي ما را به معبرعريضتر رهنمون است معابر مذكور پس از تجميع از كوي‌هاي مختلف به مركز محله منتهيمي‌شوند و معبري مهمتر و پهن تر مركز محله را به مركز شهر متصل مي‌سازد. در اينجاذكر اين نكته ضروري است كه وسعت و جمعيت هر يك از محلات شهر دامنه مشخصي دارد بهگونه‌اي كه در يك نظام محله‌بندي شده شهرهاي كهن هيچ يك از محلات به اندازه دومحله ديگر وسعت نداشته و هرگاه توسعه يك محله (كه اصطلاحا به آن كلان محله گفته ميشود) شرايط ايجاد يك محله جديد (از نظر كالبدي- جمعيتي) را فراهم نموده است، اينمحله به دو محله كوچكتر تقسيم شده است. به همين سبب علي رغم آنكه شهرهاي ايراني-اسلامي فاقد نظم هندسي و شطرنجي است لكن به فراخور آنچه گفته شد داراي نظم شهودي ويا نظام است و تجلي گاه آن سلسله مراتب دسترسي‌هاي شهري و انتظام فضايي و كالبديمذكور است. در معماري نيز عدم دسترسي مستقيم هيچيك از فضاهاي اصلي از درون فضاهاي باز، هندسه حاكم بر فضاها اصلي فرعي (وجود سهدري‌ها و پنج درها و 000) از جمله ويژگيهاي مربوط به وجود نظم و نظام تلقي مي‌شود.

       

    1. ابهام و ايهام

      معماري و شهرسازي  ايراني اسلامي دارايابهام و ايهام است. ايران سرزميني است كه به سبب ويژگيهاي سوق‌الجيشي و طبيعيهمواره مورد توجه و دشمني واقع شده است. ايران در طول قرنهاي متوالي پل ارتباطيشرق و غرب بوده است و به همين سبب تقريبا هر نيم قرن يك بار نبردي بزرگ در اينسرزمين روي داده است. بنابراين زندگي جامعه ايراني همواره با نشيب و فراز و احساسخطر ناامني توام بوده است. در چنين شرايطي ايجاد شهري كه بتواند در مقابل حملاتدشمنان مقاومت نمايد از اولويت‌هاي طراحي محسوب مي شده است. وجود ابهام در نظامسلسله مراتبي دسترسي شهر، درون گرايي ابنيه، كم عرض بودن معابر شهري، ارتباط ميانابنيه طريق معابر زيرزميني علاوه بر ايجاد رعب و وحشت در ميان مهاجمان امكان دفاعو گريز را براي ساكنين شهرها فراهم نموده است. به همين سبب شهرهاي ايراني اسلامي برايساكنين آن كاملا شناخته شده است و براي بيگانگان پيچيده و غيرقابل درك است. در معماري ايراني اسلامي نيز وجود د يواره‌هاي بلند، حضورهشتي، ارتباط ورودي به حياط و 0000 نمونه هايي از بكارگيري ابهام و ايهام بشمار ميرود.

    2. تعادل

      معماري و شهرسازي ايراني- اسلاميمتعادل است بدان مفهوم كه با شناخت طراحان و ايجاد كنندگان، از بستر طبيعي آن،اولا ميزان جمعيت پذيري شهر متناسب با توان و ذخيره موجود در طبيعت تنظيم مي‌گرديد.ثانيا توسعه كالبدي بناها و  شهر با اتكاء به مصالح طبيعي موجود در منطقهانجام مي‌گرفت. ثالثا تقسيم بندي بناها اجزاءشهرو خدمات مورد نياز آن به گونه اي متناسب صورت مي‌پذيرفته است.

      به عنوان مثال تمامي محلات شهر قابليت رفع نيازهاي روزمره ساكنين آن محلهرا دارند. (تمامي محلات داراي مسجد، حمام، آب انبار و 0000) مي‌باشند و سايرنيازهاي شهروندان در مقياس شهري در مركز شهر (غالبا بازار شهر) تامين مي شود دراين شهر افراد فقير و غني در كنار هم در محلات  ز ندگي مي‌كنند و اختلافات اقتصادي موجب ايجاد اختلافات طبقاتيو محلات ناهمگون نمي شود). در معماري نيز تعادلميان اجزاء تشكيل دهنده فضاهاي معماري بويژه در نماها و احجام قابل درك و شناسايياست.

      2-4-كمالگرايي

      معماري و شهرسازي ايراني اسلامي كمالگراست به اين مفهوم كه داراي سير تكاملي است و در طول اعصار مختلف سعي در رفعكمبودها و ايجاد شرايط فضايي، كالبدي، اجتماعي و فرهنگي بهتر براي شهروندان است.به عنوان مثال در دوره صفويان پايتخت ايران سه بار تغيير يافته است و به فراخورنياز پايتخت به توسعه شهري تجارب متفاوت توسعه شهري به صورتهاي مختلف مشاهده ميشود. طراحي توسعه در شهر تبريز با ايجاد ميداني بروز مي‌كند كه بقاياي آن امروزهبه عنوان ميدان صاحب‌الامر وجود دارد، و ميدان به عنوان مفصل توسعه شهر مطرح مي‌شودسپس قزوين به عنوان پايتخت انتخاب مي شود دراين شهر مفصل توسعه شهر يك محور است كهدر محل خيابان سپه كنوني شهر بقاياي آن پابرجاست و نهايتا در اصفهان با ايجادميدان نقش جهان و محور چهارباغ كه تركيبي از دو اقدام پيشين است، شيوه توسعه شهريروند تكاملي خود را طي مي‌نمايد. سير تكاملي معماريايراني- اسلامي را در بهترين شكل آن مي‌توان در تحولات ساختاري مسجد مشاهده نمودكه مساجد از شبستاني تا چهار ايواني و تركيب با مدرسه تغيير مي‌يابد.

    3. تنوع

      تنوع از ديگر مفاهيم بنيادين بكار گرفته شده در طراحي شهر و بناهاي ايراني اسلامي است. طراح  معمار و شهرساز ايراني- اسلامي اگر چه داراي ابهام وايهام براي بيگانگان است لكن براي حفظ سرزندگي و شناسايي براي ساكنين اصلي خود رانيازمند به ايجاد تنوع مي داند و به همين سبب در مقياسهاي خرد و كلان تنوع ايجادشده است. به عنوان مثال تقريبا در هيچ يك از شهرهاي ايراني- اسلامي دو معبر كاملاهمسان وجود ندارد. علاوه بر اين با استفاده از عناصر و نشانه‌هاي شهري و ايجادساباطها و طاقنماها و استفاده از بازي سايه و گياه و استفاده از عناصر نمادين درمحل تقاطع معابر و پيچ و خم گذرها فضاي حركتي متنوعي را براي عابرين فراهم نمودهاست. ضمن آنكه استفاده از عناصر نشانه‌اي نظير سردرهاي رفيع بناهاي مهم شهر، مناره‌هاو گلدسته‌ها و استفاده از مصالح متفاوت زمينه ايجاد خوانايي و تنوع فضايي و كالبديرا ايجاد نموده است.

      تنوع موجود در مراكز محلات و بازار شهر نيز از نمونه‌هاي ديگر مصداقيبراي اين مفهوم است همچنين ايجاد تنوع در فرمها و احجام بكار گرفته شده بناهايمعماري از ديگر بارزه‌هاي شهرسازي ايراني- اسلامي است. تنوع د ر معماري را مي‌توان در غيرهمسان بودن تمامي ابنيه معماري و تنوعجزئيات آنها و تنوع در معماري نقاط مختلف كشور مشاهده نمود.

       

       

    4. هماهنگي با طبيعت:

      معماري و شهرسازي ايراني اسلامي ارتباطيدوسويه با طبيعت دارد. به گونه اي كه در تمامي بناهاي معماري درون شهرها خلاصه‌اياز طبيعت ايجاد شده است. در شهر ايراني- اسلامي بناها داراي حياطي مركزي است كه درآن ساكنين علاوه بر آنكه امكان مشاهده آسمان- ماه و ستارگان و خورشيد را دارنددرون آن آب نما و گل و گياه نيز منظور شده است. مصالح مورد استفاده در ساخت وسازها مصالح طبيعي و بويژه خاك است كه عوارض تخريبي بر محيط طبيعي نداشته و درصورت تخريب بنا اين مصالح قابل بازيافت و استفاده مجدد است. علاوه بر اين جهت‌گيريابنيه به گونه‌اي است كه بهترين بهره‌برداري از عوامل طبيعي (تابش آفتاب، وزش بادو بارش نزولات جوي) را به همراه داشته باشد. ضمن آنكه در پاره‌اي از نقاط بهفراخورد نياز با ابداع عناصري نظير بادگير و فضاهايي نظير شبستان و شوادانتهديدهاي طبيعي موجود را به فرصت تبديل نموده‌اند.

    5. حفظ حريم و حرمت اشخاص و خانواده:

      حفظ حرمت خانواده و اشخاص در معماري وشهرسازي  ايراني از ديگراصول مورد نظر طراحان بوده است. به گونه‌اي كه در طراحي بناهاي مسكوني هيچگونهاشرافي از همسايگان متوجه ساكنين نيست. و در عين حال بر روي در ورودي خانه‌ها كوبه‌هايمتفاوت نشانگر جنسيت مراجعه كننده است. در شهر در كنار هر در ورودي دو سكوي نشيمنبراي رهگذران خسته تعبيه شده است. ساباطهاي ايجاد شده در بخشهايي از معابر افرادرا از گزند تابش شديد آفتاب و بارش نزولات جوي محافظت مي‌كند و عرض معابر متناسببا ابعاد فيزيكي عابرين پياده و توجه به اولويت حركت آنان طراحي شده است.

    6. پرهيز از اصراف

      استفاده كافي و متعادل از امكانات موجود شهر در ايجاد آن از ديگر مطالبمهمي است كه مورد عنايت طراحان معمار و شهرساز  ايراني اسلامي است.محدوديت منابع موجود در بستر طبيعي شهر موجب شده است تا در شهر و بناهاي ايراني اسلامي طراحي واجرا با حداقلهاي انجام شود.

      بنابراين فضاهاي زندگي و فعاليت نيز تنها در حد نياز تامين شده است و ازايجاد بناهاي وسيع و غيركاربردي اكيدا اجتناب شده است و در همين راستا بناها باابداع فرمهاي سازه‌اي متناسب مستحكم ساخته شده است تا براي مدتهاي طولاني‌تريبتواند مورد استفاده قرار گيرد.

    7. كامل بودن:

      معماري و شهرسازي ايراني اسلامي كامل استبدين مفهوم كه شهر واجد تمام نيازهايشهروندان از نظر تاسيسات و خدمات شهري، شبكه دسترسي و 000 در آن پيش‌بيني شده است.همچنين بناها و  شهر از نظر كالبدي كامل است به گونه‌اي كه  شهر غالباداراي حصاري است كه محدوده شهر را مشخص مي‌كند بنابراين هر گونه توسعه‌اي درون اينحصار صورت مي‌گيرد. و هر گاه نياز به توسعه بيشتر در خارج از حصار وجود دارد باشناسايي امكانات توسعه، حصار شهر تعويض مي شود و شهر درون حصار جديد توسعه مي‌يابد. همين اصل در معماري بناها نيز كاملا ساري و جاري است كاملبودن اجزاء و كامل بودن بناها قابل مشاهده است.

      2-9- آرامش

      شهر ايراني محل تجلي آرامش است و به نظر مي‌رسد مجموعه موارد گفته شدهپيشين همگي در ايجاد آرامش براي شهروندان و ساكنين بناها و  شهر ايراني- اسلاميموثر است. مسلما مواردي نظير نظم، تنوع، تعادل، كمالگرايي، هماهنگي با طبيعت، حفظحريم و حرمت اشخاص و افراد همگي به ايجاد شرايط تجلي آرامش براي ساكنين به صورتمستقيم دخالت دارند. و از آنجا كه دين مهمترين پناهگاه انسان براي رسيدن به آرامشاست مسلما توجه طراحان بناها  شهرهاي ايراني و اسلامي به مباني پايه دين اسلامموجب توجه ويژه آنها به لزوم ايجاد آرامش در معماري و شهرسازي  خواهد بود.

                        3- مراتب بناها:

               بناها را براساس ويژگيهاي معنايي ميتوان به سه دسته كلي تقسيم نمود. دسته نخست بناهايي را شامل مي‌شود كه پاسخگوينيازهاي بسيار ابتدايي انسان از قبيل حفاظت دربرابرتابش آفتاب و بارش نزولات جويو... است، اين مرتبه از ابنيه را «سرپناه» مي ناميم. دسته دوم بناهايي استكه علاوه بر آنكه نيازهاي اوليه ساكنين را مرتفع مي نمايد ازاستحكام نيزبرخورداراست و از نظر عملكردي نيز پاسخگوي نيازهاي فيزيكي انسان است از نظر صرفهجويي درمصرف انرژي واقتصاد ساختمان نيز مناسب هست و... اين گروه از ابنيه را « ساختمان»مي‌ناميم. دسته سوم ابنيه‌‌اي را شامل مي شودكه علاوه بر مراتب مذكور احساساتدروني و معنوي آدمي را نيزتحت تاثير خود قرار داده وموجبات بروز احساس رضايتوآرامش اورا فراهم مي نمايد چنين مرتبه اي را«معماري» قلمداد مينماييم[3].واگر بخواهيم نمونه هايي از اين سه مرتبه را مثال آوريم مي‌توان در مرتبه نخست بهكپرهاوبناهاي ساخته شده در بخشهاي معروف به سكونتگاههاي غيررسمي(حاشيه نشيني)اشاره نمود مرتبه دوم اكثر بناهاي درون شهري معاصرراشامل مي‌شود و مرتبه سوم بناهايينظير بناهاي مسكوني دوره قاجار و مساجد و مدارس كهن چون مسجد شيخ لطف الله اصفهانرا دربرمي گيرد. بديهي است با چنين تعريفي نمي توان انتظار داشت بناهايي كه درمرتبه ساختمان قراردارند واجد ارزشهاي معماري ايراني- اسلامي شوند زيرا اينگونهابنيه فاقد شرط لازم براي نيل به چنين جايگاهي هستند. حال طبيعي است اين پرسش مطرحشود كه معماري در چه شرايطي تحقق مي يابد؟ درپاسخ به اين پرسش لازم است يادآورشويم كه معماري بارزه كالبدي تمدن است وتمدن امري تدريجي و بطئي است نه دفعي وآني.بنابراين معماري نيازمند  صبر و حوصله وممارست فراوان بوده و دركوتاه مدت غير قابل تحقق است. آنچه كه درحال حاضر دستيافتني است تحقق مرتبه ساختمان است وتلاش براي نيل به معماري را بايستي برنامه ايميان مدت وبلند مدت قلمداد كنيم وتحقق آرمان دستيابي به معماري اصيل وهويتمندايراني- اسلامي را به فراهم شدن عوامل دخيل دراين امر موكول نماييم.                           

      4- نسبت معماري وشهرسازي  ايراني اسلامي با خلاقيت وجهاني شدن:

               شايددريك تعريف رايج معماري راهنرسازماندهي خلاقانه به فضا بدانيم وبراين اساس بيانديشيم كه جايگاه خلاقيتدرمعماري و شهرسازي معاصر بارويكرد ايراني- اسلامي چيست؟ پيشرفتهاي جهاني وظهورسبكهاي جديد معماري و روشهاي نوين شهرسازي  دركشورهاي پيشرفته چه تاثيري مي تواند دراين امرداشته باشد؟ به عبارت ديگر مثلا نسبت معماري ايراني- اسلامي با معماري فولدينگوسبكهاي مشابه چيست؟ باعنايت به تئوري ايجاد دهكده جهاني وجهاني شدن اقتصاد وروابطبين المللي چگونه مي توانيم به حفظ واشاعه معماري و شهرسازي ايراني- اسلاميدرمرزهاي جغرافيايي ايران نايل شويم؟

               درمقام پاسخ نكات زيرقابل توجه است:نخست آنكه: معماري و شهرسازي معاصر (ازپيدايش معماري و شهرسازي مدرن تاكنون)  بر نفي تمام و كمال ارزشهاي بومي و بدعت گذارياز طريق ايجاد فرمهاي نامانوس و ايجاد فضاهايي كه صرفا به عملكرد معطوف است،استوار شده و بنابراين خلاقيت به مفهوم رايج در اين روش‌ها نه تنها امري پسنديدهمحسوب نمي شود بلكه بايد آن را مذموم تلقي نماييم. دوم آنكه: معماري و شهرسازيمقولاتي فرهنگي وپديده‌هايي  سرزميني استبنابراين انطباق آن بر اهداف نهضت جهاني شدن كه تهديدي جدي براي تمامي مقولاتفرهنگي محسوب مي شود، گمراهي به شمار مي آيد. رويكرد توجه به معماري وشهرسازي ومعماريايراني- اسلامي  ضرورتي براي حفظ فرهنگبومي و مولفه هاي آن محسوب مي شود.   

       

       

      5- فناوري ونحوهبكارگيري آن در معماري وشهرسازي ايراني -اسلامي

               شايد در ذهن بسياري از علاقمندان بهمعماري ايراني- اسلامي اين پرسش متبادر شده باشد كه موضع ما در قبال نحوه بهرهگيري از فناوريهاي نوين در معماري معاصر چيست؟ اين امر بيش از هرچيز ناشي ازفرافكني افرادي است كه درمقابل هياهوي كشورهاي صنعتي دچار خودباختگي بوده وتصور ميكنند كه بهره گيري از ارزشهاي معماري ايراني- اسلامي الزاما به معناي تكرار گذشتهواحداث بناها با استفاده از الگوهاي همسان معماري گذشته است. در پاسخ بايستي ابتداويژگيهاي استفاده از فناوريهاي نوين رادريابيم وسپس دراين خصوص اظهار‌نظر نماييم.براستي فناوري مطلوب كدام است؟ آيا به صرف استفاده يك كشور اروپايي از يك فناوريبايستي آن فناوري را به عنوان امري مقدس نصب العين قرار داده و بدون انطباق آنباويژگيهاي طبيعي، تاريخي وفرهنگي كشور خود آن  را بكار گيريم؟ واقعيت امر آن است كه هر  فناوري جديد، زماني مطلوب وقابل پذيرش خواهد بود كه از تمامي جوانب برنمونه هاي پيشين رجحان داشته باشد. به عنوان مثال اگر يك فناوري جديد تنها باعثافزايش سرعت عمليات اجرايي ساختمان شود آيا موارد ديگري نظير مخاطرات زيست محيطي،ايمني ساخت وساز، صرفه اقتصادي، هماهنگي با اقليم و.... را  بايستي مورد بي توجهي قراردهيم؟ به نظرمي رسدكه پاسخ اين پرسش منفي است. بديهي است‌كه پذيرش يا عدم پذيرش  فناوري يا  مواد و مصالح ساختماني مستلزم پاسخگويي آن به ابعاد مختلف مورد نظر ازجملههماهنگي با ويژگيهاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي محل است. بنابراين مصالح جديدي ميتوانند در نظام اجرايي معماري وشهرسازي معاصر بكار گرفته شوند كه اولا با ريخت كليمصالح موجود در بخشهاي فرهنگي وتاريخي شهرها همخواني داشته، ثانيا قابل بازيافتبوده، ثالثا از نظر بافت، رنگ وجنس با بسترطبيعي و بافت فرهنگي وتاريخي كشور ماسازگاري داشته باشند و رابعا از نظر ويژگيهاي فني واجرايي نظير صرفه جويي درمصرفكارمايه (انرژي)، دوام، مقاومت در برابر فرساينده‌هاي طبيعي، انعطاف پذيري دربرابرزلزله و..... بر مصالح مصرفي موجود برتري داشته باشد.

               با عنايت به آنچه گفته شدو با ملاحظهتجارب گذشته، به نظر مي رسدكه بكار‌گيري فناوريهاي جديد وتوليد مصالح نوين رامعطوف به مطالعه، پژوهش، آزمايش وتلاش به رفع كمبودهاي موجود درمصالح بومي وافزايشقابليتهاي آنهامتناسب با نيازهاي معاصربدانيم. كما اينكه پژوهشهاي مداوم انجام شدهبر روي بتون (كه مصالحي وارداتي وداراي مضرات فراواني ازجمله تخريب محيط زيست، ميباشد)  در مراكز تحقيقاتي كشور ما كهمنجر  به پيشرفتهاي قابل توجهي در اينزمينه شده است، چنانچه برروي مصالح بومي متمركز مي شد، علاوه برحفظ ويژگيهاي بوميموجب رفع نواقص احتمالي آنها نيز مي‌گرديد.

      غلامرضا ميثاقيان

       



[1] اثر بادهاي نامطلوب درطبيعت را مي‌توان با احداث بناها در جهات متناسب محدود نمود ليكن در معماري دورهتاريخي با ابداع بادگيرها از باد مزاحم براي تهويه و خنك نمودن فضاهاي زيستي بهره‌برداريشده است.

[2] -مساجد اوليه در كشور ما بصورت شبستاني احداث شده‌اند ليكن در روندي تكاملي ابتداواجد ايوان شده‌اند سپس مساجد دو ايواني ابداع مي‌شوند، در ادامه اين روند ساخت مساجدچهار ايواني مرسوم مي شود و نهايتا اين مساجد، مدارس علميه تركيب شده و مسجد-مدرسه را پديد مي‌آورند.

[3]  مفاهيم سرپناه، ساختمان و معماري در طول يكديگرقرار دارند بنابراين مرتبه معماري در برگيرنده مراتب ساختمان و سرپناه نيز محسوبمي شود و مرثيه ساختمان شامل سرپناه نيز به حساب مي‌آيد.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 39
:: ارسال شده در: آرشیو کل , معماری و شهر سازی ,
:: مطالب مرتبط: خبر فوری , پست ویژه , دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ PDF دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ – کتاب نویفرت (Neufert) یکی از مراجع , چگونه از هک شدن سیستم جلوگیری کنیم؟ , آشنایی با رشته معماری داخلی به اعتقاد بعضی ها معماری مادر همه هنرهاست که تعاریف مختلفی از آن ارائه , نکاتی برای انتخاب رشته معماری!!! , شاخه های مختلف معماری کارشناسی ارشد معماری به 4بخش تقسیم میشه که هرکدوم از این بخشا خودشون دارای گر , مهندس معماری معرفی شغل، محیط کار، فعالیت های شغلی، شرح وظایف و ... مهندسی معماری برای شما است، اگر ... , معرفی رشته معماری , دانلود کنید: تصاویر پس زمینه ویندوز 10 با کیفیت 4K و Full HD , دستورات اتوکد همراه با مخفف آن , زیر گنبد کبود؛ تصاویری زیبا از سقف بناهای تاریخی ایران , فهرست موضوعات - علم و فن آوری - معماری و عمران , سخن اول.... مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از ط , محاسبه شیب زمین و شیب رمپ در این آموزش تصمیم دارم که نحوه محاسبه شیب زمین یا شیب رمپ را براتون توضیح , ورود به سیستم دانشگاه پیام نور https://reg.pnu.ac.ir/Forms/AuthenticateUser/main.htm برای دانشجویان عزیز دسترسی آسان لین , عکس های باور نکردنی از قبل و بعد ارایش مجموعه : آرایش صورت و زیبایی عکس های باور نکردنی از قبل و بعد , چگونه یک مرد ایرانی از هیچی به یک میلیاردر تبدیل شد مجموعه : مطالب جالب و خواندنی چگونه یک مرد ایرا , تصاویر زیبای هیئت‌ های قدیمی عزاداری , جملات و تصاویر عاشقانه ✔جـــــــــای دلـــــــم خـــــالـــــی✔ سَر بِہ زیر وُ ساڪِت وُ بـ ے בَس ,
:: برچسب‌ها: چيستي معماري و شهرسازي ايراني اسلامي ,
نویسنده
نویسنده : ali tavakkoli
تاریخ : [جمعه 13 شهريور 1394 ] [ 11:3]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
خبر فوری تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
پست ویژه تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394
دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ PDF دانلود رایگان کتاب نویفرت ۲۰۱۴ – کتاب نویفرت (Neufert) یکی از مراجع تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
پست فوری تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
چگونه از هک شدن سیستم جلوگیری کنیم؟ تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1395
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 930
کل نظرات کل نظرات : 4
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا تعداد اعضا : 44

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 3,067
باردید دیروز باردید دیروز : 382
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 1
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 3
بازدید هفته بازدید هفته : 3,749
بازدید ماه بازدید ماه : 3,890
بازدید سال بازدید سال : 3,890
بازدید کلی بازدید کلی : 3,890

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.81.158.195
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir